فیدیبو نماینده قانونی نشر چشمه و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب لاک پوک زنجره

کتاب لاک پوک زنجره
هایکو ژاپنی از زبان ژاپنی

نسخه الکترونیک کتاب لاک پوک زنجره به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۴,۸۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب لاک پوک زنجره

به یکی پرده‌ی نقاشی می‌ماند ابر است نخستین دمیدن آفتابِ سال نو. E ni kaita Yō na kumo ari Hatsu-hinode. Shusai

  • ناشر نشر چشمه
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 4.63 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۸۳ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب لاک پوک زنجره

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیش گفتار

یک سالی را که میان ژاپنی ها زیسته بودم مجال درخوری بود که با ظرایف زندگی ژاپنی در عمل و نیز در جهان هایکوُ(۱) آشناتر شوم. از این رو، هنگامی که می خواستم ترجمه ی پیشینم(۲) را برای چاپ دیگر ویرایش کنم ناگزیر از به هم ریختن تمام برگردان فارسی شدم، که در چاپ اول متکی به برگردان انگلیسی بود. در این میان دوست جوان ژاپنی ام، خانم کیمیه مائه دا(۳)، برای نوشتن پایان نامه ی دکتری اش، که موضوع آن شعر احمد شاملو است، به تهران آمد. فرصتی بود برای برگرداندن هایکو از ژاپنی به فارسی. ترجمه ی بیوکانن و بیشتر حواشی او را ــ که غالباً نالازم بود ــ کنار گذاشتیم، اما گزینه های او را کمابیش نگاه داشتیم. برگردان تازه ی این هایکوها بیش از یک سال کار برد.
***
فروردین ۱۳۷۹ گذارم به توکیو افتاد. که چندتایی کتاب تازه درباره ی هایکو ره آورد این سفر بود. یکی از آن ها هایکوِ کلاسیک(۴) بود. انتخاب هایکوها را از این کتاب، و نیز از مجموعه ی چهارجلدی بلایت(۵) ادامه دادیم.(۶)
***
تمام سعی مان این بوده که کلاف این شوْجی(۷)های ژاپنی را اوراق نکنیم، یا جلای ادبی به آن ها نزنیم، یا لاک کاری شان نکنیم؛ و در آن ها به چشم اُرسی های گره چینی ایرانی با طرح های هندسی و شیشه های رنگارنگ نگاه نکنیم؛ یا آن ها را با رنگ عاطفی، و خصوصاً با رنگ ذوق شعر فارسی نپوشانیم؛ هدف این بود که از این چشمه با همان ملاقه های کهنه ی خیزرانی آب برداریم.
***
هایکو شاید بیشتر به شیداره یاناگی(۸) نگاه می کند که سرافکنده است و سر در خویش فرو برده. کمتر از مومیجی(۹)، که در پاییز درختی است سراپا آتش، زیبا، چشم گیر، سخن می گوید. دقیق تر بگوییم: هایکو شعر نیست، زیبایی نیست، بلکه خود زندگی است. تجربه ی شهودیِ هستی است، که این مادرِ همه ی هنرهای اصیل است. یا بگو، بیش از آن که زنجره باشد، لاک پوک زنجره است که حضورِ تمامِ هستی و نیستی است، یا کوه است، اما بی نام. گریز از نام ها و مفهوم های زبانْساخت است. هایکونگار فقط می بیند: نفوذ صدای زنجره را در سنگ ها، اسب و پیشاب و طویله را، لرزش چراغ آبریزگاه را در نسیم صبا، اُومِه(۱۰)ی شکوفا و اوُگوُئیسوُ(۱۱)ی نواخوان و موش رود سوُمیدا را؛ باشوْ قورباغه می بیند و بوُسون قرقاول و ایسّا جغد اخمو را؛ یا غاز و غراب را، گل کتَلِه(۱۲)ها و آسمان زرد کم عمق را و ردپاهای خرچنگ ها را بر شن های ساحل، یا علف های تابستانی و رویاهای دلیران و دلاوران گذشته را، بی هیچ دریغ و افسوس؛... این ها هیچ یک برای هایکونگار «شاعرانه» نیستند؛ زیبا نیستند. این خواننده است، خواه ژاپنی و خواه ایرانی، که در آن ها شاعرانگی و زیبایی می بیند.
***
به گمان من، هایکوِ عمیق همیشه ساخته ی ذِن است، خواه هایکوِ باشوْ باشد و خواه هایکوِ امروزیان. اما ذِن، یعنی مشاهده و تفکر، یعنی دیدن چیزها چنان که هستند، و در تجربه های عمیق شهودی تجلی می کنند، نه لزوماً آن ذِن که یکی از فرقه های بودایی مَهایانه است.(۱۳)
***
یادآوری این نکته نیز ضروری است که هایکو «شعر کوتاه» نیست. خیلی از تک بیت ها یا مصرع های فارسی هست که کوتاه تر از هایکوِ هفده هجایی ژاپنی است، با این همه نمی توان آن ها را هایکو نامید. به این مصرع کامل چهارده هجایی نگاه کنید: بلبل نگر که غنچه شده در کمین گل. تصویری است کامل و زیبا با معنانگاره های بلبل و غنچه در آن. کلامی موجز است، اما هایکو نیست. تصویری است از دریچه ی نگاه شاعر ایرانی، و ای بسا برتنیده ی سه عنصرِ بلبل و غنچه و گل در خیال او. کمالش را در خودش دارد.
اما هر هایکوِ اصیل آغازی است که سالیان دراز شما را به سیروسلوک در خودش فرا می خواند؛ سیری که فرجامش رسیدن به آغاز است، همان آغازِ سالیان پیش.
***
در این کتاب این نشانه ها برای آوانوشت واژگان ژاپنی به کار برده می شود: و برای Ū یا اوُی کشیده، وُ برای U و وْ برای ō کشیده.
***
برگردان های ما با خاموشی زنجره ی مهربان ما، در اوج تابستان، متوقف ماند. دیگر نیست تا «زنجیره ی بلورین صدایش را ببافد.» دست هایش را در جانم می بوسم و کتاب را با یاد او به چاپ می سپارم.

ع. پاشایی
تهران، آذرماه ۱۳۷۹

بهار

جانشین
در آب تازه تن می شوید
کلاغ.

Myōdai ni
Waka-mizu abiru
Karasu kana.

Issa



myōdai؛ جانشین برای مقام بالاتر. این جا کلاغ به جای انسان نشسته است.
اولین آبی که روز سال نو از چاه می کشیدند به waku mizu معروف است، یعنی «آب تازه»، و فصل واژه ی سال نو است. این آبِ نو مقدس یا متبرک است، و غذای سال نو را هم با آن می پختند. این آب را مردان در یک سن خاص، که بسته به هر ناحیه ای متفاوت بود، از چاه می کشیدند؛ گاهی هم زن ها این کار را می کردند.
«شاعر کلاغی را می بیند که صبحِ نوروز دارد در برکه تن می شوید و آن را به طنز معاون خود می خواند. ایسا سپاسگزار کلاغ است چون کاری را می کند که او می بایست بکند. ایسا کمابیش در تمام شعرهایش با پرندگان، غوکان، حشرات و آفریدگان دیگر طبیعت همدردی عمیق دارد.» (بیوکانن، ۱۱۲)

به یکی پرده ی نقاشی می ماند
ابر است
نخستین دمیدن آفتابِ سال نو.

E ni kaita
Yō na kumo ari
Hatsu-hinode.

Shusai



سطر اول به معنای «خیلی زیبا» است.
می توان این طور مجسم کرد: شاعر که برای تماشای دمیدن نخستین آفتاب سال نو رفته است، چشم انداز را این گونه می بیند.

نخستین رویا را
رازی می کند و نمی گوید
با خود لبخند می زند.

Hatsu-yume ya
Himete katarazu
Hitori emu.

Shō-u



نخستین رویا اولین رویای سال نو است. معمولاً این رویا، اول کوه فوُجی، دوم عقاب و سوم بادمجان است. این ها بهترین چیزهایند.
«عقیده بر این بود که اولین خواب سال نو، اگر خوب باشد و به کسی گفته نشود، راست درخواهد آمد.» شوْ ـ اوُ در ۱۸۶۰ به جهان آمد و در ۱۹۴۳ درگذشت. (بیوکانن، ۱۱۷)

نظرات کاربران درباره کتاب لاک پوک زنجره

ﮐﺘﺎﺏِ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﻃﺮﺯ ﻧﻤﺎﻳﺶ‌ﺍﺵ ﺍﺻﻼً ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺍﭘﻠﻴﮑﻴﺸﻦ ﺧﻮﺏ ﻧﺒﻮﺩ، ﻫﻤﻪ ﺑﻪ ﻫﻢ‌ﺭﻳﺨﺘﻪ.
در 2 سال پیش توسط مریم پیردهقان