فیدیبو نماینده قانونی انتشارات تیسا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب شهرهای کوچک و میانی

کتاب شهرهای کوچک و میانی
برنامه‌ریزی و توسعه

نسخه الکترونیک کتاب شهرهای کوچک و میانی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب شهرهای کوچک و میانی

در سالهای اخیر، کشورهای جهان بطور عام و کشورهای درحال توسعه بطور خاص، به ضرورت ایجاد و حفظ تعادلهای منطقه‌ای، عدالت اجتماعی و فضایی، تمرکززدایی و گرایش به الگوهای توسعه‌ی یکپارچه توجه بیشتری نشان می‌دهند و با الزامات پدید آمده، دولتها، به ترجیح نگرش فضایی سیستمی در برنامه ریزی‌های ملی و منطقه‌ای سوق داده شده‌اند. بدیهی است یکی از مشخصه‌های نظام شهری در کشورهای در حال توسعه، از جمله در ایران، توزیع فضایی نامتوازن جمعیت و منابع در پهنه سرزمینی و منطقه‌ای است؛ موضوعی که بطور مکرر در منابع گوناگون بحث می‌شود (فنی. زهره، ۱۳۸۲ به نقل از: Rondinelli,1983:381؛ رضایی و تقوایی، ۱۳۸۹: ۶۷). این شکل از توزیع فضایی نامتوازن جمعیت و منابع، بر افزایش قیمت زمین و هزینه‌های محلی مانند دستمزد و ترابری در شهرهای بزرگ تاثیر می‌گذارد. به عبارت دیگر با افزایش قیمت زمین و دستمزدها در شهرهای بزرگ، بر تراکم استقرار صنایع، فعالیت‌ها و سکونت انسانها در آنها افزوده شده و این روند سبب افزایش هزینه‌های ترابری محلی شده است. این عامل دفع کننده از شهرهای بزرگ نیز مانند زمین، جایگزین ناپذیر و نیازمند زیرساخت‌های مهم با هزینه‌های زیادی است. ازدحام و مشکلات ترافیکی، یکی از معضلات گریز ناپذیر شهرهای بزرگ معاصر است. ازدحام ترافیکی، علاوه بر ناراحتی‌های روحی و جسمی که ایجاد می‌کند، هزینه‌های زمانی و مالی(سوخت، راننده، و تجهیزات) زیادی برای صاحبان سرمایه و بنگاه‌های اقتصادی به همراه دارد. البته باید گفت که پیامدهای منفی ناشی از تراکم ترافیکی تنها به دلیل تجمع بالای جمعیت و فعالیت شهری نیست بلکه علاوه بر آن، مدیریت ضعیف شهری، پراکنده رویی شهری، سامانه‌ی آمد و شد همگانی ناکارآمد، این پیامدها را تشدید می‌کنند.

ادامه...

بخشی از کتاب شهرهای کوچک و میانی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

مقدمه

در سالهای اخیر، کشورهای جهان بطور عام و کشورهای درحال توسعه بطور خاص، به ضرورت ایجاد و حفظ تعادلهای منطقه ای، عدالت اجتماعی و فضایی، تمرکززدایی و گرایش به الگوهای توسعه ی یکپارچه توجه بیشتری نشان می دهند و با الزامات پدید آمده، دولتها، به ترجیح نگرش فضایی سیستمی در برنامه ریزی های ملی و منطقه ای سوق داده شده اند.
بدیهی است یکی از مشخصه های نظام شهری در کشورهای در حال توسعه، از جمله در ایران، توزیع فضایی نامتوازن جمعیت و منابع در پهنه سرزمینی و منطقه ای است؛ موضوعی که بطور مکرر در منابع گوناگون بحث می شود (فنی. زهره، ۱۳۸۲ به نقل از: Rondinelli,1983:381؛ رضایی و تقوایی، ۱۳۸۹: ۶۷). این شکل از توزیع فضایی نامتوازن جمعیت و منابع، بر افزایش قیمت زمین و هزینه های محلی مانند دستمزد و ترابری در شهرهای بزرگ تاثیر می گذارد. به عبارت دیگر با افزایش قیمت زمین و دستمزدها در شهرهای بزرگ، بر تراکم استقرار صنایع، فعالیت ها و سکونت انسانها در آنها افزوده شده و این روند سبب افزایش هزینه های ترابری محلی شده است. این عامل دفع کننده از شهرهای بزرگ نیز مانند زمین، جایگزین ناپذیر و نیازمند زیرساخت های مهم با هزینه های زیادی است(۳). ازدحام و مشکلات ترافیکی، یکی از معضلات گریز ناپذیر شهرهای بزرگ معاصر است. ازدحام ترافیکی، علاوه بر ناراحتی های روحی و جسمی که ایجاد می کند، هزینه های زمانی و مالی(سوخت، راننده، و تجهیزات) زیادی برای صاحبان سرمایه و بنگاه های اقتصادی به همراه دارد. البته باید گفت که پیامدهای منفی ناشی از تراکم ترافیکی تنها به دلیل تجمع بالای جمعیت و فعالیت شهری نیست بلکه علاوه بر آن، مدیریت ضعیف شهری، پراکنده رویی شهری، سامانه ی آمد و شد همگانی ناکارآمد، این پیامدها را تشدید می کنند. در مجموع الگوی استقرار جمعیت و کانون های زیستی از نظام بهره گیری متناسب ظرفیت ها و استعدادهای موجود پیروی نکرده است و چشم انداز اسکان جمعیت، تصویر متعادل و مناسبی را به دست نمی دهد. این الگوی توزیع نامتوازن مراکز شهری، تاثیر بارزی بر روند توسعه ی شهری برجای گذاشته است. قطب های متمرکز و شهرهای بزرگ با جذب نیروی کار بیشتر، حوزه های پیرامونی، شهرهای کوچک و کم توان یا نقاط محروم با دفع نیروی کار و جمعیت رو به رو هستند. با وجود اهمیت و کششی که بزرگی کالبد و جمعیت شهری برای فعالیت های اقتصادی و تجاری دارد، انسان ها و فعالیت های زیادی هم تمایلی به سکونت و استقرار در مادرشهرها ندارند. چنانچه در منابع آمده است جمعیت شهرنشین زیادی به سمت سکونت در خارج از شهرهای بزرگ، گرایش دارند و بیش از ۸۵ درصد جمعیت ایالات متحده، و ۸۰ درصد جمعیت انگلستان، خارج از نواحی مادرشهری زندگی می کنند (Polese, M., 2009:49).
پژوهشگران و جغرافیدان های شهری، برای شناخت مجموعه ها و سامانه های شهری و سکونتگاهی در کشورهای گوناگون، به دنبال شناخت و مطالعه نیروهایی هستند که جمعیت و فعالیت های اقتصادی را به بیرون از شهرهای بزرگ می رانند یا به عکس، به طرف آنها می کشانند. از این رو در بعضی از کشورهای جهان، طی دهه های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، بررسی های زیادی انجام شده که اغلب به شناخت و تحلیل اهمیت مناطق کلانشهری و شهرهای بزرگ و یا جستجوی راههای کاهش فشار و تنگناهای شهری ـ منطقه ای، در قالب سیاست شهرهای جدید، شهرکهای اقماری و مانند آن پرداخته اند. بر پایه این مطالعات، اعتقاد به اینکه، اصولاً شهرهای درجه دوم و سوم، از لحاظ اقتصادی (بازگشت سرمایه) و جمعیتی (جذب جمعیت اضافی) نمی توانند کارآیی و توان لازم را داشته باشند، به تدریج قوّت گرفت. البته این دیدگاه های کم اعتبار، حاصل اندیشه ها و تحولات همان دهه ها، بیشتر در جوامعی مطرح بود که توسعه را روند انباشت سود و سرمایه، بدون توجه به توزیع متناسب آن در پهنه ی سرزمینی کشورشان تلقی می کردند؛ در حالی که بتدریج، یکی از ارکان مفهوم توسعه در دهه های بعد، یعنی جامعیت و یکپارچگی آن، در رفع عدم تعادل های اقتصادی ـ اجتماعی مناطق درون کشورها، مطرح شد که در پرتو آن باید به تمامی کانون های سکونتگاهی، با دید آمایشی فراگیر توجه می شد. بنابراین، بر پایه ی ایده ی آمایش یکپارچه و پایداری توسعه، خلاء و ضرورت پرداختن به اهمیت نقش و کارکردهای شهرهای درجه دوم و سوم، یعنی شهرهای میانی و کوچک، پیوسته وجود داشته است. اگرچه اغلب، برنامه سازان و برنامه ریزان در مراحل گوناگون، کوشیده اند تا در عمل از مراکز کوچک سکونتگاهی، بیشتر فاصله بگیرند و شهرهای کوچک زیر یکصد هزار نفری، در گزارش ها و بررسی ها، کمتر مورد توجه بوده اند، ولی طبق آنچه در منابع آمده است (UNFPA.org/state of World population/2007: 4-5)، شمار زیادی از جمعیت شهری جهان (۵۲ درصد از کل جمعیت شهری جهان)، در شهرهای پانصد هزار نفری زندگی می کنند و از این رو، نقش شهرهای کوچک و میانی در جذب مازاد جمعیت شهری قابل توجه و حائز اهمیت است. البته گزارش های موجود نشان می دهد که مسائل و مشکلات این شهرها، ازجمله کمبود منابع انسانی، مالی و فنی نادیده گرفته شده اند. این کمبودها، سبب تضعیف و کاهش نقش خدمات رسانی این شهرها در بخش های مسکن، حمل و نقل، تامین آب سالم، دفع بهداشتی پسماندها و خدماتی از این قبیل می شود. همزمان، بخش کوچک اما قابل توجهی از کارها و مطالعات، بر پایین ترین سطح از سیستم شهری متمرکز شده اند که نقاط شهری بهم پیوسته و ناپیوسته کمتر از ۲۰۰۰۰ نفر جمعیت را در بر می گیرد. این نوشتگان عمدتا و بطور دوره ای، در برخی منابع از جمله، مجله های تخصصی شهرهای کوچک که دانشگاه واشنگتن چاپ کرده و دیگری مجموعه مقالات کنفرانس شهرهای کوچک و اجتماعات منطقه ای، چاپ دانشگاه ویسکانسین-استیون پوینت(۴)، یافت می شود (Ofori-Amoah,1997:32). البته رشد جمعیت و رشد اشتغال بخش صنعتی در دهه ۷۰-۱۹۶۰، در پهنه های بیرون از مادر شهرهای آمریکای شمالی موجب شد تا مطالعاتی در این زمینه برای حل مسائل فقر روستایی با تاکید بر شهرهای کوچک انجام گیرد(۵) و کتابهایی در این باره منتشر شوند.
اما بطور کلی مطالعات شهری، به دلایل زیر مجبور است بر دو حد پایین و بالا از سیستم های شهری متمرکز شود: یکی اینکه شهرهای بزرگ در بردارنده ی هر آنچه زیر عنوان «شهری» مورد توجه و خواست مردم قرار دارد، هستند؛ ضمن اینکه ساز و کارهای موثر این شهرها بر حیات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مناطق و مردم، توجه داشته و برنامه ریزی پیوسته ای را طلب می کنند. ولی در حوزه شهرهای بزرگ، نقاط شهری کوچک (در حد پایین سیستم) هم بسیار زیادند و نقش، عملکرد، دلایل وجودی و آنچه موجب تداوم حیات شهرهای کوچک می شود، برای ادامه حیات شهرهای بزرگ نیز اهمیت دارد. شاید به همین دلیل، در بیشتر کشورهای توسعه یافته، بویژه در امریکای شمالی، اغلب شهرها، کمتر از ۱۰۰ هزار نفر جمعیت دارند (Ibid:3)؛ ولی در درون جریان اصلی مطالعات شهری، این گروه از شهرها کمتر مورد توجه بوده اند. در نتیجه تحقیقات و اطلاعات زیادی درباره ی آنها موجود نیست. برای نمونه مشخص نیست که آیا همان الگوها و گرایشاتی که هویت شهرهای بزرگ را شکل داده اند در مورد شهرهای کوچک نیز وجود دارند یا خیر. درنتیجه، برنامه ریزان و دست اندرکاران شهرهای کوچک که باید به موضوعات برخاسته از شرایط متغیر این شهرها بپردازند، بر مدلها و سیاست هایی تاکید و اکتفا می کنند که با شرایط و موقعیت خاص آنها همخوانی ندارد.
برخی از پژوهش های اخیر در این زمینه بر مراکز درونی شهرهای کوچک و توسعه ی اقتصادی این شهرها متمرکز شده اند.(۶) این نوع کارها نسبتا اندک اند؛ به علاوه بیشتر آنها یا معطوف به زمان خاصی اند و یا بر جنبه های خاصی از شهرهای کوچک مثلا مراکز شهری و یا توسعه ی اقتصادی متمرکزند و به این ترتیب همچنان نکات مبهم و ناشناخته ای از شهرهای کوچک باقی می ماند. برای نمونه ویلیام وایت(۷)، اندیشگر و منتقد امریکایی مسائل شهری و شهروندی، در کتاب «زندگی اجتماعی در فضاهای شهری کوچک» می نویسد(۸): مقیاس، متغیری کلیدی در بررسی های مربوط به زندگی اجتماعی در شهرهاست. او معتقد است، خلق فضاهای سرزنده در شهرهای کوچک به چند دلیل مشکل تر از شهرهای بزرگ است. زیرا در شهرهای بزرگ، جمعیت بیشتری در مراکز زندگی و فعالیت می کنند و اگرچه این تراکم مشکلاتی پدید می آورد، ولی منبع بالقوه مهمی برای تامین بهره برداران از فضاهای باز شمرده می شوند.
وایت باور دارد که رفتار مردم شهرهای بزرگ بسیار به هم شبیه است؛ ولی این همانندی در شهرهای کوچک همان ملیت کمتر دیده می شود. وی در طراحی شهری، به طراحی از پایین به بالا معتقد بود، به این معنا که کار را باید از فهم مردمی که از فضاها استفاده می کنند آغاز نمود و همواره تاکید داشت که مردم با پاهای خود به صلاحیت مکان خود برای زندگی رای می دهند و درواقع آنها از فضاهایی استفاده می کنند که در آن آسوده باشند و از فضاهایی که چنین نباشد، گریزانند (پاکزاد.ج. ۱۳۸۹: ۴۳۰).
بنابراین می توان نتیجه گرفت که شناخت شهرهای کوچک، نیازمند شناخت ماهیت، ویژگی و پویایی های این شهرهاست، بویژه آنهایی که بینابین شهر میانی و شهر بزرگ قرار دارند. در نهایت اینکه بر مبنای مطالعات و بررسی های انجام شده، سوالاتی به شرح زیر پدید آمد که چارچوب و شاکله اصلی اثر حاضر را تشکیل می دهند:

* دلایل ضرورت تاکید و تمرکز بر رویکرد شهرهای کوچک و میانی در توسعه ی منطقه ای- ملی کدامند؟
* چه رابطه ای بین اندازه شهر و صرفه های اقتصادی وجود دارد؟
* کدامیک از رویکردهای توسعه منطقه ای کارآمد، بر اثرات توسعه ای این دو گروه از شهرها تاکید و تمرکز دارند؟
* موجودیت شهرهای کوچک و میانی چه رابطه ای با موضوع توسعه ی پایدار شهری دارد؟
* آیا می توان بین فرایند جهانی شدن و عملکرد این شهرها رابطه ای برقرار نمود؟
* در شرایط کنونی، چه نقش ها و کارکردهای تازه و پیشرفته ای، برای این دو گروه از شهرها قابل بررسی و پیشنهاد هستند؟

بر پایه ی این پرسش های همانند، کتاب حاضر در شش فصل تدوین و تالیف شده است. فصل اول به تبیین مفاهیم و کلیات، فصل دوم به مبانی نظری، فصل سوم در حوزه ها و نقشهای کارکردی- توسعه ای شهرهای میانی و کوچک، فصل چهارم به تشریح تجارب جهانی در خصوص شهرهای میانی و کوچک، فصل پنجم به تبیین راهبردها و اقدامات در برنامه ریزی شهرهای میانی و کوچک و سرانجام، فصل ششم کتاب به تشریح جایگاه شهرهای میانی و کوچک در نظام شبکه ی شهری ایران اختصاص یافته است.

سخن ناشر

انتشارات سازمان شهرداری ها و دهیاری های کشور از آغاز کار خود (۱۳۷۱ خورشیدی) همواره در پی نشر اندیشه های نو سرزمینی خود یا برگردان تفکرات تازه جهانی و به گونه ای انتقال و به روز کردن دانش نوپای شهرسازی در کشور بوده است. یکی از بهترین نمونه ها در راستای اهداف کتابی است به نام شهرهای کوچک که پدیدآور نخست کتاب پیش رو، سرکار خانم زهره فنی سال ها پیش (۱۳۸۲) تالیف نموده و با استقبال همه دلبستگان مسائل شهر و شهروندی روبه گردید. چندانکه این کتاب ۱۲۰ صفحه ای در یک سال به دو چاپ رسید؛ چاپ نخست با شمارگان ۲۰۰۰۰ و چاپ دوم آن با شمارگان ۱۰۰۰ جلد که در آن سال برای ناشر کارنامه ای درخشان شمرده می شد.
انتشارات با یک پیش نگری در پیشگفتار برای چاپ دوم چنین نگاشت؛ «کتاب شهرهای کوچک»، رویکردی دیگر در توسعه منطقه ای با استقبال دانش پژوهان به چاپ دوم خود رسید. کتابی که توانسته است گوشه ای از زوایای تاریک و مبهم ساختار نظری مربوط به نقش شهرهای کوچک در توسعه منطقه ای را روشن سازد؛ به طوری که مورد استفاده چشمگیر کارشناسان امر قرار گیرد.
ناشر امید دارد که با تلاش قابل تحسین مولف گرامی، در آینده این کتاب را با دیدگاه ها و نظرات جدیدتر وپرمحتواتری، به جامعه دانشگاهی و دست اندرکاران امر برنامه ریزی منطقه ای و شهری ارئه نماید که چنین نیز شد و پدیدآور با قولی دانشورانه که سپرده بود با هم قلم خود خانم دکتر اشرف السادات باقری دست به کار نوشتن کتابی شدند که اکنون در پیش رو دارید، کتابی که فصلی نو را بر خود پیوسته و چه خوش هم نشسته است.
در جهان شهرگرای سده بیستم میلادی، باشندگان کلان شهرها با دشواری های فراوان و شکننده ای روبه رو شدند که همه اندیشه ورزان را به بازنگری و بازتعریف مسائل شهری کشانید. از آن جمله تلاش در کند کردن و وارونه کردن روند مهاجرت سیل آسا به سوی شهرهای بزرگ و کلان شهرها بود. پدیدآورندگان در این اثر برای کاستن از چنین فشارهای شکننده ای، اندیشه شهرهای کوچک و میانی را پیش کشیده و بدان پرداخته اند، البته به زبانی دانشگاهی. این شهرها به باور پدیدآورندگان، گریزگاهی خواهند بود برای تمرکز جمعیت و دیگر بحران های کنونی کلان شهرها و ابرشهرهای زاده شده کنونی.
انتشارات با توجه به هدفی که در آغاز گفته شد، بر آن گردید تا این اندیشه ی نوآمد را در پیش چشم همه دانشوران، دانشجویان و برنامه ریزان بگستراند. امید آنکه این کتاب آغازی برای یافتن راهکارها باشد.

انتشارات سازمان شهرداری ها و دهیاری های کشور
زمستان ۱۳۹۳

پیشگفتار

با گذشت قرن ها از شهرنشین شدن انسان و شکل گیری شمار زیادی از ایده ها و اندیشه های بزرگ برای بهبود زندگی شهری، هنوز کشورهای درحال توسعه، با مسائل ناشی از توزیع نامناسب و بی توازن جمعیت، منابع و ثروت در پهنه های ملی و منطقه ای مواجهند. موضوعاتی که پژوهش ها اثبات کرده اند، ریشه در سیاست ها و برنامه های جهانی، ملی، منطقه ای و شهری- محلی دارند. در شکل گیری و تکوین نظام فضایی-مکانی شبکه سکونتگاهی هر کشور، عوامل گوناگونی از جمله عناصر طبیعی، شرایط اجتماعی-اقتصادی، تاریخی، و ساخت سیاسی و ایدئولوژیک حاکم بر سیاستگذاری ها موثر و دخیل هستند. اگر این عوامل و شرایط بصورت یکپارچه و سیستمی همسو و متناسب با رشد و تکامل متعادل این شبکه نباشند و یا به هردلیلی یکی از این عوامل بطور سازنده ای تاثیرگذار نباشد، زمینه ی رکود و مشکل آفرینی شبکه سکونتگاهی پدید می آید.
موضوع اهمیت سیاست و برنامه ریزی شهرهای کوچک و میانی، ریشه در یکی از دیدگاه های کلیدی مطرح شده نیمه ی دوم سده ی بیستم میلادی، با عنوان «توسعه و عمران منطقه ای»(۱) دارد که در درون خود نظریه ها و ایده های متفاوتی را پرورانده و همواره اعتبار علمی و توسعه ای خود را حفظ کرده است. شاید یکی از مهم ترین آنها، این ایده باشد که «توسعه منطقه ای، نه به معنای ورود و ادغام چند کشور یا چند منطقه در نظام های داد و ستد آزاد، بلکه به معنی ضد آن، یعنی توسعه و آبادانی همه مناطق در محدوده ی یک کشور است». اهمیت خاص این دیدگاه، به ویژه برای کشورهای درحال توسعه، معنا و مصداق بیشتری پیدا می کند، چرا که برای آنها، تنها برنامه توسعه ی منطقه ای یکپارچه؛ یعنی تلاشی برای توسعه همه مناطق خارج از مادرشهر اصلی که پهنه و اثرات آن همه نواحی روستایی و شهری را در برگیرد، نجات دهنده خواهد بود. براساس نتایج بررسی ها و پژوهش های(۲) نویسندگان کتاب حاضر، یکی از تلاش ها و چالش های موثر در دستیابی به این مهم، تمرکز بر شهرهای کوچک و میانی در سیاست گذاری ها، تعیین و ارزیابی کارکرد و نقش آّنها در برنامه ریزی توسعه ی محلی، منطقه ای و ملی تشخیص داده شد؛ اگرچه هنوز نتوانسته اند جایگاه و اهمیت خاص خود را در برنامه های اجرایی منطقه ای و ملی به دست آورند. بر این اساس، برخی از معضلات و تنگناهای محلی، منطقه ای و ملی که ضرورت این توجه را تشدید می کند، عبارتند از: توزیع فضایی نامتعادل جمعیت؛ مهاجرت بی رویه با جهت گیری روستا - شهری به خصوص شهرهای بزرگ و میانی؛ نبود تعادل در توزیع امکانات، فرصت ها و نیروهای اقتصادی در سطح منطقه ای، با گرایش مثبت برای مادر شهر منطقه و گرایش منفی برای شهرهای کوچک و میانی.
بررسی و تلاش در رفع یا کاهش این مسائل و معضلات، راهکارهای بنیادی و ریشه ای را طلب می کند که با توجه به دلایل زیر، رویکرد یا دیدگاه تقویت شهرهای کوچک و میانی می تواند به عنوان یک رویکرد و سیاست محوری دراین زمینه مطرح و بررسی می شود:

* جایگاه و تاثیر سلسله مراتبی این شهرها در شبکه شهری و سکونتگاهی منطقه که می تواند موجب توزیع متعادل جمعیت و جلوگیری از تمرکز آن شود؛
* عرضه کارکردها و زمینه های مختلف اقتصادی ـ اجتماعی به حوزه محلی و به تبع آن کاهش مهاجرت ها یا تغییر جهت آنها از نواحی و کانون های شهری بزرگتر به کانون های کوچکتر؛
* شهرهای میانی و کوچک باایفای نقش بازار مرکزی حوزه ی نفوذ روستایی و منطقه ای، ضمن ارائه خدمات متنوع در این زمینه، محرک مهمی در تقویت و استحکام اقتصادی نواحی روستایی و شهری پیرامون قلمداد می شوند.

همچنین از اهداف مهم بررسی سیاست شهرهای کوچک و میانی در سطح توسعه یکپارچه منطقه ای، می توان به استدلال و ارزیابی علمی آن و آزمون جایگاه عملکردی و اهمیت گرهگاهی این مرتبه از شهرها در توسعه ی یک منطقه یا پهنه ی معین اشاره کرد که این مهم، با مطالعه نظریه ها و دیدگاه های مرتبط آغاز می شود و با بررسی و تحلیل جوانب ساختاری این شهرها، میزان اثرگذاری و پیوستگی آن ساختارها با ساختار کلان منطقه از یک طرف و ساختار خُرد حوزه ی روستایی-شهری از سوی دیگر، قابل بررسی و تحلیل است.

زهره فنی ـ اشرف السادات باقری

فصل اول: مفاهیم، تعاریف و کلیات

تعاریف و مفاهیم

توسعه و توسعه ی منطقه ای

تا به امروز تعریف های متعددی از توسعه ارائه شده که همگی دارای مضامین و رویکردهای مشابهی هستند. برای نمونه وقتی مایکل تودارو، توسعه را فرایندی چند بعدی می داند که مستلزم تغییرات بنیادی در ساختارهای اقتصادی، اجتماعی، شرایط عمومی و نهادهای ملی به منظور کاهش فقر و نابرابری است (فنی.ز.۱۳۹۳)؛ می توان آن را با روندی که به دنبال افزایش توانایی های انسانی، اجتماعی و اقتصادی در پاسخگویی به نیازهای انسانی مترادف دانست که چنانچه هر دو تعریف، بر تامین منافع و نیازهای نسل آینده تاکید داشته باشند، مفهوم و رویکرد توسعه ای پایدار را مطرح می کنند.
توسعه ی منطقه ای که از رویکردهای بنیادین در دانش و حرفه برنامه ریزی نیز هست، عبارت از بکار بردن مفاهیم و روشهای توسعه ای در سطح کوچکتر از فضای ملی در درون کشورهاست. در منابع آمده است که از برنامه ریزی توسعه ی منطقه ای، اغلب دو مفهوم استنباط می شود: (سازمان برنامه و بودجه، ۱۳۶۴، صرافی.م. ۱۳۷۷) یکی منطقه ای کردن برنامه های ملی و دیگری، برنامه های ملی بدون تمرکز منطقه ای است. مفهوم نخست، تنها به محتوا و مقیاس برنامه های ملی مربوط می شود؛ یعنی برخی از طرح های و برنامه ها، در دو مقیاس ملی و منطقه ای تنظیم و هدف مند شوند. در حالی که مفهوم دیگر، بر پایه گرایش تصمیم گیریها به صورت «نامتمرکز»(۹) استوارست و به موجب آن، مقامات محلی (شهری) و منطقه ای (استانی) در تنظیم، تصویب و اجرای برنامه های مربوط به منطقه خود مشارکت مستقیم دارند.

فضا

فضا از جمله مفاهیمی است که در میان پژوهشگران و اندیشمندان علوم گوناگون، تعاریف و معانی مختلفی دارد؛ ولی بیشترین توجه و کاربرد را در دانش جغرافیا، بویژه جغرافیای انسانی داشته است. در این دانش، فضا، تجلی گاه تمامی فعالیت های انسانی و غیرانسانی است که در پیوندی دوسویه باهم هستند. فضا مجموعه ای متشکل از محیط و کالبد فیزیکی عملکردها و روابط است. برای شناخت بهتر قلمرو و مفهوم فضا می توان ویژگیهایی برای آن متصور شد که عبارتند از: (شکویی. ح. ۱۳۷۵: ۲۸۶-۳۰۰)
۱. محتوا یا درون مایه ی فضا: همه پدیده ها و عوارض طبیعی و انسانی شامل ناهمواری ها، زندگی گیاهی و جانوری، مزارع، شهرها، راهها و کارخانه ها از جمله محتوا یا درونمایه ی فضا هستند؛
۲. ابعاد فضا: شامل فاصله، جهت، موقعیت و بعد؛ از این رو، فضا ماهیتی چندگانه دارد.
۳. فرایند فضایی: ساز و کاری است که توزیع یک یا چند پدیده یا عارضه را در بعد زمان پدید می آورد. از این رو، در هر فرایند فضایی، گونه ای رابطه ی علی و معلولی را در قالب زمان می توان بررسی کرد.
۴. الگوهای فضایی: به دنبال تصمیم گیری های انسانی، الگوهای فضایی شکل می گیرند که غالبا از سه عنصر فرم یا شکل، نقاط یا گره ها، خطوط، حوزه ها یا سطوح جغرافیایی تشکیل می شوند.

نظرات کاربران درباره کتاب شهرهای کوچک و میانی