فیدیبو نماینده قانونی نشر تیر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب دعا دریچه‌ای به سوی ماوراء ـ ۳

کتاب دعا دریچه‌ای به سوی ماوراء ـ ۳

نسخه الکترونیک کتاب دعا دریچه‌ای به سوی ماوراء ـ ۳ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب دعا دریچه‌ای به سوی ماوراء ـ ۳

به راستی اسراری وجود دارد که حتّی دانشمندترین انسان‌ها را نیز غرق در شگفتی و حیرت می‌سازد! و حقایقی هست که از برابر دیدگان مردان خردمند پوشیده مانده است. با این حال، اگر این حقایق را به ساده‌اندیشان و پاکانِ این عالم افشاء کنید، هیچ کس نمی‌تواند دریابد به چه دلیل این نور، به برخی از انسان‌ها ارزانی شده است، در حالی که دیگران، همچنان در تاریکی و ظلمتی که اطرافشان را پوشانیده است، باقی مانده‌اند...

ادامه...
  • ناشر نشر تیر
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.3 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۰۴ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب دعا دریچه‌ای به سوی ماوراء ـ ۳

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیشگفتار

به قلم بانو وینیفرِد گراهام

«به راستی اسراری وجود دارد که حتّی دانشمندترین انسان ها را نیز غرق در شگفتی و حیرت می سازد! و حقایقی هست که از برابر دیدگان مردان خردمند پوشیده مانده است. با این حال، اگر این حقایق را به ساده اندیشان و پاکانِ این عالم افشاء کنید، هیچ کس نمی تواند دریابد به چه دلیل این نور، به برخی از انسان ها ارزانی شده است، در حالی که دیگران، همچنان در تاریکی و ظلمتی که اطرافشان را پوشانیده است، باقی مانده اند...»
این مطلب به صورت نوشته ای اتوماتیک، برای پیشگفتار این کتابچه ارزشمند نگاشته شده است.
و اینک، بنده با نهایت خضوع و احترامی عمیق عرض می کنم که به عنوان وسیله ای بشری برای پیام های ماورای طبیعی در نظر گرفته شدم. به همان اندازه، اجازه یافته ام تا این نامه ها یا پیام ها را به دنیای سرد و بی احساس و بی ایمانِ این دوره و زمانه تقدیم دارم. اکثر این پیام ها، با هرگونه تصوّر و تفکر معمولی که درباره برقراری ارتباط با کسانی که از این عالم خاکی پر کشیده اند و به عالم باقی شتافته اند وجود دارد، بسیار تفاوت دارد. گاه پیش می آید که انسان های بسیار دین گرا و گاه با نیتی نیک، به انواع بدگویی ها می پردازند تا هرگونه تلاش برای ایجاد پلی میان عالم ماوراء (روحانی) با عالم زمینی (مادّی) را از میان بردارند.
برخی نیز، تنها از شنیدن اصطلاحاتی به مانند «احضار روح» یا «مدیوم» یا «نوشته اتوماتیک» به شدّت یکه می خورند و یا به تمسخر و اهانت زبان می گشایند و هرگز حاضر نیستند بپذیرند که چنین چیزهایی به راستی وجود خارجی دارد. لازم به گفتن است که من خود، هرگز در هیچ جلسه احضار روحی شرکت نکرده ام، و هرگز در طول عمرم، در تلاش نبوده ام حجابِ میان عالم روحانی و عالم مادّی را از هم بدَرَم تا اطّلاعاتی به دست آورم. امّا این حجاب، برای من برداشته شد. بدون آن که من خود خواسته باشم. این خود، هدیه ای مستقیم و بی واسطه از سوی عالمِ بالا و فضای ملکوتی بهشت بوده است. این نوشته ها در ساعاتی به سراغم آمد که من از شدّت اندوه و تاسف و سوگواری برای مرگِ پدرم، بسیار بی طاقت و نومید بودم. این نوشته ها توانست آرامش خاطرِ عجیبی را برایم به ارمغان آورد...
آن هنگام که من پدر عزیزم را در بهار سال ۱۹۲۲ میلادی (۱۳۰۱ شمسی) از دست دادم، من و مادرم بی درنگ این احساس را داشتیم که هنوز هم تنها نیستیم، و این که حضوری بسیار قدرتمند و توانا در کنارمان است، و این که تمام مصائب روزهای پس از مرگِ پدرم، با قدرت و نیرویی آرامش دهنده که منشایی خارجی داشت، مورد تحمّل ما قرار می گرفت. در آن هنگام بود که مادرم از من سوال کرد آیا هیچ نوشته ای از عالمِ بالا برایم رسیده است یا نه...؟ پس از آن که این مطلب را از زبان مادرم شنیدم، کوشیدم ذهنم را پرورش دهم تا حالتی پذیرا و عاری از هرگونه فکر و اندیشه ای پیدا کند. سپس بنا به مطالبی که شروع به مطالعه آن ها کرده بودم، قلمی را در حالت ایستاده در دست نگاه می داشتم، بدون آن که هیچ فشاری به آن وارد بیاورم. پس از مدّتی، نوشته هایی بر روی کاغذی که در پیش رو داشتم، ظاهر گردید و قلمم بدون اراده و خواسته شخصی ام، بر روی صفحات کاغذ، به حرکت در آمد.
در سرآغاز، دریافت این نوشته ها، شادی و تسکین خاطرِ بسیار بسیار عمیقی را در وجودم پدید آورد. پدرم پیوسته در این پیام ها یا نامه ها، از سعادت و شادمانی خود داد سخن می داد، و این که عالمِ بالا تا چه اندازه زیبا و شگفتی آور است.
هر بار که احساس می کنم باید برای پدرم قلم در دست گیرم، هرگز اجازه نمی دهم مچ دستم بر روی سطح میز قرار گیرد. در آغاز، این نوع نگارش، بسیار آزارم می داد و ماهیچه های دست و آرنج و بازویم، بی اندازه خسته و کوفته می شد، امّا تنها با این شیوه بود که می توانستم حرکت نگارشی را که از آنِ من نبود، به درستی به انجام رسانم. از سوی دیگر، بسیار جای تاسف است که من اساسا یک نویسنده داستان های خیالی هستم و بس، و لذا به خوبی با افرادی که از نگارش اتوماتیک بد می گویند و به تمسخر شدید آن می پردازند آشنایی دارم، و نیک می دانم که چنین افراد ناباور و بدبینی، همواره تصوّر می کنند این من هستم که این مطالب را به رشته تحریر در آورده ام تا شهرتی برای خود کسب کنم، حال آن که ماجرا چنین نیست، و آن خالق آفریدگار، شاهد و ناظر تمام اعمال ما است. بسیاری تصوّر می کنند که این من هستم که این نوشته ها را ساخته و پرداخته ام. باز تکرار می کنم که چنین نیست و خداوند مهربان، ناظر بر اعمال من و آن ها است. من صرفا بنا به شرافتی که در وجود خویش دارم، می توانم سوگند یاد کنم که تمام مطالبی را که در کتاب حاضر خواهید خواند، از سوی من نبوده است، و این که این نوشته ها، سخنان پدر عزیزم است. پدری که بهترین و عزیزترین فرد برای من به شمار می رفت، و من او را بی اندازه دوست می داشتم...
نوع نگارش این کتاب، به گونه ای است که من به عنوان یک انسانِ زمینی که به این عالم مادّی تعلّق دارد، هرگز نمی توانسته ام به رشته تحریر در آورم، و یگانه دلیلی که موجب شد این نامه ها یا پیام ها را برای انتشار به ناشری بدهم، برای این بود که تمام آنانی که عزیزی را از دست داده اند، به گونه ای نویدِ امیدواری دهم و به آن ها اعلام کنم که هنوز چقدر با عزیزانشان نزدیک و همدل هستند، و این که ارواح، همواره در کنار ما و با ما هستند. این رشته ناگسستنیِ خانوادگی یا عاطفی، با احساس عشق، سفت و سخت شده است و عمیقا بر این باور به سر می برم که این طناب، برای برقراری ارتباط میان مردگان و زندگان ایجاد شده است و هرگز کسی نمی تواند این رشته را پاره کند!
حتّی اگر تمام ارواح، به مانند پدر عزیزم نتوانند با کمک نوشته اتوماتیک به تبادل اندیشه و انجام انواع ارتباطات کتبی نائل آیند، لیکن همه آنان از این امکان برخوردارند که با احساساتی که در ذهن و قلب عزیزانشان در روی زمین ایجاد می کنند، پیام های خود را به آنان برسانند. متاسفانه من هنوز نتوانسته ام با هیچ روح دیگری به غیر از روح پدرم وارد ارتباط شوم، و یا به گونه ای، به یاری کردن دیگران با این شیوه نائل آیم. من بسیار کوشیده ام و هر بار با شکست رویارو شده ام. مگر در یک نوبت. پیش از آن که پدرِ عزیزم را از دست بدهم، من این اجازه را از سوی خدای متعال دریافت کردم و توانستم برای خانواده نویسنده و همکار بسیار عزیزی که در دوران حیاتش در این عالم خاکی با او آشنایی داشتم، اندکی تسکین خاطر بیاورم و پیام هایی را از سوی او برای آنان تقدیم کنم. این را بیان داشتم، تا کسانی که این کتاب را می خوانند، بیهوده و به اشتباه تصوّر نکنند که من می توانم نوشته اتوماتیک را برای هر فردی، به کار گیرم و نتیجه مثبتی به دست آورم.
خدای را بی اندازه شاکرم از این که مناظر و تصاویر زیبایی را از آن چه در عالم بعدی در انتظارمان است، برایم آشکار فرموده است و همه چیز از ماهیتی بسیار واقعی تر و حقیقتی تر و صمیمانه تری برخوردار گشت، به گونه ای که پس از این تجربیات ماورای طبیعی دیگر به مانند گذشته نمی اندیشم و دیگر به مرگ، به شیوه ای سنتّی و معمول فکر نمی کنم. عالم نامرئیِ ارواح، در اطراف ما، بر گرداگردِ ما وجود دارد، و آنان نیز در کنار ما می زیند. این که ارواحِ آنانی که ما بی اندازه دوستشان می داشتیم و هنوز هم دوست می داریم در اطرافمان حضور دارند تا به هدایت و راهنمایی روزانه و شبانه و ساعت به ساعت ما اقدام ورزند، اندیشه بسیار دلگرم کننده و تسکین بخشی است؛ به گونه ای که آدمی با فرا رسیدن ساعات شبانه، در هنگامی که سر بر روی بالش می نهد تا به عالم رویا پر کشد، و روزها، آن هنگام که به انجام فعالیت های معمول روزانه می پردازد، از یادآوری این کشف بزرگ که می تواند تمام عالم و آدم را دستخوش تحوّل فکری و ذهنی و عاطفی و معنویِ عظیمی کند، غرق در شادمانی و تسکین خاطر می شود و دیگر هیچ نوع احساس دوری یا دلتنگی یا نومیدی، به قلب و روح آدمی حمله ور نمی شود، و ایمان بشر نسبت به خالق خود، بیش تر و بیش تر می شود. دیگر هیچ نوع احساس ترس و وحشتی نیست که به قلب کسانی که زین پس می توانند به اشکال گوناگون، با عزیزان پر کشیده خود به سوی عالم باقی وارد ارتباط شوند، حمله ور گردد. دیگر می دانیم که این حجابِ جدایی بخش، میان عالم خاکی و عالم روحانی، بسیار نازک و نفوذپذیر است... اگر این توفیق و سعادت به کسی ارزانی شد که از این سدّراه معنوی و روحانی فراتر رود و به پاره کردن آن حجاب نائل آید، و بتواند جزئیات مستقیم و دقیقی را از حیات عالمِ بالا به دست آورد، بدون تردید، در جهت ابراز حقّ شناسی به درگاه خدای جلیل و مهربان و به شکرانه این نعمتی که خداوند به این فرد ارزانی داشته است، شایسته و بایسته است که این فرد، این دانش را به سهم خود، به دیگران منتقل کند و آن را همچون شعله ای که می تواند مسیرِ پیشروی سوگواران زمینی را روشنی بخشد، در برابر آنان، روشن نگاه دارد.

وینیفرِد گراهام

نامه هایی از بهشت

درخواستی از کنار پنجره...

لطفا به ساکنان زمینی بگو که حتما به «جست و جوی نور» برآیند، و بدانند که خورشیدِ راستی و درستی و حقیقت بر سرِ همه انسان های حاضر در روی زمین می درخشد و فرو می تابد! حتّی آن هنگام که به وسیله انواع ابرهای سیاه و تاریک اندوه و غم محصور شده اند و در حجاب ظلمت قرار گرفته اند. این امر موجب می شود آنانی که از حالا مسیر اصلی و راه راست را گم کرده اند، بیش از پیش در مسیر اشتباه گام بردارند، افسوس... و کاری می کنند که انجام و برقراری هرگونه ارتباط از هر دو سوی پرده ای که عالم زندگان را از عالم مردگان جدا می سازد، سخت تر و دشوارتر گردد...!
آه که تا چه اندازه با سادگی و راحتی به نگارش این نکات می پردازم! و با چه لذّت وصف ناپذیری! آن نیز به خاطر کسانی که نسبت به حیات ابدی، دچار شک و تردید هستند و نمی دانند که آیا به راستی دنیای دیگری نیز هست یا نه؟ و از نحوه و شیوه صحیحِ برقراری ارتباط با دو عالم زندگان و مردگان، و عالم کبری و صغری، با عالم برتر و پست تر، با عالم محدود و نامحدود آگاهی ندارند.
اینک که وارد این مبحث زیبا گردیده ام، وضعیت توصیف آن روز به روز برایم آسان تر و دل پذیرتر می گردد! می دانی: عالم روحانی آن قدرها هم که تصوّر می کنی از ما فاصله ندارد. همه چیز، در اطراف شما است. آن هنگام که سرانجام به آزادی معنوی و جسمانی دست یافتید و از قالب تن خارج گردیدید، از این که در قلمروئی بسیار شاد و زیبا حضور یافته اید، آن چنان احساس آسودگی خواهید کرد که یارای توصیف آن را برای هیچ موجود دیگری نخواهید داشت! بدینسان، آنانی که در بُعد زمینی زیسته اند و خواستار تجدید دیدار و گردهم آییِ عاطفی هستند، در یک لحظه، در همان بُعد مورد نظر قرار می گیرند و برای ابد، با یکدیگر به سر خواهند برد. به راستی چه اندیشه زیبا و لطیفی برای تمام کسانی که در کره خاکی به سر می برند! ای کاش به راستی به تمام این واقعیت های حقیقی ایمان می آوردند و آن ها را باور می کردند...! بدینسان، تمام اندوه هایشان به ناگهان محو می گردید و همه چیز از میان می رفت و نابود می شد.

جواهراتی از عالم ماوراء

در عالم بهشت، بیش از آن چه انسان های خاکی می پندارند و تصوّر می کنند، فعالیت و جنب و جوش وجود دارد! آخر چرا باید دستخوش خستگی و سستی گردیم، آن هنگام که دیگر هرگز با هیچ نوع احساس خستگی و سستی رویارو نخواهیم شد؟! این به راستی یک اشتباه بزرگ است اگر بخواهیم بیندیشیم که ارواح در عالم بهشت، خواستار استراحت اند... آری، تنها کالبدهای جسمانی در روی زمین هستند که نیازمند تجدید قوا هستند، یعنی آن هنگام که جسمشان خسته و ذهن میرایشان خسته است. نگران چیزها و مردم نباشید! از این که از شادمانی و لذّتِ در ارتباط بودنِ با عزیزانم در بُعد زمینی بهره مند هستم بسیار خوشنودم. بدانسان نیز، از این که از شادمانی و سعادت و بهجتی ابدی و جاودانه و نیز حیاتی ابدی برخوردارم، بسیار خوشنودم. آن خدای عشق و دوستی، به من، به بنده خدمتگزارش، هدیه ای بسیار افتخارآمیز و دوگانه عنایت فرموده است! و لذا نیک می دانم که به طرزی غیرمعمول، مورد لطف و برکت و عنایت الهی قرار گرفته ام...

برقراری ارتباط

بسیار مایلم درباره آن چه را که مدیوم ها در وجودشان احساس می کنند، سخن بگویم و توضیحاتی ارائه کنم. آن ها در ذهن خود، برخی پیام ها را «می شنوند» و می دانند که باید آن ها را به افرادی که به نزدشان می آیند «منتقل» نمایند.
این یک آوای روحانی است. آن ها همچنین یک بیناییِ روحانی دارند. این بدان معناست که از این موهبت الهی و این برکت خدایی برخوردارند که می توانند اماکن و صحنه های خاصّی را مشاهده کنند که دیگران قادر به دیدن آن ها نیستند.
از طرفی، این را نیز باید گفت که آن آوای درونی، یک مبحث کاملاً متفاوت و جداگانه ای است که توضیح آن، چندان هم دشوار نیست. نوشتن و دیدن، سخت ترین شیوه های موجود در امر مدیوم شدن و یا مدیوم بودن است. البته باید گفت که شنیدن درونی (یا همان غیب شنوایی) بسیار آسان تر و راحت تر است؛ پس افکار و اندیشه هایتان را تشویق کنید که انواع احساسات و حالات را، بیش از آن چه در گذشته انجام می دادید، در وجودتان «پذیرا» شوید. تا آن جا که در توان دارید، نسبت به دیگران مهربان باشید و خیرتان به دیگران برسد. بدانسان نیز، در جستجوی انواع موقعیت ها و فرصت های خوبِ معنوی برای انجام کار خیر باشید، و به یقین بدانید که چنین موقعیت هایی، ستارگان درخشان و نورانیِ آسمان وجودیِ شما به شمار می روند. عالم ارواح، درست به مانند خانه ای است که دارای چندین و چند در و پنجره است. برخی از این درها و پنجره ها، به سوی مکانی گشوده می شوند، در حالی که برخی دیگر، به هیچ کجا باز نمی شوند. در واقع، آن درها و پنجره هایی که به هیچ کجا راه ندارند، با نهایت تحکم و دقّت، به وسیله کلید بهشت، بسته و قفل شده اند. به همان اندازه، پنجره ها همواره برای کسانی که ایمان دارند و یا دارای حسّ ششم قوی هستند، باز است.

نظرات کاربران درباره کتاب دعا دریچه‌ای به سوی ماوراء ـ ۳