فیدیبو نماینده قانونی نشر تیر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب قانون جاذبه

کتاب قانون جاذبه
و اين كه چگونه به هر آن چه آرزو داريم تحقق بخشيم!

نسخه الکترونیک کتاب قانون جاذبه به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب قانون جاذبه

هر یک از ما، زندگی خود را پیش از فرود آمدن بر زمین برگزیده است. زیرا دقیقا با این شرایط و با این امکانات، یا «عدم» امکانات بوده است که ما می‌توانسته‌ایم قدمی پیش نهاده و تلاشی برای به دست آوردن تکاملی باز هم بیش‌تر از نظر معنوی به انجام رسانیم. مسیری روحانی که ماهیتی پایان‌ناپذیر دارد، و هرگز به پایان نخواهد رسید... ما از این جهت به زمین آمده‌ایم که بتوانیم با چیزهای جدیدی آشنایی یابیم و بتوانیم آن چه را به صورت روحانی هستیم، گسترش بخشیم، به گونه‌ای که بتوانیم بیش از پیش از نیروی حیاتیِ بیکران و پایان‌ناپذیرتری بهره‌مند گردیم.

ادامه...
  • ناشر نشر تیر
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.45 مگابایت
  • تعداد صفحات ۹۶ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب قانون جاذبه

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



جایزه بین المللی ترجمه مُنسلیچه ۲۰۰۳ از ایتالیا
نشان افتخار طلای ۲۰۰۳ از شهر راوِنا و ۲۰۰۴ از شهر فلورانس
شهروند افتخاری راوِنا در سال ۲۰۰۵
نشان لیاقت «کمن داتُره» از ریاست جمهوری ایتالیا ۲۰۰۷
جایزه بهترین مترجم جشنواره فارابی ۱۳۹۱

MIRACOLI
Come fare accadere quello che vuoi
Stuart Wilde
2001

تقدیم به تمام عزیزانی که به نشانه های الهی توجّه ابراز می دارند و می کوشند دقیقا در راستای ماموریتی که در این کره خاکی دارند عمل نمایند و رضایشان، رضای خدای متعال و مهربان است!
تقدیم به فرزندانِ عزیزانم: فرید، نسیم، مهدی، برای آن که بتوانند رویاهایشان را هر چه سریع تر، جامه تحقّق ببخشند، انشااللّه!

مترجم

«... حا.میم. نزول این کتاب از جانب خدای نیرومند داناست! که آمرزنده گناه، پذیرنده توبه، سخت عقوبت و منعم است! هیچ معبودی جز او نیست، و بازگشت به سوی اوست. حاملان عرش و آنان که بر گردِ آن هستند، به ستایش پروردگارشان تسبیح می گویند، و به او ایمان دارند،و برای مومنان آمرزش طلب می کنند: «پروردگارا! رحمت و علم تو بر همه چیز احاطه دارد؛ پس آنان را که توبه کرده اند و پیرو راه تو شدند بیامرز، و از عذاب جهنم حفظ کن!»

سوره مبارکه مومن ـ آیات ۷-۳-۲-۱

***
اَلّلهُمَ کن لِوَلیک الحُجَّهِ بِن الحَسَن صَلَواتُک عَلَیهِ وَ عَلی آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَهِ وَ فی کلَّ ساعَهٍ، وَلیا وَ حافِظا، وَ قائِدا وَ ناصِرا، وَ دَلیلاً وَ عَینا، حَتّی تُسکنَهُ اَرضَک طَوعا، وَ تُمَتَّعَهُ فیها طَویلاً.
***

گام نخست: درک قانونِ وابسته به عالم هستی

در جهت درک این واقعیت که معجزات چیستند و چگونه در زندگی آدمی روی می دهند، ما نخست باید دو جنبه اساسی از قانون وابسته به عالم هستی را درک کنیم.
نخستین نکته از این دو جنبه این است که به درستی بفهمیم در ژرفنای وجود هر یک از ما انسان ها، در جامعه بشری، یک قدرت بسیار دقیق، مشخّص و عظیم وجود دارد.
دومین جنبه که هرگز نباید از خاطر بزداییم، این است که چنین قدرتی، ماهیتی کاملاً «بی طرفانه» دارد، و عاری از هرگونه احساس و عاطفه و تبعیض و تعصّب است.
شاید بهتر باشد نام آن را «ذهن عالمگیر» نامید، یا نوعی «وجدان همگانی» یا هزاران نام دیگر. به همین خاطرست که بهتر می دانم آن را به شکل «قانون جاذبه» معرّفی کنم.
این قدرت، به تنهایی، همان چیزی است که به بشر خاکی اجازه می دهد تا با یگانه قادر مطلق، که صاحب انکارناپذیرِ قدرت و نیروی حیاتی است، و ما معمولاً عادت داریم او را «خدای متعال» بنامیم، آشنایی یابیم و این قدرت الهی را به درستی پذیرا شویم و بکوشیم که این پذیرش را در زندگی روزمره مان بگنجانیم.
این قدرت و نیروی الهی، همانا قدرت خودِ زندگی در اطرافمان است. زندگی ای که پیوسته در جریان و شور و حرکت و پیشروی است. این نیروی جالب، ابدی، جاودانه و عالمگیر است، و از آن جا که قابلیت و بازدهی و کارآیی اش از ماهیتی نامحدود برخوردار است، پس بخشی از تمامی چیزهای موجود در این عالم هستی است. امّا مهم تر از همه، بخشی سرنوشت ساز و تعیین کننده از وجود هر یک از ما انسان های ساکن بر روی کره خاکی است.
در نتیجه، هر یک از ما که بداند می تواند در هر زمان که اراده کند به آن دسترسی پیدا نماید، از این واقعیت انکارناپذیر نیز آگاه است که دارای قدرتی نامحدود و بیکران در این عالم می باشد.
در نتیجه، امکان تحقّق بخشیدن به انواع معجزات گوناگون در زندگی روزمره، صرفا به امکان شناسایی کردن این قدرت نامحدود در وجود خویشتن بستگی دارد و بس. و این که فرد دقیقا با ویژگی ها و خصوصیات و مقررات آن به خوبی آشنایی داشته باشد، و بتواند در کوتاه ترین مدّت زمانی، بیاموزد چگونه از آن نیرو، با مفیدترین و موثرترین شکل ممکن استفاده کند.
این وضعیت نیز زمانی روی می دهد که شما به این آگاهی باطنی دست پیدا کرده باشیدکه این قدرت، به راستی در درون هر یک از ما جای دارد. و با شناسایی و پذیرش این واقعیت، با یقینی کامل و مطلق، خطاب به خویشتن خود بگویید: «من به راستی موجودی ابدی، جاودانه، عالمگیر و بی پایان هستم! و هر آن چه هستم، زیبا است!»
بدین شکل، آدمی می تواند بی درنگ با سرچشمه اوّلیه و اساسیِ برکت و فراوانیِ موجود در این قدرت عجیب و جالب وارد ارتباط شود. و آن هنگام است که آدمی آماده می شود تا به مرحله بعدی گام بردارد. یعنی آن که با ویژگی های آن قدرت نهفته و همزمان بسیار شگفتی انگیز آشنایی یابد.
***
قانون وابسته به عالم هستی که همزمان به عنوان قانون جاذبه نام دارد، کاملاً بی طرف است و عاری از هرگونه احساس و عاطفه و تعصبات گوناگون می باشد. این قانون، به هیچ وجه از ماهیتی برخوردار نیست که بتواند تشخیص دهد آدمی دارای چه ویژگی هایی است. یا خواستار چه چیزهایی در این عالم زمینی است. بدانسان نیز، هیچ امکانی برای تشخیص دادن این امر ندارد که دریابد آیا خواسته های آدمی، همانا در قالب امیدهای ملموس و واقعی ظاهر می شود، یا همچون خیال پردازی هایی مبهم و عجیب و غریب. بدانسان نیز نمی داند چه چیز مورد خوشنودی یا ناخوشنودیِ آدمی می گردد. و هیچ اهمیتی هم به این امر نمی دهد.
قانون وابسته به عالم هستی، انرژی مطلق است.
این قدرت، هرگونه اندیشه و احساس و عملکردی را به سمت خود «جذب» می کند. کدامین اندیشه و احساس و عملکرد را؟ خب همان چیزهایی را که هر انسانی، از خود ساطع می کند.
در واقع این قدرت، در برابر انسان، درست به مانند یک آینه عمل می کند. تمام اندیشه ها و گفتار و احساسات و عملکردهای آدمی، به اندیشه ها و گفتار و احساسات و عملکردهای او مبدّل می شود. و تمامی این احساسات و اندیشه ها بر روی سطح این آینه بازتاب می یابد. با شیوه ای کاملاً عاری از هرگونه احساس. این قدرت وابسته به عالم هستی، همه چیزهایی را که از خود ساطع کرده اید، دیگر بار به خود انسان باز می گرداند. یعنی تمام وقایع و حوادث و احساساتی که شما در طول هر روز از زندگی تان بر روی زمین، از خود ابراز کرده بودید.
این درست به مانند نور الکتریسیته ای است که می تواند به شیوه ای کاملاً یکسان، یک بیمارستان، یک خانه، یک کلبه حقیرانه و یا یک پارک را روشنی بخشد...
بدانسان نیز قانون وابسته به عالم هستی، کوچک ترین تفاوتی میان انسان ها و نوع انرژی ها قائل نمی شود. هر نیرو و احساسی که در زندگی شما از ماهیتی قوی تر برخوردار است، به سوی این قدرت جذب می شود و همان نیرو و احساس، دیگر بار به سوی خودِ شما باز می گردد.
این قانون، به هر آن چه شما به آن ایمان و اعتقاد دارید، جامه تحقّق می پوشاند. به هر چیزی که شما عمیقا به آن امید و توکل دارید. بدین ترتیب، کلیدی که برای گشودن مکانیسم درک دقیق و کامل این وضعیت، در اختیارتان قرار خواهد گرفت، در این واقعیت نهفته است که شما برای تحقّق بخشیدن به انواع معجزات و آرزوهای خود، باید به درستی به هر آن چه امیدوارید و دوست می دارید برایتان روی دهد بیندیشید، و به آن ایمان کامل داشته باشید! سپس به یاری این ایمان و اعتقاد راسخ و ژرف، و با ابراز رفتار و کرداری که دال بر این ایمان و اعتقاد باشد، هر آن چه را خواستارید، از عالم هستی بخواهید. در واقع، شما در هر لحظه ای از زندگی تان می توانید ده ها چیز گوناگون از عالم هستی بخواهید. یگانه کار شما این است که به خواسته هایتان ایمان و اعتقاد کامل داشته باشید و این حالت باور را نه تنها در گفتارتان، بلکه در لحن صدایتان، در رفتار و کردار ظاهری و در افکار و اندیشه های درونی تان نیز به اجرا گذارید.
***
آن هنگام که ما به عالم زمینی می آییم، افکار و احساساتمان، عاری از هرگونه محدودیتی است. این به آن دلیل است که ذهن ما، درست به مانند یک پارچه سپید و عظیمی است که هنوز مورد استفاده قرار نگرفته است. آن چه را یک نوزاد می تواند با افکار و احساسات خود، در قانون وابسته به عالم هستی «منعکس» سازد، نوعی پاکی طبیعی است که هنوز با هیچ نوع محدودیت باورها و اعتقادات و شیوه های گوناگون تفکرِ متعلق به بزرگسالان آلوده نگردیده است.
به همین خاطر، اغلب پیش می آید که کودکان، خود به این امر آگاه نیستند که محدودیت هایی جسمانی برای خود مشخّص ساخته اند، و گاه این امکان وجود دارد که آن ها به انجام کارهایی جرئت می یابند که برای ما بزرگسالان، همچون امری غیرممکن و عجیب جلوه خواهد کرد: برای مثال، اتومبیل پدرشان را به کار می اندازند، و شروع به رانندگی آن می کنند، یا بر روی لبه شیروانی خانه همسایه، به راه رفتن می پردازند و یا در سنّ بسیار کم، به نواختن موسیقی یا آموختن دو یا سه زبان می پردازند!
تنها در زمانی دیرتر است که با دریافت تعلیم و پرورش در خانه و مدرسه، یاد می گردند که بر امکانات و توانایی های نامحدود خود، محدودیت گذارند و خطّی سرخ بر بسیاری از کارهایی که تا آن لحظه می توانستند با نیرو و قدرت درونشان به انجام رسانند، بکشند.
امّا حقیقت امر این است که این محدودیت ها و مرزها، تنها توهمی بیش نیست. هر یک از محدودیت هایی که برای امکانات و توانایی های ما به وجود آمده است، تنها به خاطر نوع ایمان و اعتقاد و شیوه باورهایمان به وجود آمده است. آن نیز به خاطر جهالت ما ایجاد شده است؛ جهالتی که نسل به نسل، به ما منتقل گردیده است.
این وضعیت و شیوه های گوناگون عقیدتی، که یونگ(۱) به عنوان «ضمیر ناخودآگاهِ جمعی» از آن نام برده است، با گذشت زمان، هر لحظه از ماهیت ملموس تر و شدیدتری به عذاب می افتاد، و بیش از پیش می تواند مردم را از اعتقادات اوّلیه و اصلی شان، منحرف و دور سازد. در پایان امر، معیارها و فرایافت هایی که نسل های پیشین به عنوان واقعیتی ملموس و جسمانی تجربه کرده اند، به عنوان معیارهایی خشک و زورگویانه ظاهر می شوند.
و این درست به این می ماند که میلیاردها انسانی که پیش از شما به کره زمین آمده بوده اند، هنوز هم به شیوه ای اجتناب ناپذیر و غیر قابل برگشت، نوع و کیفیتِ تجربیات شخصی شما را تحت الشعاع نظریات و اعتقادات خود قرار دهند و بر آن ها تاثیری منفی، امّا به هر حال انکارناپذیر گذارند: یعنی دقیقا کارهایی که می توانید به انجام رسانید، کارهایی که انجام می دهید، و کارهایی که «نمی توانید» به انجام رسانید.
این خشکی و انعطاف ناپذیریِ معنوی، هرگونه فضایی را از هر چیزِ واقعی و راست می زداید، و مانع این می شود که ما به درستی دریابیم کیستیم، و این که در وضعیت حالِ کنونی، در یک دگرگونی و حالت تغییر و دگردیسیِ بسیار سریع به سر می بریم.
در دورانی که از بسیاری از امکاناتی که از دیرباز در اختیارمان بوده است، امّا با شیوه اندیشه غلط نیاکانمان، از کاربرد آن ها بی اطّلاع باقی مانده ایم، و آن ها نیز در نوعی رمز و راز باستانی فرو افتاده اند، دیگر بار در شرف این اند که در دسترس ما قرار گیرند. مگر نه آن که در همین دهه اخیر، بسیاری از فرایافت های مهم و بسیاری از پایه های اساسی تفکر و اندیشه بشری، به دور افکنده شده اند و آگاهی و هوشیاری و بیداری معنوی و روحانی خارق العاده ای در اختیار نوع بشر قرار گرفته است؟
امروزه، ما دیگر به این راضی و خوشنود نیستیم که صرفا از بروز وقایعی خارق العاده که بیش تر تمایل داریم نام آن ها را «معجزه» گذاریم سخن بگوییم، بلکه خواستار این هستیم که به نوبه خویش، به تحقّق بخشیدن به این نوع کارهای خارق العاده نائل آییم و ما نیز به سهم خویش، دست به انواع معجزات کوچک و بزرگ زنیم!
اکثر مردم، با این نظریه موافق نیستند و نمی توانند چنین فرایافتی را به درستی درک کنند و یا آن را بپذیرند، زیرا خود را در کالبد و ذهن محدودشان، «محدود» می بینند. بدانسان نیز به دلیل تحصیلات و آموزش هایی که در طول عمرشان دریافت داشته اند، خود را ناتوان از انجام چنین تکامل روحی، معنوی، جسمانی و یا ذهنی مشاهده می کنند.
از این روست که در طول عمر کوتاه یا بلند خود، از رشد و پرورش معنوی و روحانی بسیار محدودی در رنج اند و اینک، یارای گنجاندن این قابلیت بی پایان در وجودشان را ندارند.

نظرات کاربران درباره کتاب قانون جاذبه

کتاب خوبیست ممنون
در 2 سال پیش توسط علی زیدی
فیدیبوی عزیز آیا امکانش هست درخواست کتاب جدید بدیم؟ . . پاسخ:با سلام بله از طریق نرم افزار و سایت همیشه امکان درخواست کتاب جدید وجود دارد و ما همه درخواست‌ها را پیگیری خواهیم کرد.
در 2 سال پیش توسط زینب پ
لطفا از کوین ترودو کتاب بگدارید
در 7 ماه پیش توسط jza...jfr
مشابه کتاب راز است.
در 12 ماه پیش توسط مهدی تمدن رستگار
کتاب کوین ترودو رو بزارین
در 3 ماه پیش توسط مسعود قمی