فیدیبو نماینده قانونی نشر نون و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب و هرروز صبح راه خانه دورتر و ‌دورتر می‌شود

کتاب و هرروز صبح راه خانه دورتر و ‌دورتر می‌شود

نسخه الکترونیک کتاب و هرروز صبح راه خانه دورتر و ‌دورتر می‌شود به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۲,۷۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب و هرروز صبح راه خانه دورتر و ‌دورتر می‌شود

چشمان پیرمرد به‌طور عجیبی خالی است. ناامیدانه به شقیقه‌هایش می‌زند. پسرک دهان باز می‌کند که چیزی بگوید ولی وقتی این صحنه را می‌بیند جلوی خودش را می‌گیرد. در عوض آرام می‌نشیند و همان کاری را می‌کند که پدربزرگ یادش داده‌بود اگر گم شد انجام دهد: «محیط اطرافت را زیر نظر بگیر، دنبال ردپاها و سرنخ‌ها بگرد.» نیمکت در احاطۀ درختان است چون بابابزرگ عاشق درخت‌هاست، چون درخت‌ها اهمیتی به افکار آدم‌ها نمی‌دهند. شبحی از پرنده‌ها از آنها بالا می‌آیند و در آسمان پخش می‌شوند و با اطمینان بر باد تکیه می‌زنند. یک اژدها میدان را می‌پیماید، خواب‌آلود و سبز، و یک پنگوئن با رد دستی شکلاتی روی شکم در گوشه‌ای به‌خواب رفته است. یک جغد مهربانِ یک‌چشم هم کنار او نشسته است. نوآ همه را می‌شناسد. مال او هستند. اژدها را بابابزرگ درست وقتی که به دنیا آمد به او داده ‌بود، چون‌که مامان‌بزرگ گفته‌بود اژدها برای نوزاد اسباب‌بازی توبغلی مناسبی نیست و بابابزرگ هم گفته‌بود که او هم یک نوۀ مناسب نمی‌خواهد.

ادامه...
  • ناشر نشر نون
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.41 مگابایت
  • تعداد صفحات ۷۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب و هرروز صبح راه خانه دورتر و ‌دورتر می‌شود

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

در حال بارگذاری...

نظرات کاربران درباره کتاب و هرروز صبح راه خانه دورتر و ‌دورتر می‌شود

کتاب زیبایی بود و لذت بردم اولین کتابی بود که تا این حد منو احساساتی کرد. واقعاً حس و حال فراموشی رو منتقل کرد و نشون داد
در 1 سال پیش توسط سُبْحٰانْ
با سلام. این کتاب رو خوندم و تقریبا ۴۵ دقیقه وقت نمیگیره ... روایت داستان گفت و گوهای پدر بزرگ با سه شخصیت داستان. نوه ، پسر و همسر ... به نظرم گفت و گوهای مرتبط با نوه بیشتر بیان درک مفهوم کلی زندگی و معانی هست که از اون میشه کسب کرد. نگاه به زندگی از دریچه ی پدربزرگ شدن و در عین حال بیان صادقانه درک زندگی در حالتی معلق گونه که بکمن آلزایمر رو بهانه خوبی در اینجا در نظر گرفته. گفت و گو با پسر که بخش های کوتاهی رو شامل میشه مربوط به دوره زمانی میشه که انسان در واقعیت های زندگی خودش قرار می گیره و در نهایت گفت و گو با همسر و معشوقه ی زندگی که بخش های احساسی و عاطفی رو با خودش همراه می کنه ... در مجموع میشه گفت در یک داستان کوتاه بسیار خوب این بیان ها جا گرفته و سعی شده به هسته ی اصلی روایت توجه بشه و از پراکنده گویی ها و طولانی شدن بی مورد داستان جلوگیری شده ... کتاب خیلی خوبیه و حتی ارزش دو بار خوندن رو داره .... اگه دست گرفتید تا آخرش برید ... لذت ببرید ...
در 1 سال پیش توسط emo...ari
عالی و متفاوت از دیگر آثار بکمن
در 2 سال پیش توسط محمد جواد حصاری
فوق العاده بود
در 1 سال پیش توسط hal...h43
این کتاب در مورد آلزایمره و خاطراتی که یکی پس از دیگری کمرنگ و خاک گرفته میشن... داستان یک پدربزرگه که عاشق نوش هست و دوست نداره فراموشش کنه ، اما میدونه که به زودی اونو از خاطر خواهد برد و این خیلی غمگینه..😔 به قول خود نویسنده :"خیلی دردناکه که دلتنگ کسی بشی که هنوز اینجاست!" غمگین تر اینکه خاطرات عشق بی نظیر زندگیش دارن براش محو میشن..! و چه چیزی دردناک تر از اینکه یه قسمت بزرگی از قلبت گم بشه؟! کتاب کوتاه و تاثیرگذاری بود..ریتم تندی نداشت اما همیشه دیدن زندگی از چشم آدمای مختلف رو دوست داشتم. و خب فکر میکنم توی رشته ی ما خیلی نیاز هست که گاهی چشمامونو ببندیم و زندگی رو با چشمای اطرافیانمون ببینیم..چرا که درد را تنها درد کشیده میداند..😞 و این بار زندگی رو از چشمای پیرمردی چندین و چندساله و در آستانه ی فراموشی کامل دیدم...
در 2 ماه پیش توسط گندم
کتاب احساسی و زیبایی بود و مفاهیم زیبایی رو منتقل میکرد. چند صفحه اول گنگ و نامفهوم بود مخصوصا از نطر شخصیت‌ها و دیالوگ‌ها و فضاسازی‌ها...اما اگه تا آخر ادامه بدید محبورتون میکنه که دوباره بخونید، چون تازه آخرای کتابه که متوجه میشید موضوع از چه قراره!
در 8 ماه پیش توسط محمد شریعتی
اولین کتابی بود که باهاش گریه کردم.چون پدربزرگم آلزایمر داشت خیلی با این کتاب احساس نزدیکی کردم.انگار میتونستم یه جورایی دنیا رو از نگاه اون ببینم و بفهمم چقدر سخته که آدم تمام چیز هایی که یه عمر برای به دست آوردنشون زحمت کشیده رو کم کم از دست بده تمام خاطرات با ارزشش،کسایی که دوستشون داره رو از یاد ببره، تمام چیزهایی که به زندگیش معنا میده و باعث میشه خودشو بشناسه مفهومشو براش از دست میده و بدون اونا دیگه نمیتونه به خاطر بیاره کیه و این خیلی درناکه.
در 4 ماه پیش توسط wanderer
مثل همیشه بی نظیر ، سرشار از تصویر سازی های فوق العاده ، از اون دست کتاب هایی هست که ناخواسته اشک میریزید و گاه از قدرت قلم بکمن در فلش بک هایی که بکار میبره مو به تنتون سیخ میشه ، در کل بسیاار زیبا و در عین حال عمیق ، کوتاه و شیوا بود ترجمه هم معرکه بود ...
در 10 ماه پیش توسط rez...292
نگاه نویسنده و موضوعی رو که انتخاب کرده دوست داشتم اما ای کاش بیشتر پردازش میشد چون موضوعش عالی هست.اما ارزش خواندن داره.بخونید.
در 2 سال پیش توسط زهرا
خوندن این کتاب خیلى حس خوبى به آدم القا میکنه ، توصیف فضاهاى داستان و همچنین شخصیت پردازی فوق العاده اى داره ! بسیار زیبا و دلنشین !
در 4 ماه پیش توسط سها آل علي