فیدیبو نماینده قانونی نشر تیر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب در آغوش نور - ۲

کتاب در آغوش نور - ۲
بیداری معنوی

نسخه الکترونیک کتاب در آغوش نور - ۲ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب در آغوش نور - ۲

مرگ، همانا تولّدی دیگر به دنیای روحانیِ نور و عشق، و انتقالی از بُعد فیزیکی به بُعدِ روحانی است، و هرگز نباید به عنوان امری ترسناک، و انتقالی دردناک و دهشت‌آور در نظر گرفته شود؛ بلکه بیشتر باید به عنوان عبور از اتاقی به اتاق دیگر در نظر پنداشته شود. این به راستی، بازگشتی شادمانه و سرشار از بهجت و خشنودی از بابت بازگشت به سرای طبیعی و اصلیِ ما است: بازگشتی به سوی خدای آفریدگارمان، که ما را به کره زمین اعزام فرمود و دیگر بار، پس از حیات زمینی، با آغوشی باز، از ما استقبال می‌فرماید!

ادامه...
  • ناشر نشر تیر
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2.11 مگابایت
  • تعداد صفحات ۳۴۸ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب در آغوش نور - ۲

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



سرسخن نویسنده

هستیِ روح، با مرگِ زمینیِ ما به پایان نمی رسد...

مرگ، همانا تولّدی دیگر به دنیای روحانیِ نور و عشق، و انتقالی از بُعد فیزیکی به بُعدِ روحانی است، و هرگز نباید به عنوان امری ترسناک، و انتقالی دردناک و دهشت آور در نظر گرفته شود؛ بلکه بیشتر باید به عنوان عبور از اتاقی به اتاق دیگر در نظر پنداشته شود.
این به راستی، بازگشتی شادمانه و سرشار از بهجت و خشنودی از بابت بازگشت به سرای طبیعی و اصلیِ ما است: بازگشتی به سوی خدای آفریدگارمان، که ما را به کره زمین اعزام فرمود و دیگر بار، پس از حیات زمینی، با آغوشی باز، از ما استقبال می فرماید!
این را نیک می دانم، زیرا در تاریخ ۱۸ نوامبر ۱۹۷۳ من نیز پس از جرّاحی ای که به خونریزیِ شدید منجر گشت، از دنیا رفتم و مرگ را به عین تجربه کردم.
وقایعی که پس از این حادثه برایم روی داد، همه زندگی ام را دستخوش تغییر و تحوّل کرد، و مرا در مسیری قرار داد که هنوز هم تا امروز در آن حضور دارم، و به گام برداشتن در آن مشغولم...
در هنگام مرگ، کالبد جسمانی خود را ترک گفتم، و از میان تونلی تاریک گذشتم... تونلی که از کره زمین تا سرای آسمانیِ ما امتداد داشت...
سپس به سوی موجودی درخشان و نورانی جذب شدم! روحی معظم که نوری فروزان و رخشنده از خود به هر سو ساطع می کرد! کسی که من او را به عنوان منجی خود، حضرت عیسی مسیح (ع) بازشناختم!...
... و من دیگر بار، با عزیزانی که پیش تر از من از دنیا رفته بودند ملاقات کردم، و روحِ دخترم را که هنوز در عالمِ زمینی به دنیا نیامده بود پیشاپیش دیدم، و با او آشنا شدم! و طعمِ دلنشینِ حیات و هستیِ ماورای این زندگیِ زمینی را چشیدم... از باغ هایی زیبا و خیره کننده، از کتابخانه های علم و دانشِ ناب دیدن کردم، حادثه عالمِ آفرینش دیگر بار برایم مرور شد، و چشم اندازهایی از وقایع آتی در برابر دیدگانم وقوع یافت، و ارواحی را دیدم که چگونه خود را آماده می ساختند تا به کره زمین بیایند، و به عین مشاهده نمودم که چگونه دعاهایمان از سوی فرشتگان دریافت می شود، و با محبّت و توجّهی عمیق از سوی خدای مهربان، پدرِ آسمانیِ ما، بدانها پاسخ داده می شود...
امّا ارزشمندتر از هر چیز، این رحمت و این عنایت نصیبم شد تا طعمِ شادی و بهجتِ توصیف ناپذیری را که در هنگام در آغوش کشیدنِ حضرت عیسی مسیح (ع) منجی عالم بشریت چشیدم تجربه کنم! حضرت مسیح مهربانانه، مرا در آغوش کشید، و روحم را با عشق و محبّتی نامشروط و بی پایان در بر گرفت، و به همه سوالاتی که سال ها بود در ذهن و اندیشه داشتم، پاسخ فرمود.
سرانجام درمی یافتم از این جهت تا این حدّ ادیان و مذاهب گوناگون و بی شمار در جهان وجود دارد که روح هر انسانی، در سطوح مختلفی از پیشرفت و تکامل معنوی و روحانی به سر می برد، و این که هر مذهب به تنهایی، حقیقتی انکارناپذیر را بیان می دارد. به عین دیدم که به ندرت چیزی به عنوان «تصادفات جالب» در اطرافمان وجود دارد، و این که همه چیز، بنا به نقشه ای از پیش تعیین شده صورت می گیرد، و فرشتگان و ارواحِ عزیزانی که از روزِ ازل می شناخته ایم، ما را احاطه کرده اند تا در روی زمین، به یاری ما بیایند...
به من گفته شد که قوانینی روحانی، بر زندگیِ زمینیِ ما تاثیری مستقیم دارند، و این که همه بخش های آفرینشِ خارق العاده الهی، عمیقا با سایر بخش ها وابسته و متصّل می باشد. به من نشان دادند هر آن چه را به انجام می رسانیم، دارای تاثیری مانند حلقه هایی است که بر روی سطحِ آب پدید می آید: خواه در کارهای خیر یا در کارهای پلید، و این که تاثیری مستقیم بر روی جهانِ زمینی دارد...
من همچنین این امکان را یافتم که در برابر شورایی آسمانی که از مردانی والامقام تشکیل شده بود، به مرورِ وقایع زندگی ام بنشینم: در طول این مرور، من موفّق شدم تاثیراتِ ناشی از همه افکار و اندیشه هایم را تجربه کنم.
من همچنین دریافتم که خدای متعال، همه ما را به طرزی نامشروط و به یکسان دوست می دارد، و این که ما همه، ارواحی ابدی و جاودانه هستیم: ارواحی که صرفا برای رشد و تکامل روحانیِ بیشتر به زمین فرود آمده اند، تا عشق ورزیدن را بیاموزند، و سپس در پایان کار، همواره با شادمانی فراوان و استقبالی گرم، به بهشت باز گردند! در واقع، جوهر آن چه آموختم این بوده است که عشق، یگانه و بالاترین مبحثِ مهمِ عالم هستی به شمار می رود، زیرا خدا عشق است، و یگانه راهی که می توان با کمک آن به خدای متعال شباهت یافت، این است که مانند او به دیگران عشق بورزیم، و همگان را به طرزی نامشروط دوست بداریم!
از این که در آن سرای آسمانی حضور داشتم، غرق در شادمانی بودم، و عمیقا میل داشتم در همان جا باقی بمانم؛ امّا به من گفته شد که زمانِ مرگِ من هنوز فرا نرسیده است، و هنوز ماموریتی در زمین در پیش رو دارم که می باید به تکمیل آن همّت گمارم؛ این که تنها پس از انجام آن ماموریت، دوباره اجازه خاهم یافت به آن مکانِ سراسر آکنده از عشق و بهجت، و به آغوش نور بازگردم...
من دریافتم که هر روحی که به زمین فرود می آید، ناگزیر از انجام ماموریتی در حیات دنیوی خویش است. پس از آن که ماموریتی را که در پیش رو داشتم نشانم دادند، روحم دیگر بار پذیرفت به زمین بازگردد تا با کمک کالبدِ جسمانی ام، به تکمیل آن همّت گمارد. سپس یاد و خاطره آن از حافظه ام زدوده شد، و من پس از بازگشت به زمین، دیگر هرگز موفّق نشدم دریابم هدفم از حضور در زمین و یا ماموریتم در این کره زمینی چیست.
در واقع با مرور سال ها دریافتم که تجربه نزدیک به مرگِ من، تنها سرآغازِ یک سفرِ معنوی و روحانی بوده است. من از اهمیتِ سهیم ساختن دیگران از آن چه تجربه کرده بودم، به خوبی اطّلاع و آگاهی داشتم، و می دانستم که لازم است حقایقی انکارناپذیر را به دیگران بازگو کنم.
بنابراین شرح این وقایع و این تجربیات را در کتابی به نام «در آغوش نور» به رشته تحریر در آوردم. از آن هنگام به بعد، سفر معنوی من با لحظاتی سرشار از بهجتی عمیق، و دوره هایی از سختی و مشقّتِ بسیار زیاد همراه بوده است...
در طولِ مسیر، با کمک بیداریِ معنوی ام از برای درک ذاتِ اقدس الهی، موجب شده است تا باز هم به حقایقِ خارق العاده بیشتر و دیگری دست یابم، و مرا به سوی افرادی هدایت و راهنمایی کرده است که مشکلات و پیروزی هایشان به یک نسبت، همچون یادآوری توانمند از آن چه برای آن به زمین فرود آمده ایم، و ماموریتی که یک یک ما وظیفه دارد به انجام رساند، می باشد.
من مطالب باز هم بیشتری از این سلوک زمینیِ خویش دریافته ام؛ امّا بیش از هر چیز، دستِ قادر و توانمندِ خدای متعال را به عین دیده ام که چگونه در زندگی هر یک از بندگانش به کار مشغول است...
و اینک با چنین زمینه ذهنی، و با چنین روحیه ای، مایل دارم برخی از دروسِ معنوی و روحانی ای را که در طول این مسیر از آنها آگاهی یافته و آموخته ام، با شما خوانندگانِ عزیزم سهیم گردم. دروسی پیرامونِ این که چگونه می توان قلبِ خویش را به سوی بیداریِ معنوی هدایت و راهنمایی کرد...
اینک، در این برهه از زمان، در این دوره از حیات بشری، ما همه به نوعی «چهار راه» سرنوشت رسیده ایم، و بیداریِ معنویِ عظیمی در سراسر عالم هستی، به جریان افتاده و آغاز شده است.
مردمِ عالم، همه به یکسان، تشنه دریافت پاسخ هایی از برای سوالات همیشگی خود هستند، و عمیقا مایلند بدانند حضورشان در عالم هستی، از چه هدف و معنایی برخوردار بوده است...؟
سرانجام نژادِ بشر آماده است تا پیامِ عشق و محبّت و رحمتِ الهی را دریافت کند! و یکی از ماموریت های ما در زمین، سهیم شدن در این احساسِ عشق و محبّت است، تا بتوانیم به رشد و تکاملِ هر چه بیش ترِ روحمان نائل آییم!
دعای خالصانه من این است که خدای متعال با کمک این کتاب، همه ما انسان های روی زمین را بیش از پیش به هم نزدیک سازد، تا با کمک دروس معنوی و آگاهی کامل از عشقی که خدای متعال نسبت به همه بندگانش دارد، این امکان را به ما ارزانی فرماید تا بتوانیم ماموریت های فردی خود را در روی زمین، به نحو احسن، و بر اساس خواست و اراده الهی به انجام رسانیم!

بتی جین ایدی ـ آوریل ۱۹۹۶

نظرات کاربران درباره کتاب در آغوش نور - ۲

توصیه می کنم این مجموعه را بصورت پیوسته بخوانید تا بر ترس از مرگ که ریشه اصلی همه ترسها و سایر ناهنجاریهای روحی و روانیست غلبه کنید.
در 2 سال پیش توسط Ger...y77
جلد ۲ به خوبی جلد یک نبود...بیشتر احساسات شخصی نویسنده بود....حرف اصلی در جلد یک گفته شده
در 5 ماه پیش توسط
تنها واقعیتی ک پس از مرگ وجود دارد این کتابه. فقط باید با ذهنی باز و بدون تعصب خوند.
در 7 ماه پیش توسط ahmad rafiei
جلد یک این کتاب بهترین چیزی بود که میتونست منو نجات بده ،توی روزهای سخت خیلی به دادم رسید
در 1 روز پیش توسط mina b