فیدیبو نماینده قانونی ذهن‌آویز و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب ذهن بی انتها،جسم پردوام

کتاب ذهن بی انتها،جسم پردوام
کوانتم و پیر نشدن

نسخه الکترونیک کتاب ذهن بی انتها،جسم پردوام به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب ذهن بی انتها،جسم پردوام

سه نیروی مهم بر زندگی انسان حاکم‌اند: آفرینش، ادامه حیات و تباهی و نابودی. این هر سه در طول عمر سلولها، ستاره‌ها، درختان، گیاهان و کهکشانها وجود دارند زیرا هر شکلی باید به وجود آید، حفظ شود و از بین برود. با آنکه هر حیطه حیات از ترادفی در طول زمان پیروی می‌کند، این سه نیرو به صورتی همزمان با یکدیگر وجود دارند. تا زمانی که آفرینش بر شما مسلط است، به رشد و تکامل خود ادامه می‌دهید. به مقام خاک بودی، سفر نهان نمودی چو به آدمی رسیدی، هِله تا به این نپایی

ادامه...
  • ناشر ذهن‌آویز
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2.67 مگابایت
  • تعداد صفحات ۴۴۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب ذهن بی انتها،جسم پردوام

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

تقدیم به استاد نعمت الله قاضی که عمرش دراز و در های رحمت الهی به رویش گشوده باد.

این کتاب ترجمه ای است از:
AgelessBody,timeless Mind
The Quantum Alternative to Growing OLD
by Deepak Chopra,M.D
Harmony Books,New York,1393

زمانی پیر می شویم که از رشد بازبایستیم.
ـ گوینده ناشناس

اگر باور زندگی جاودانه از دست برود
نه تنها عشق، بلکه همه نیروهای پاسدار حیات
در جهان در لحظه ای نابود می شوند.
ـ داستا یوفسکی

من در بی انتهایی نیروی طبیعت در حرکتم؛
من حافظ آتش روح؛
و پاسدار حیات و شفا هستم.
ـ ریگ ودا

عالم چون آب جوست ،بسته نماند و لیک ،
می رود و می رسد نونو این از کجاست؟

نو ز کجا می رسد؟کهنه کجا می رود؟
گرنه ورای نظر عالم بی منتهاست

- مولانا

بخش اوّل:سرزمین بدون پیر

بیایید با هم به سفری برویم، سفری برای اکتشاف، سفر به مکانی بری از قوانین متعارف، قوانینی که پیرشدن، نحیف شدن و مردن را سرنوشت مقرّر انسان می پندارد؛ قوانینی به یادگار مانده از قرن های گذشته، از گذشته های دور. می خواهیم این باورها را به حالت تعویق درآوریم و طرحی نو بریزیم. هدف و مقصد ما رسیدن به شرایطی است که در آن جوانی، نو شدن، خلاقیت، خشنودی و بی انتهایی تجربه متعارف ایام زندگی ما باشد؛ می خواهیم به جایی برسیم که در آن پیری، سستی و مرگ بی مفهوم شوند.
اگر مکانی با این مشخصات وجود دارد، کدام عامل است که ما را از رسیدن به آن محروم می کند؟ سرزمین مورد نظر ما نه قاره ای بیکران و نه اقیانوسی خطرناک و کشف نشده است. من از شرطی شدنها حرف می زنم، به چشم انداز و استنباط خود از جهان اشاره دارم که آن را از پدر و مادر و آموزگاران و جامعه آموخته ام. طرز تلقی متعارف ما از جهان را اغلب «هیپنوتیسم شرطی شدن اجتماعی» نامیده اند، افسانه ای اغواکننده که ما جملگی برای رسیدن به آن به توافق رسیده ایم.
بدن شما بی آنکه اختیاری داشته باشید پیر می شود. برنامه ریزی به گونه ای است که قوانین شرطی شدن جمعی ما را زنده نگه دارد.اگر قرار باشد پیر شدن طبیعی و ناچاری باشد، تا زنجیره باورهای قدیم خود را پاره نکنیم، نمی توانیم آن را درک کنیم. برای اینکه «جسم همیشه شاداب» و «ذهن بی انتها» را تجربه کنیم ــ موضوعی که این کتاب درباره آن نوشته شده است ــ باید ده فرضیه متعارف درباره ذهن و جسم را کنار بگذاریم. این ده فرضیه عبارتند از:

۱ ــ دنیا عینی و مستقل از شاهدان است و جسم ما جنبه ای از این دنیای عینی محسوب می شود.
۲ ــ جسم ما از انبوه موادی ساخته شده که در زمان و فضا از یکدیگر جدا هستند.
۳ ــ جسم و ذهن مستقل از یکدیگر هستند.
۴ ــ ماتریالیسم نقش اصلی و آگاهی در درجه دوم اهمیت قرار دارد. به عبارت دیگر ما دستگاهی فیزیکی هستیم که اندیشیدن را فرا گرفته ایم.
۵ ــ آگاهی انسان به طور کامل نتیجه زیست شیمی است.
۶ ــ انسان موجودی بی ارتباط و گسسته است.
۷ ــ درک ما از جهان حالت خودبه خودی دارد و به ما تصویر دقیقی می دهد از اشیاء به شکلی که واقعا وجود دارد.
۸ ــ زمان کیفیتی مطلق دارد و ما اسیرِ این مطلق هستیم. کسی نیست که بتواند از جور و ستم زمان جان سالم به در برد.
۹ ــ طبیعت واقعی ما را سن، نفس و شخصیت ما مشخص می سازد. ما مجموعه خاطرات و امیالی هستیم که به شکل گوشت و استخوان متجلّی شده ایم.
۱۰ ــ رنج بردن امری ضروری و بخشی از حقیقت ماست. ما قربانیان اجتناب ناپذیر بیماری، کهولت و مرگ هستیم.

این فرضیه ها فراتر از فرایند پیر شدن هستند، تا دنیایی از جدایی، زوال و مرگ را تعریف کنند. زمان به نظر زندانی می رسد که امکان فرار از آن میسّر نیست. بدنهای ما ماشینهای زیست شیمیایی هستند که مانند همه ماشینها فرسوده می شوند و به پایان عمر خود می رسند. لوئیس توماس(۱) معتقد بود: «هر کس به حکم طبیعت خود باید زمانی تحلیل برود و عمرش به سر آید. این جبری است که بخواهیم و نخواهیم وجود دارد.» این موضع گیری مقهور ماده گرایی از کنار بسیاری از جنبه های طبیعتِ انسان بی توجه گذشته است. انسان تنها موجود روی زمین است که می تواند به کمک اندیشه و احساس، بیولوژی خود را تغییر دهد. تنها انسان دارای یک نظام عصبی است که می تواند با اندیشیدن و احساس کردن، بیولوژی خود را تغییر دهد.تنها انسان دارای یک نظام عصبی است که از پدیده پیرشدن آگاه است. شیرها و ببرهای پیر هرگز متوجه نمی شوند که چه اتفاقی برای آنها می افتد، اما ما این را می دانیم و به دلیل این آگاهی ذهنیت ما بر آنچه از آن آگاهیم اثر می گذارد.
غیرممکن است که بتوان یک اندیشه یا یک احساس یا یک فرضیه را که مستقیم یا غیرمستقیم روی پیرشدن اثر نداشته باشد شناسایی نمود. سلولهای ما پیوسته تحت تاثیر افکار ما تحلیل می روند و تغییر می کنند. افسردگی مصونیت و نظام ایمنی بدن را ضعیف می کند و شادی برعکس بر قدرت آن می افزاید. نومیدی و احساس درماندگی خطر حملات قلبی و ابتلای به سرطان را افزایش می دهد و بنابراین از طول عمر می کاهد؛ حال آنکه خوشی و مسرت و موفقیت ما را سالم نگه می دارند و بر طول عمر ما می افزایند؛ معنای آن این است که خط منقسم دقیقی میان زیست شناسی و روانشناسی نمی توان ترسیم کرد. خاطره یک استرس مانند استرس حقیقی می تواند هورمونهای مخرب را در خون ما جاری کند.
به دلیل آنکه ذهن روی همه سلولهای بدن تاثیر می گذارد، سن انسان موضوعی جاری و تغییردادنی است. ذهن می تواند پیرشدن را تسریع و یا از سرعت آن بکاهد. می تواند برای مدتی آن را متوقف سازد و حتی آن را به عقب بازگرداند. صدها بررسی که در سه دهه اخیر صورت گرفته است نشان می دهند که پیرشدن برخلاف باورهای گذشته موضوعیست که بیشتر به خود شخص بستگی دارد.
اما مهمتر از اطلاعاتی که درباره افراد به دست آورده ایم، برداشت متفاوت جهان از مسئله پیرشدن است. برداشتهای ده گانه قدیمی که به آن اشاره کردیم، به درستی واقعیتها را نشان نمی دهند، اینها معلول ذهنِ اشخاص هستند که ما آنها را به قانون مبدّل کرده ایم. برای رهایی از برداشتهای اشتباه در مورد پیرشدن باید طرز تلقی خود را تغییر دهیم زیرا چیزی به اندازه باور ذهنی نمی تواند بر جسم انسان تاثیر بگذارد.
باید به جای باورهای منسوخ شده، حقایق کامل تری را جایگزین کنیم. این باورهای جدید نیز ساخته و پرداخته ذهن انسان هستند که به ما قدرت و آزادی عمل بسیار بیشتری می دهند. باورهای جدید به ما امکان می دهند که قوانین پیرشدن را دوباره نویسی کنیم.
ده فرضیه جدید به قرار زیر هستند:

۱ ــ دنیای فیزیکی و از جمله بدن ما با طرز تلقی ما ارتباط دارد. ما با ذهن خود، جسم خویش را می سازیم.
۲ ــ جسم انسان جامد نیست بلکه از انرژی و اطلاعات تشکیل می شود. این انرژی و اطلاعات جزئی از زمینه بی انتهای انرژی و اطلاعاتی هستند که جهان را می سازند.
۳ ــ ذهن و جسم تفکیک ناپذیرند، یکی هستند. آن وحدتی که «من» نامیده می شود از دو جریانِ ذهنی ــ که افکار و احساسات و امیال را دربر می گیرد ــ و عینی ــ که به بدن اطلاق می شود ــ تشکیل می شود. اما در سطحی عمیق تر این دو جریان در یک منبع خلاق به هم می پیوندند. زندگی ما از این منبع ناشی می شود.
۴ ــ موقعیت بیوشیمیایی بدن ناشی از آگاهی است. باورها، افکار و احساسات واکنشهای شیمیایی را شکل می دهند که زندگی هر یاخته را امکان پذیر می سازد. سلول پیر محصول نهایی آگاهی است که زنده باقی ماندن را فراموش کرده است.
۵ ــ به نظر می رسد که حالت خودبه خودی داشته باشد اما در واقع پدیده ای اکتسابی و آموختنی است. دنیایی که شما در آن زندگی می کنید با طرز تلقی شما از آن ارتباط دارد. با تغییردادن این طرز تلقّی، جسم و دنیای خود را به شکل دیگری تجربه می کنید.
۶ ــ تکانه های هوشی در هر لحظه جسم شما را به شکلی جدید خلق می کند. شما جمع کلّ این تکانه ها هستید و با تغییر دادن انگاره های آنها خود شما تغییر می کنید.
۷ ــ با آنکه هرکس جدا و مستقل به نظر می رسد، همه ما با انگاره های هوشی در ارتباط هستیم که بر تمامی نظام هستی حاکم است. جسم ما بخشی از جسم کیهانی و ذهن ما جنبه ای از یک ذهن جهانی به شمار می رود.
۸ ــ زمان به حالت مطلق وجود ندارد، بلکه صرفا جاودانه است، یک جاودانگی قابل سنجش. زمان بی انتها را ما به بخشها و جزءهای مختلف (ثانیه ها، ساعتها، روزها و سالها) تقسیم کرده ایم. آنچه را زمان خطّی می دانیم انعکاس درک ما از تغییر است. اگر تغییرناپذیری را درک کنیم، زمان به شکلی که ما از آن برداشت می کنیم دیگر وجود نخواهد داشت، می توانیم به جاودانگی فکر کنیم و فیزیولوژی فناناپذیری را بیافرینیم.

نظرات کاربران درباره کتاب ذهن بی انتها،جسم پردوام

عالییییییی
در 10 ماه پیش توسط محمدرضا سعیدیان
کتاب عالی
در 3 ماه پیش توسط
دیپاک چوپرا نویسنده ای که فراتر از جهان سه بعدی رامینگرد
در 1 ماه پیش توسط
عجیب و آموزنده
در 3 هفته پیش توسط e.k...392
کتابهای دیپاک چوپرا بینظیره . افق جدیدی رو برای انسان باز میکنه . راحت میفهمی ترجمه روانه ولی بکاربردنش تو زندگی به کم مشکله باید خیلی دو خودمون و باورامون کار کنیم تا بتونیم روند زندگیمون رو عوض کنیم . امیدوارم روزی برسه که ما هم بتونیم تجربیاتمون رو مثل دیباک در اختیار مردم هموطنمون قرار بدیم .
در 2 ماه پیش توسط
حقیقتا کتاب زیباییست
در 1 ماه پیش توسط
ممنون
در 1 سال پیش توسط علی زیدی
خوب و مفید بود
در 2 ماه پیش توسط ali...339
عالی بود
در 1 سال پیش توسط هلیااا حسینیون
خیلی دوست داشتم
در 1 سال پیش توسط هلیااا حسینیون