فیدیبو نماینده قانونی نشر تیر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب هنر و زیبایی در قرون‌وسطی

کتاب هنر و زیبایی در قرون‌وسطی

نسخه الکترونیک کتاب هنر و زیبایی در قرون‌وسطی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب هنر و زیبایی در قرون‌وسطی

این اثر کوتاه در صدد است که درباره پیشرفت تاریخیِ برخی از مشکلات موجود در اصول زیبایی‌شناسی و نظریات زیبایی‌شناسی که همه انرژی و پویندگی تمدّن لاتین زبانِ قرون‌وسطی را به خود مشغول ساخت، به بررسی و تحقیق بپردازد. آن هم در فاصله زمانی‌ای که از قرن ششم میلای آغاز می‌شود و تا قرن پانزدهم میلادی ادامه می‌یابد. جمله «لاتین‌زبانان قرون‌وسطایی»، ما را به یاد فیلسوفان مکتب اسکلاستیک، و سپس به یاد کلّ محتوای فرهنگی این فلسفه می‌اندازد. امّا همزمان، از فرهنگ مردم عامی نیز سخن می‌گوید، و نگرانی دائمی من، پافشاری روی این نکته است که چگونه نظریات مرسوم و رایجِ آن دوران، با حساسیت فعلی و واقعی آن هنگام، و تولیدات و فرآورده‌های هنریِ واقعی آن برهه از تاریخ در ارتباط با یکدیگر بوده است. هدف من از توضیح دادن تئوری زیبایی‌شناسی، کشف این واقعیت است که این نظریه، چگونه و تا چه اندازه با آن دوران انطباق داشته، و به همان اندازه، تا چه مقدار از واقعیت‌های آن عصر، فاصله داشته است؛ و نیز دریابم چه روابط پرمعنایی میان اصول زیبایی‌شناسی قرون‌وسطایی و سایر جنبه‌های تمدّن و فرهنگ قرون‌وسطی، وجود داشته است. به طور خلاصه، سعی دارم نتیجه بگیرم که آیا نظریه زیبایی‌شناسی موفّق شده بود پاسخ‌هایی مؤثر و مفید به سؤالاتی که از لذّت و تفریح، و تولیدات نشأت می‌گرفته است ارائه کند، و این که اساسا زیبایی دارای چه معنا و مفهومی برای انسان قرون‌وسطایی بوده است؟ و این که چگونه نظریه‌ای فلسفی، می‌توانسته است به عنوان محرّک و مسیری برای تجربه هنری و اجرای ملموسِ هر اندیشه هنری و معنوی به شمار رود؟...

ادامه...
  • ناشر نشر تیر
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.82 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۶۸ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب هنر و زیبایی در قرون‌وسطی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

مقدمه

این اثر کوتاه در صدد است که درباره پیشرفت تاریخیِ برخی از مشکلات موجود در اصول زیبایی شناسی و نظریات زیبایی شناسی که همه انرژی و پویندگی تمدّن لاتین زبانِ قرون وسطی را به خود مشغول ساخت، به بررسی و تحقیق بپردازد. آن هم در فاصله زمانی ای که از قرن ششم میلای آغاز می شود و تا قرن پانزدهم میلادی ادامه می یابد.
جمله «لاتین زبانان قرون وسطایی»، ما را به یاد فیلسوفان مکتب اسکلاستیک(۱۳)، و سپس به یاد کلّ محتوای فرهنگی این فلسفه می اندازد. امّا همزمان، از فرهنگ مردم عامی نیز سخن می گوید، و نگرانی دائمی من، پافشاری روی این نکته است که چگونه نظریات مرسوم و رایجِ آن دوران، با حساسیت فعلی و واقعی آن هنگام، و تولیدات و فرآورده های هنریِ واقعی آن برهه از تاریخ در ارتباط با یکدیگر بوده است. هدف من از توضیح دادن تئوری زیبایی شناسی، کشف این واقعیت است که این نظریه، چگونه و تا چه اندازه با آن دوران انطباق داشته، و به همان اندازه، تا چه مقدار از واقعیت های آن عصر، فاصله داشته است؛ و نیز دریابم چه روابط پرمعنایی میان اصول زیبایی شناسی قرون وسطایی و سایر جنبه های تمدّن و فرهنگ قرون وسطی، وجود داشته است. به طور خلاصه، سعی دارم نتیجه بگیرم که آیا نظریه زیبایی شناسی موفّق شده بود پاسخ هایی موثر و مفید به سوالاتی که از لذّت و تفریح، و تولیدات نشات می گرفته است ارائه کند، و این که اساسا زیبایی دارای چه معنا و مفهومی برای انسان قرون وسطایی بوده است؟ و این که چگونه نظریه ای فلسفی، می توانسته است به عنوان محرّک و مسیری برای تجربه هنری و اجرای ملموسِ هر اندیشه هنری و معنوی به شمار رود؟...
امیدوارم که این نوع شیوه معرّفی، بر اعتراضی اجتناب ناپذیر فائق آید: این که در قرون وسطی، اساسا از هیچ نوع اصول زیبایی شناسی اثری نبوده است، و این که اندیشمندان آن دوران بیشتر تمایل داشتند خود را در «فلسفه بافی هایی» متافیزیکی غرق کنند... فرایافت هایی که ماهیتی همزمان ابهام آمیز و خشک داشتند، و با در هم آمیخته شدن با افسانه و قصّه و تمثیل، حالتی پریشان تر و آشفته تر به خود می گرفت...
حال، چنانچه (با کمک اصول زیبایی شناسی)، آدمی مایل باشد از فرایندِ هنریِ بخصوصی سخن بگوید، (برای مثال بیان نظریه کروچه(۱۴) که معتقد بود: «هنر، همانا حسّ ادراک مافوق روحی شاعرانه ای از احساس است...») آن گاه به راستی می توان گفت که فلسفه قرون وسطی هرگز در برابر چنین اصول زیبایی شناسی، سرِ تسلیم فرود نیاورد! امّا کنجکاوی ما در قلمرو هنر و زیبایی، (که در هر دورانی از تاریخ بشری، آن هم در جهت آفرینش آثاری زیبا، همه افکار و اندیشه اندیشمندان و خردمندان را به خود مشغول ساخته است)، پیوسته بر اساس نوعی «عدم درک واقعی» از شیوه صحیح، و تجلّی مطلقا توضیح ناپذیرِ برخی از ژرف نمایی های تاریخی، پایه ریزی شده است.
امّا به جای این کارها، ناگزیر هستیم به دنبال ابزارها و شیوه هایی باشیم که هر دوره از زمان، مشکلات زیبایی شناسی مخصوص زمانِ خود را با کمک آن از میان برد... مشکلاتی که خود را نسبت به حساسیت ها، و فرهنگ مردم آن دوران آشکار می ساخت... آن گاه کنجکاوی تاریخی ما، به راستی به عنوان تلاشی شایسته، نه در جهت آن که اظهار بداریم اصول زیبایی شناسی از نظر «ما» چگونه است، بلکه بیشتر برای معرّفی تاریخچه تمدّنی خاصّ، از نقطه نظر حساسیت و آگاهیِ زیبایی شناسیِ متعلّق به همان دوران، جلوه خواهد کرد... و چنانچه ما همه تشابهات و هماهنگی های عقیدتی و مکتبی، و نظریات بررسی شده را کنار گذاریم، شاید بتوانیم دریابیم هنوز کدامیک از آنها، از ارزش و اعتبار خاصلاًی در افکار و اندیشه معاصر ما برخوردار است... در ضمن، می توانیم با وضوح بیشتری مشاهده کنیم کدامیک از مشکلات معاصر ما، در نظریات قرون وسطایی ریشه دارد: نظریاتی که در اغلب وقت ها، به قدری از توجّه و علائق ما به دور است که به سختی می توان به درک آنها نائل آمد. قلمرو اصول زیبایی شناسی، از غنای خاصّی برخوردار است. در این کتاب، ما به بررسی برخی از مشکلات مهم تری که ذهن اندیشمندان قرون وسطایی را به خود مشغول ساخته بود، خواهیم نشست و درخواهیم یافت که کدامیک، سزاوار بیشترین توجّه و اهمیت ما خواهد بود. به همین دلیل، ترجیح می دهم درباره موضوعات خاصّی به بحث بپردازم، و صرفا خود را به معرّفی نظریات فیلسوفان و اندیشمندان گوناگون محدود نسازم، و با انجام این کار، میدان فعالیت خود را بیش از پیش گسترده سازم! زیرا همواره در داخل هر نظام خاصّی، اظهارات نظری درباره اصول زیبایی شناسی ارائه شده است، که به سختی می توان موفّق به تحلیل و یا درک آنها شد (چرا که عمیقا، ریشه در مباحث فلسفی دارد...)
در واقع، فلسفه قرون وسطایی، با حالتی بسیار دقیق و وسواس گونه، عمیقا در سنّت ریشه دارد. هر نوع تجددگرایی، و هر نوع افکار بدیع و نوپردازانه، بدون هیاهو و جنجال از راه می رسید، و حتّی بیشتر تمایل به این داشت که ماهیتی رمزگونه و پنهانی داشته باشد. با نگاه کردن به این موضوعات خاصّ، می توانیم مسیر تکامل این افکار و اندیشه ها را دنبال کنیم، و به عین مشاهده نماییم که چگونه سنّت، راه را برای افکاری تازه تر و متناقض تر، می گشود... حتّی می توانیم مسیرهایی را ردّیابی کنیم تا دریابیم چگونه هر مبحث مشکل آفرین پرورش یافت، و به درجه پختگی لازم رسید، و بدین شیوه، از محتوای مستحکم و علمی (و حتّی انتقادآمیزی) برخوردار گشت. اصول زیبایی شناسیِ قرون وسطی، با میراثی که کمابیش از دوران کلاسیک باستان دریافت کرده بود، شروع به فعالیت کرد: میراثی که با همه سنتّی بودن خویش، با روحیه ای تازه همراه بود...
به تدریج، فلسفه خاصّی در راستای معرفت شناسی و نظریه پردازی های فلسفی درباره موضوع «زیبایی» شکل گرفت، و در نهایت، اندیشه «زیبایی» به عنوان «ارزشی اُرگانیکی»(۱۵) آشکار گشت. دوران مزبور، بزرگ ترین دوران پختگی این فلسفه خاصّ به شمار می رود! همان گونه که در کنار هم به بررسی این نکات خواهیم نشست، درخواهیم یافت که چگونه این فرایند در نهایت رو به انحطاط و سقوط رفت. فرایندهای سنّت فلسفی و متافیزیکی از میان رفت، و فرایافت هنر و اعمال شاعرانه، ماهیتی کمتر منظم به خود گرفت، و به عنوان هسته ناآرامی ها نام گرفت. سنّت ارسطویی هیچ نوع راه حلّ بسنده و مناسبی در اختیار نداشت که ارائه کند...
و این شروع پایه گذاری مکتب مَنِریست(۱۶) بود، که از ورودِ «نبوغ» و «نیروی تخیل» خبر می داد، و به عنوان مُنادی مباحث تازه تری به شمار می رفت...اِکو

پیشگفتار نویسنده

در مقایسه با قرن یازدهم میلادی، که سرشار از مباحثی مربوط به اصول زیبایی شناسی بوده است، و نیز پنج قرنی که میان آخرین نویسندگان و اندیشمندان و خوانندگان فعلی این کتاب حضور دارد، بیست و هشت سال به راستی زمان کوتاهی به شمار می رود. با این حال، وظیفه خود می دانم که اعلام کنم این کتاب در سال ۱۹۵۸ به رشته تحریر در آمد و در سال ۱۹۵۹ چاپ و منتشر گشت. فصلی از میان فصول کتاب «Dall'antichita classica al barocco»، که نخستین جلد از چهار جلد کتاب درباره تاریخ اصول زیبایی شناسی به شمار می رفت که به وسیله نویسندگان گوناگون به رشته تحریر در آمده بود، و در کتابی تحت عنوان «Momenti e problemi di storia dellestetica» که از سوی انتشارات مارزُراتی(۱) در میلان در ۱۹۵۹ انتشار یافت. به همین دلیل است که صرفا درباره نظریات مربوط به اصول زیبایی شناسیِ فیلسوفان و اندیشمندان لاتین نویس قرون وسطی سخن گفته ام و بس، زیرا این کتاب کوچک، صرفا برای خوانندگانی دانشگاهی در نظر گرفته شده بود. البته این نیز حقیقت دارد که در هر کجا که لازم می نموده است، از فرهنگ غیرروحانی نیز سخن گفته ام، تا خواننده گرامی بتواند با سهولت بیشتری به درک معنای برخی از جملات فلسفی نائل آید. امّا من نخواسته ام که صرفا درباره شخصیت های بخصوصی همچون قدیس سَن توگوستَن یا دانته سخن بگویم؛ آن هم بنا به دلیلی بسیار ساده: در کتاب نخست، نویسنده محترم دیگری به نام کوئینتینو کتَئودِلاّ (۲) درباره اندیشه دوران اوّلیه مسیحیت سخن گفته، و آنتونیو ویسکاردی(۳) نیز درباره نظریات ادبی قرون وسطی مطالب ارزشمندی نگاشته است، به همان اندازه جیورجیو باربِری اسکوآرُتی(۴) هم بخشی را به نظریات غیر روحانی موجود در ادبیات ایتالیای قرن چهاردهم میلادی (بویژه درباره دانته، پترارک و بوکاچیو) اختصاص داده است. بدین ترتیب، وظیفه من نام بردن از نظریات زیبایی شناسی اندیشمندان و روحانیون این برهه از تاریخ بشر بوده است (گر چه من کوشیده ام که توجّه و وسواس دقیقی نسبت به محیط فرهنگی آن دوران باشد ابراز کنم).
نوشته من، برای این کتاب چهارجلدی در نظر گرفته شده بود، و هرگز مدعی نبوده ام که ماهیتی غیرمعمول و گیرا به این نوشته ببخشم. تنها تلاشی که به نظر حقیرانه خودِ من، ماهیتی غیرمعمول داشته است، کتابی است که درباره اصول زیبایی شناسیِ قدیس سَن توماداکن نگاشته ام که در سال ۱۹۵۶ چاپ شد، و دوباره در سال ۱۹۷۰، تجدید چاپ گشت. در سال ۱۹۵۸، کاملاً غیرممکن به نظر می رسید که جوانی تحصیل کرده بتواند مدارک و اسناد تازه ای درباره چنین برهه وسیعی از تاریخ اروپا، ارائه کند! بویژه با در نظرگرفتن کتاب بسیار مهمِ اِدگار دو برون(۵) درباره «بررسی اصول زیبایی شناسی قرون وسطایی» که در سال ۱۹۴۶ منتشر شده بود. کاری که کوشیدم به انجام رسانم، ارائه تعبیر و تفسیری شخصی از یک رشته متونی است که در طول دهه های گذشته، به وسیله بسیاری از دانشمندان و متفکران بزرگ کشف شده و یا از نو مورد بررسی قرار گرفته بود؛ و این موجب می شودکه نوشته هایم، ماهیتی هنوز هم «خواندنی»، حتّی برای علاقه مندان غیر حرفه ای به مباحث قرون وسطایی داشته باشد، بویژه آن که بسیار تلاش کردم تا نظریات اندیشمندان قرون وسطایی را به شکلی تطبیقی و در ارتباط با تحلیل ها و نظریات معاصری که درباره هنر و زیبایی ارائه شده است، معرّفی کنم. من هرگز نکوشیدم نظریه ای نواسکلاستیکی از خود ارائه کنم، ثابت کنم که و یا بکوشم این نظریات قدیمی، هنوز هم می توانند پاسخ هایی قابل قبول به مشکلات معاصر ما فراهم آورد. با این حال، سعی کردم نشان دهم که مشکلات قرون وسطاییان تا چه اندازه گسترده بوده است، و پاسخ آنان را به گونه ای «ساده نویسی» کرده ام تا خوانندگان امروزی، به خوبی به درک آنها نائل آیند.
من این نوشته را در هنگامی که تنها بیست و شش سال داشتم به رشته تحریر در آوردم. هنگامی که دفتر انتشاراتی دانشگاه ییل از من خواست تا آن را مجددا به چاپ رساند، تا اندازه ای مردد بودم. سپس تصمیم گرفتم به توصیه ناشر ایمان بیاورم و مترجم محترم آن نیز افزود که هنوز بسیاری افراد هستند که با نظریاتی که من در این کتاب ارائه کرده ام، موافق باشند و آن را کتابی جالب برای خواندن می پندارند. بدیهی است که چنانچه قرار بود امروزه، دست به نگارش چنین کتابی بزنم، یقینا از اطّلاعات تازه تری استفاده می کردم، و حتما سبک نگارش آن را تغییر می دادم و حالتی راحت تر بدان می بخشیدم. به هر حال، از هوگ برِدین(۶) سپاسگزارم که ترجمه انگلیسی آن را به مراتب زیباتر از متن اصلی آن که به زبان ایتالیایی است، در آورده است؛ امّا به هر حال، هنوز معتقدم که جمله بندی های بسیار پیچیده و بغرنجی که به کار برده ام، و در آن دوران، به عنوان یک «متفکر جوان ایتالیایی» تصوّر می کردم بهترین شیوه معرّفی کتابی «آبرومندانه»، و به نشانه خرد و فرزانگی و پختگی ذهنی است، موجب می شود تا این کتاب، دارای نقایصی باشد. به همان اندازه، یقینا در بازبینی آن، ترجیح می دادم نظریاتی شخصی بدان بیفزایم و از آثار نویسندگان کم اهمیت تر نیز مطالبی بنویسم. به همان نسبت، نتیجه گیری طولانی تری می نگاشتم، و به بررسی جنبه های دیگری از اصول زیبایی شناسی معاصر (و علم نشانه شناسی) می پرداختم که با اندیشه قرون وسطایی مطابقت داشته باشد. برای مثال، در چاپ دوم کتابی که درباره سَن توماداکن نوشته ام، مقایسه ای میان شیوه اسکلاستیک و برخی از جنبه های مکتب ساختارگرایی(۷) انجام داده ام. امّا هیچ یک از مطالبی که در این کتاب نگاشته ام، هرگز دستخوش تغییر نمی شود، زیرا هنوز به مطالبی که در این کتاب نوشته ام عقیده و ایمانی راسخ دارم، و دقیقا به همین دلیل است که حاضر شدم این کتاب دوباره به زبان انگلیسی چاپ شود. شاید در این «کتابچه»، ناشیانه کوشیده ام داستان خود را به عنوان اندیشمندی جوان بیان کنم، امّا به هر حال، داستانی را بیان کرده ام که همچنان به همه نکات آن، عقیده و ایمانی عمیق دارم.
صرفا برای ارضای کنجکاوی خوانندگان عزیز، و در جهت آن که احترام خود را به سال های اوّلیه تلاش های حرفه ای خویش ابراز کرده باشم، میل دارم دورانی را به خاطر آورم که به محض آن که موافقت خود را مبنی بر نگارش چنین کتابی اعلام کردم، ناگزیر گشتم به مدّت هجده ماه به خدمت نظام وظیفه در ایتالیا بروم...
من همواره از آن گروهبانی که به من فرصتی روزانه می داد تا از پادگان خارج شوم و به پناهگاه امن و دلگرم یک کتابخانه بروم و به نگارش این کتاب بپردازم، سپاسگزار خواهم بود...! مهم تر از همه آن که او به من دفتر کوچکی نیز داده بود تا من بتوانم همه کتاب ها و پرونده هایم را در آنجا جای دهم، و ماشین تحریر کوچکم را (که حتّی از ماشین های تحریر امروزی ایتالیایی نیز بهتر بود...!) بر روی میز قرار دهم؛ در آنجا، می توانستم با کمال آرامش، به کار خود ادامه دهم. در آن دوران، سربازی ساده بیش نبودم، امّا آن گروهبان به عنوان مستخدم من به کار می پرداخت، و همواره به مزاحمانی که قصد داشتند وارد اتاق گردند می گفت: «لطفا مزاحم جناب «پرُفسور» که مشغول کار کردن است، نشوید!» من به قدری غرق در نگارش کتابم، و چنان غرق در دنیای «اصول زیبایی شناسی قرون وسطایی» بودم که در روزی که اسلحه خود را گم کردم، به راستی نمی دانم چگونه و به چه شکل از چوخه اعدام رهایی یافتم...! حتّی نحوه نجاتم را نیز به یاد ندارم! امّا خب، در آن دوران، من یک صلحجوی جنگجو بودم، و هنوز هم بدین شکل هستم! بدینسان، معلوم نیست نگارش این کتاب را بیشتر مدیون پدر روحانی مینی(۸) هستم، یا اِتین ژیلسُن(۹)، یا گروهبان فاز(۱۰)، یا ژنرال هافترَک(۱۱) و یا ستوان اسنورکل(۱۲) بودم؟... خدای متعالد همه آنها را قرین رحمت خود سازد!

اومبرتواکو ـ ۱۹۸۶

نظرات کاربران درباره کتاب هنر و زیبایی در قرون‌وسطی

این کتاب ساختارمندی خاص خود را دارد که از ویژگی های آثار اکو است. با اکو قدم به قدم تا اعماق قرون وسطی می رویم و کشف می کنیم که تا چه پایه انسان امروز از هر نظر وام دار دوران تاریک قرون وسطی است.ترجمه فوق العاده،متن روان و شیرین است. خوشحالم که این کتاب را دارم.
در 2 سال پیش توسط بهمن