فیدیبو نماینده قانونی نشر تیر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب احترام و اتکاء به‌نفس

کتاب احترام و اتکاء به‌نفس

نسخه الکترونیک کتاب احترام و اتکاء به‌نفس به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب احترام و اتکاء به‌نفس

در واقع، آدمی می‌تواند خیلی به سرعت شخصی را که احترام و اتکاء به نفسِ بالایی نسبت به خود دارد شناسایی کند، زیرا چنین شخصی، از زندگی کمال استفاده و لذّت را می‌برد، و دقیقا آن چه را که دوست دارد باشد، به جامعه ارائه می‌کند، و هر آن چه دوست دارد، انجام می‌دهد. به همان اندازه، او می‌تواند بدون آن که دیگران را سرزنش کند و یا عذر و بهانه‌ای بیابد، مسئولیت زندگی خود را شخصا تقبل کند. بر خلاف او، شخصی هم هست که هیچ احترامی به نفس خود ندارد، و همواره با انواع مشکلات و محنتهای فراوان در زندگی شخصی، اجتماعی و بالاخره حرفه‌ای خود، مواجه می‌شود... چنین شخصی خود را همواره ناقص، بی‌لیاقت، بی‌کفایت، خطاکار، و آکنده از عیوب می‌بیند، و هیچ اطمینانی به وجود باطنی خود ندارد. اتکاء به نفس، و داشتن عقیده‌ای مساعد نسبت به توانایی‌های خود، و نیز با اهمیت شمردن شأن و مقام و ارزش باطنی خویش، همواره به صورت مطلق، حاضر و یا غایب نیست. در واقع، هر انسانی در نقطه‌ای از یک نردبان خیالی که از عدد صفر آغاز می‌شود و تا عدد صد ادامه می‌یابد، حضور دارد. این امکان وجود ندارد که انسانی به هیچ‌وجه، از احترام و اتکاء به نفس برخوردار نباشد، و به همان اندازه این ممکن نیست که انسانی، در هر شرایطی، دارای احترام و اطمینانی صد در صد کامل نسبت به خود باشد.

ادامه...
  • ناشر نشر تیر
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.71 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۴۱ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب احترام و اتکاء به‌نفس

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

«... سوگند به انجیر و زیتون!
سوگند به طور سینا!
سوگند به این شهر امن!
که ما انسان را به نیکوترین صورت و سیرت آفریدیم...!»

سوره مبارکه تین ـ آیه ۴ - ۳ - ۲ - ۱

***
«اعلامیه احترام و اتکاء به نفس»
«در تمام عالم هستی، هیچ انسانی وجود ندارد که دقیقا به من شباهت داشته باشد! من خودم هستم، و هر آن چه که هستم، کاملاً منحصربفرد و یگانه است!
من مسئول کارهای خود هستم، و هر آن چه بدان نیاز داشته باشم، اکنون و در اینجا با خود همراه دارم، تا بتوانم از یک زندگی بسیار خوب و کامل و رضایتبخش، بهره مند باشم! من این توانایی را دارم که بهترین جنبه های وجودی خود را آشکار سازم، و می توانم در دوست داشتن و ابراز علاقه، حقّ انتخاب داشته باشم، و انسانی کاردان و ماهر باشم، و بالاخره، هدف و معنایی در زندگیم، و نیز نظمی دقیق، در عالم هستی بیابم! من می توانم با انتخابی که انجام می دهم، خود را پرورش دهم، رشد کنم، و در کمال سازش و هماهنگی با خود، دیگران و خداوند مهربان زندگی کنم!
من به راستی مستحق این هستم که در اینجا و هم اینک، کاملاً مورد تایید و عشق و محبّت دیگران قرار بگیرم و به گونه ای باشم که هم اینک هستم!
من خود را دوست می دارم، خود را تایید می کنم، خود را آن گونه که هستم می پذیرم، و از همین امروز تصمیم دارم که از زندگی کامل و رضایتبخشی بهره مند گردم!»
***

مقدمه

سرخپوستی به تنهایی مشغول گردش در جنگل بود. تخم عقابی پیدا کرد. او با این تصوّر که آن تخم، به یک مرغ وحشی تعلّق دارد، آن را در آشیانه یک مرغ وحشی قرار داد.
جوجه پس از چندی به دنیا آمد، در حالی که در اطرافش، تعدادی جوجه مرغ دیده می شد... مرغهایی که عین مرغ جیک جیک می کردند و عین مرغ، دانه و ارزن از زمین برمی داشتند...
روزی، در هنگام بهار، پرنده جوان با صحنه بسیار زیبایی روبه رو شد: پرنده ای عظیم، در آسمان مشغول پرواز بود و در ارتفاعی بسیار بالا، با زیبایی و وقار و متانتی فوق العاده زیاد، پهنه آسمان را به خود اختصاص داده بود. جوجه عقاب، که در میان مرغهای وحشی بزرگ می شد، پرسید: «این پرنده چه نام دارد؟...» به او پاسخ داده شد: «نام او عقاب است! او زیباترین پرنده از میان تمام پرنده ها است...!» عقاب کوچک به این فکر کرد که پرواز با آن همه وقار و متانت، در آن آسمان پهناور، به راستی که چه امتیاز بزرگی می تواند محسوب شود... امّا از آنجا که می دانست هرگز نخواهد توانست به یک عقاب مبدّل شود، پرنده جوان، رویای خود را به سرعت به دست فراموشی سپرد...
او تمام عمرش را با این فکر که فقط یک مرغ وحشی است، سپری کرد و سرانجام با همین فکر نیز از دنیا رفت...»

افسانه های بومی
از سرخپوستان آمریکا
***
و به راستی که چه تعداد انسانهای بی شماری که به این جوجه عقاب شباهت دارند...! آنها دارای قابلیتهای خارق العاده هستند، از استعدادهای ناشناخته ای در وجودشان بهره مندند، و از ذوق و هنر و مهارتهای فراوان برخوردار هستند...! قابلیتهایی که جامعه بشری می تواند از آنها استفاده کند، و به آنها اجازه دهد که آرزوهای قلبی خود
را تحقّق بخشند!
متاسفانه آنها در «آشیانه هایی» به دنیا آمده اند، و هیچ شخصیت بزرگی در پیش روی خود نداشته اند تا از آنها تقلید کنند. آنها پیامهایی دریافت کرده اند که عشق و محبّت فطری وجودشان را به عقب رانده است... عشقی که می توانستند نسبت به خود داشته باشند، و نیز اعتماد بنفس و احترامی عمیق، برای قابلیتها و توانایی های فطری خود...
به این دلیل، آنها در دنیایی زندگی می کنند که از آن راضی نیستند. آنها همواره دستخوش نوعی اندوه و افسردگی و احساس «غربت» برای «چیزی دیگر...» هستند... چیزی که از هماهنگی و زیبایی بیشتری برخوردار است، و بیش از سایر چیزها، ارزشمند و پایدار است...
آنها به دلیل آن که هیچ نوع احترامی به نفس خود قائل نیستند، سعی می کنند همچون انسانهایی که در شرف غرق شدن در دریا هستند، به گونه ای، «زنده بمانند» و گاه، این کار را با حالتی بسیار دردناک انجام می دهند و اغلب نیز به فرزندان خود، پیامهایی منفی و مایوس کننده منتقل می کنند... پیامهایی که خود آنها نیز، از اهمیت بسیار زیاد آنها، مطّلع نیستند.
هدف از نگارش این کتابچه، توضیح دادن احساسی به نام «احترام و اتکاء به نفس» است. ما قصد داریم توضیح دهیم که این صفت را چگونه می توان در معرض دید قرار داد، و اساسا چگونه و به چه شکل در وجود انسان پدید می آید، و بالاخره از اهمیت تاثیرات والدین و اطرافیان کودک برای پرورش احترام و اتکاء به نفس سخن گفته خواهد شد. این کتاب، همچنین در نظر دارد تمام عوامل اتکاء به نفس را در نزد بزرگسالان به معرض نمایش بگذارد، و شیوه هایی را برای بهبود بخشیدن به این احساس مطبوع، به خواننده محترم بیاموزد.
ما بسیار امیدواریم که این کتاب کوچک، برای تمام کسانی که این کتاب را خریداری کرده اند، مفید و مناسب باشد، و بتواند به بسیاری از سوالات آنها پاسخ دهد. سوالاتی درباره یکی از جنبه های بسیار مهم زندگی بشری که همانا: احترام و اتکاء به نفس است... صفتی که قادر است سرچشمه شادی و سرخوشی در زندگی هر انسانی محسوب شود...!

اتکاء به نفس چیست؟

میزان احترام و اتکاء به نفسی که یک انسان از خود آشکار می سازد، بر تمام آن چه بیان می دارد، می اندیشد، و انجام می دهد، تاثیر می نهد.
در واقع، آدمی می تواند خیلی به سرعت شخصی را که احترام و اتکاء به نفسِ بالایی نسبت به خود دارد شناسایی کند، زیرا چنین شخصی، از زندگی کمال استفاده و لذّت را می برد، و دقیقا آن چه را که دوست دارد باشد، به جامعه ارائه می کند، و هر آن چه دوست دارد، انجام می دهد. به همان اندازه، او می تواند بدون آن که دیگران را سرزنش کند و یا عذر و بهانه ای بیابد، مسئولیت زندگی خود را شخصا تقبل کند.
بر خلاف او، شخصی هم هست که هیچ احترامی به نفس خود ندارد، و همواره با انواع مشکلات و محنتهای فراوان در زندگی شخصی، اجتماعی و بالاخره حرفه ای خود، مواجه می شود... چنین شخصی خود را همواره ناقص، بی لیاقت، بی کفایت، خطاکار، و آکنده از عیوب می بیند، و هیچ اطمینانی به وجود باطنی خود ندارد.
اتکاء به نفس، و داشتن عقیده ای مساعد نسبت به توانایی های خود، و نیز با اهمیت شمردن شان و مقام و ارزش باطنی خویش، همواره به صورت مطلق، حاضر و یا غایب نیست. در واقع، هر انسانی در نقطه ای از یک نردبان خیالی که از عدد صفر آغاز می شود و تا عدد صد ادامه می یابد، حضور دارد. این امکان وجود ندارد که انسانی به هیچ وجه، از احترام و اتکاء به نفس برخوردار نباشد، و به همان اندازه این ممکن نیست که انسانی، در هر شرایطی، دارای احترام و اطمینانی صد در صد کامل نسبت به خود باشد.
هر چند بسیار دشوار است که انسان صفت احترام به نفس را به درستی توضیح دهد، لیکن امروزه این نکته به راحتی پذیرفته شده است که این صفت باطنی، دارای دو جنبه مکمل هم می باشد:

* از یک سو، برخورداری از نوعی درک و بینش از لیاقت و کاردانی و مهارتهای شخصی.
* از سوی دیگر، برخورداری از این اعتقاد راسخِ درونی که به عنوان یک فرد، از شان و مرتبه و ارزشی واقعی بهره مند است.

به گونه ای واضحتر، ما می توانیم بگوییم که احترام و اتکاء به نفس، نوعی معرّفی نامه از آن شخص، و اعمال و کردار او است.
احترام و اتکاء به نفس، بازتابی از قضاوتی است که ما نسبت به قابلیتهایمان در هنگام رویارویی با مشکلاتِ زندگی، داریم. به همان اندازه، بازتابی از تلاش ما برای درک و تسلط یافتن بر مشکلات است. این احساس، این اجازه را به ما می دهد که حقّ سعادت و خوشبختی و شادمانی را برای خود بپذیریم، و حیات و هستی خود را با قدرت و مثبت گرایی کامل، تایید کنیم و اهمیت وجودیِ خود را به عنوان یک موجود منحصربفردِ بشری که یگانه و غیرقابل جایگزینی است، دریابیم.
داشتن احترام و اتکاء به نفس، و نیز دانستن لیاقت باطنی، بدین معناست که آدمی بتواند خود را لایق بسیاری از کارها، و نیز سزاوار دریافت احترام از سوی دیگران بداند.
به همان اندازه، عدم داشتن احترام و اتکاء به نفس، بدین معناست که انسان نتواند کاملاً و آن طور که از او انتظار می رود، به درستی و به معنای واقعی زندگی کند، و همواره در این اندیشه غلط به سر ببرد که: «به قدر کافی شایسته و لایق و خوب نیست...»
اکثر انسانها، میان میزان خوب و بسنده ای از احترام و اتکاء به نفس و میزان بسیار کم و بدی از همان احساس، به سر می برند و مدام در حالت اهتزاز هستند... برخی از انسانها، عقیده خوبی نسبت به کاردانی و لیاقتهای خود دارند، و می دانند که قابلیتهای ارزنده ای در وجودشان هست، امّا خود را لایق دوست داشتن نمی دانند. برخی دیگر، خود را لایق دوست داشتن می دانند، امّا خود را لایق و کاردان و قابل نمی دانند. بنابراین، اتکاء به نفس و ارزش به خود، همواره نوعی بازیِ «درجات و میزانهای نوسان دار» است، و در اکثر اوقات، حالتیمتحّرک و بی ثبات دارد.
هر قدر انسانی بیشتر به خود احترام قائل شود و ارزش قابلیتهای باطنی خود را بداند، بیشتر می تواند در محیط کاری خود، از خلاّقیی جانبخش و شورانگیز استفاده کند، و به همان اندازه، بیشتر قادر شود در روابط بشریش با دیگران، از حالتی مثبت گرایانه بهره مند گردد. این موجب می شود که همین شخص، احترام و ادب بیشتری نیز نسبت به دیگران داشته باشد، و کمتر احساس کند که بنا به هر دلیلی، در معرض تهدید دیگران قرار گرفته است...
هر قدر احترام و اتکاء به نفس، در وجود انسان بیشتر باشد، بیشتر از امکاناتی که به وی اجازه خواهد داد در شادمانی و سعادت زندگی کند، بهره مند خواهد گشت.
هنگامی که انسان به سنّ بزرگسالی می رسد، احترام و اتکاء به نفس ما، همچون تجربه ای خواهد بود که سرچشمه اش را از عمیقترین قسمت وجودمان گرفته است... این احساس، با عقاید و اندیشه هایی که از خود در ذهنمان داریم، پدید می آید؛ همین طور هم از شیوه ای که خود را باطنا می بینیم، و نیز احساساتی که نسبت به آن شخصی که در اجتماع هستیم، در وجودمان تجربه می کنیم...
متاسفانه همه کودکان از امتیاز پرورش دادن احترام و اتکاء به نفسی خوب و کافی بهره مند نیستند، و پس از آن که به سنین بزرگسالی می رسند، اغلب بیهوده سعی دارند شخصی یا چیزی را بیابند که بتواند کمبود آن اتکاء به نفس را در وجودشان احساس می کنند، بیابند...
امّا مشکل این است که این افراد، پس از آن که به سنین بزرگسالی می رسند، شکل گیری احترامی را که باید نسبت به خود داشته باشند، به تنهایی به انجام می رسانند، و این کار، به نوعی «کار شخصی» که در محدوده مسئولیتهای خودشان می باشد، مبدّل می گردد، و هیچ انسان دیگری نمی تواند این وضعیت را برای آنها شکل دهد. این موجب می شود که چنین افرادی بر این تصّور باقی بمانند که لایق این که مورد مهر و محبّت دیگران باشند، نیستند و به همان اندازه، به قدر کافی در هر کاری، ماهر و کاردان و قابل نیستند. آنها به اشتباه تصور می کنند که این کار، نوعی تلاش و پرورش شخصی است که باید به تنهایی، به انجام دادن آن مبادرت بورزند...
هنگامی که شخصی دارای احترام و اتکاء به نفسی واقعی و نسبتا زیاد است، دیگر میلی به این ندارد که پیوسته با دیگران رقابت کند، و دیگر سعی ندارد که خود را با دیگران مقایسه کند. چنین شخصی در کمال صلح و آرامش باطنی با وجود خویش می باشد. بدین ترتیب، از آمادگی کامل برخوردار است تا به شیوه ای مثبت و سازنده، به مبارزه طلبیها و مشقّات زندگی پاسخ بگوید...
متاسفانه اغلب اوقات، انسانها میان احترام و اتکاء به نفس، و داشتن آگاهی از میزان لیاقت شخصی را با غرور و تکبر اشتباه می گیرند؛ بنابراین لازم است که فرق مشخّص و آشکاری میان این صفات، ایجاد کنیم. شخصی که احترام و اتکاء به نفس خوبی در وجود خود دارد، موجود متکبر و خودخواهی نیست، و به هیچ وجه در رفتار و اعمالش، اثری از غرور و خودستایی مشاهده نمی شود.
چنین شخصی لازم نمی بیند که خود را بالاتر از همه بداند، و یا دیگران را پایینتر از خود بشمارد... چنین شخصی عمیقا از ارزش واقعی خود مطّلع و آگاه است، و می داند که هر انسانی در عالم هستی، از ارزش و لیاقتی منحصربفرد برخوردار است.
او نیازی به این ندارد که با پایمال کردن، و یا با آزار رساندن به دیگران، پیشاپیش همه قرار بگیرد و مقام اوّل را احراز کند...
به همان اندازه، شخصی که احترام و اتکاء به نفس خوبی در وجود خود پرورش داده است و به ارزش باطنی خود واقف است، هرگز سعی نمی کند که ارزشی بیش از واقعیت، به قابلیتهای خود بدهد.
او به خوبی از محدودیتهای خود آگاه است، و در مورد قابلیتها و توانایی های خود، به قدر کافی دانا است و به همان نسبت، هر نوع انتقادی را که سازنده باشد، با متانت و خشرویی می پذیرد.
بهتر است این نوشته آموزنده را بخوانیم و به خاطر بسپاریم:

«... احترام و اتکاء به نفس و داشتن آگاهی روشنی از ارزش باطنی خود، هیچ ارتباطی با پولی که شما دارید و یا با کار کردن به دست می آورید، ندارد. به همان اندازه، هیچ ارتباطی با شهرت و نامتان، حرفه تان، نژادتان، اصل و نسبتان، ظاهرتان، لباسهایی که بر تن می کنید، مذهبتان، میزان تحصیلاتتان، و یا آن چه در تملک خود دارید، و حتّی در جنسیت شما و یا در مکانی که در آنجا زندگی می کند، ندارد!
احترام و اتکاء به نفس، چیزی بسیار سهل و ساده است!
در واقع، این همان احترامی است که شما نسبت به خود در وجودتان احساس می کنید...»

ویلیام. جی. مک گرین
***
پرسشنامه ای کوتاه برای آن که از میزانِ احترام و اتکاء به نفستان مطّلع گردید:

۱ ـ خطاهایم را به سهولت می پذیرم.
بله
خیر
۲ ـ جرئت می کنم به سراغ انسانهای غریبه بروم.
بله
خیر
۳ ـ در جایی که دیگران ارزشهای مرا تایید نمی کنند،به راحتی می توانم به آنها پایبند بمانم.
بله
خیر
۴ ـ به راحتی می توانم تعریفی از خود را بشنوم.
بله
خیر
۵ ـ در کنار دیگران، می توانم همانی که هستم، باقی بمانم.
بله
خیر
۶ ـ من خود را با ضعفهایم قبول می کنم.
بله
خیر
۷ ـ می توانم از نقاط قوّتم سخن بگویم.
بله
خیر
۸ ـ از موفّقیت دیگران، خوشحال می شوم.
بله
خیر
۹ ـ من خود را با دیگران مقایسه نمی کنم.
بله
خیر
۱۰ ـ خود را آرام می دانم.
بله
خیر
۱۱ ـ تفاوتهایی را که میان من و دیگران هست، می پذیرم.
بله
خیر
۱۲ ـ می توانم قاطع و با تحکم باشم.
بله
خیر
۱۳ ـ عشق و محبّت خود را به دیگران، به راحتیبیان می کنم.
بله
خیر
۱۴ ـ خود را دوست می دارم و از مصاحبت با خود،لذّت می برم.
بله
خیر
۱۵ ـ تمام احساسات و عواطفم را می پذیرم.
بله
خیر
۱۶ ـ بر این عقیده ام که یگانه هستم.
بله
خیر
۱۷ ـ دوست دارم با خود خلوت کنم.
بله
خیر
۱۸ ـ این اجازه را به خود می دهم که رفتاری ناشی از طیب خاطر و شورانگیز و غیرمنتظره داشته باشم.
بله
خیر

* پس از آن که پاسخهای موردنظر خود را نوشتید، جوابهای «بله» را شمارش کنید. هر قدر پاسخهای «بله» شما بیشتر باشد، به همان اندازه نیز احترام و اتکاء به نفس بیشتری در وجودتان هست.
***

نظرات کاربران درباره کتاب احترام و اتکاء به‌نفس