فیدیبو نماینده قانونی مهراندیش و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب ویرگول‌گذاری و مبانی نظری آن

کتاب ویرگول‌گذاری و مبانی نظری آن
کاربرد بجا و نابجای ویرگول

نسخه الکترونیک کتاب ویرگول‌گذاری و مبانی نظری آن به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب ویرگول‌گذاری و مبانی نظری آن

ویرگول درنگ‌نما نیست، مرزنماست: مرزنمایِ نحویِ کلمه‌ها و گروه‌های هم‌پایه و بندها.
ویرگول‌گذاریِ جدید گفتارمحور نیست، نوشتارمحور است؛ تلفظ‌ بنیاد نیست، نحو بنیاد است؛ سوبژکتیو نیست، ابژکتیو است؛ اساس آن بر «رتوریک» نیست، بر «گراماتیک» است؛ برای بلند خواندن نیست، برای بی‌صدا خواندن است.
برای ویرگول‌گذاری باید دستور زبان فارسی، نحو جمله و قواعد نحوبنیادِ ویرگول‌گذاری را دانست و به گوش و احساس رجوع نکرد.
کتاب حاضر نگاهی انتقادی است به ویرگول‌گذاری در زبان فارسی و می‌کوشد بر پایه‌ی دستور زبان فارسی قواعدِ نحوبنیادِ ویرگول‌گذاری را تدوین کند.

ادامه...
  • ناشر مهراندیش
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 1.22 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۶۴ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب ویرگول‌گذاری و مبانی نظری آن

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیشگفتار

کاربرد درست نشانه ی ویرگول در تمام زبان ها با دشواری های فراوان روبروست. این دشواری ها را می توان به طور عمده به سه دسته تقسیم کرد:

۱. برای کاربرد درست ویرگول اطلاع عمومی از دستور زبان ضروری است. اگرچه دستور زبان در طول تحصیل آموزش داده می شود، اما اکثرِ افراد آن را فراموش می کنند و رغبتی به فراگیریِ مجدد آن نشان نمی دهند.
۲. تعداد قواعد ویرگول چندان زیاد است که در زبان های اروپایی برای این منظور کتاب های مستقل نوشته اند. فراگرفتن و به کار بستن تمام این قواعد کار هر فرد نیست و در برخی مواقع، به ویژه در انتشار کتاب و روزنامه و مجله، کاری تخصصی است.
۳. قواعد ویرگول تابعی از زبان و دستور زبان است و نمی توان برای تمام زبان ها قواعدی یکسان و جهان شمول نوشت.

اما کاربرد نشانه ی ویرگول در زبان فارسی علاوه بر موارد یادشده با مشکلات دیگر نیز روبروست:

۱. در دوران تحصیل به آموزش نقطه گذاری به قدر کافی توجه نمی شود.
۲.هنوز قواعد روشن و یکدستی دراین باره توسط دستگاه های مسئول تدوین و منتشر نشده است تا لازم الاجرا باشد.
۳. به علت ضعف خط فارسی، که فاقد حروفی برای واج های مصوت است، از ویرگول اغلب برای رفع این نقص و به عنوان نشانه ی درنگ استفاده می شود.
۴. و سر آخر اینکه نگاه ما به نقطه گذاری، نگاهی قدیمی است.

علل یادشده موجب شده اند تا کسانی که قلم برمی دارند و مطلبی می نویسند، در کاربرد درست ویرگول با پرسش و مشکل روبرو شوند.

به نشانه ی ویرگول می توان از زوایای مختلف نگریست:

۱. از جنبه ی تاریخی: نقطه گذاری به طور عام و نشانه ی ویرگول به طور خاص تاریخی طولانی دارد. سیر تاریخیِ این نشانه ها را می توان در یونان باستان، سده های میانه و قرون اخیر جستجو کرد و تاریخ ویرگول و کاربرد آن را در زبان های گوناگون و ازجمله در زبان فارسی نوشت.
۲. از جنبه ی زبان شناسی: نشانه ی ویرگول را می توان ازنظر زبان شناسی و نویسه شناسی(۱) بررسی کرد، جایگاهش را در نظام نشانه ها و نسبتش را با سایر نشانه های نقطه گذاری روشن ساخت و کارکردش را به مثابه ی جزئی از سیستم نشان داد.
۳. از جنبه ی فلسفی: به نشانه های نقطه گذاری می توان حتی از منظر فلسفی نگریست و معنای فلسفی هریک از نشانه ها را بازشناسی کرد، کاری که آدورنو، فیلسوف پیچیده اندیشِ آلمانی، در فصلی از کتاب یادداشت هایی درباره ی ادبیات(۲) کرده است.
۴. از جنبه ی دستور زبان: نشانه ی ویرگول یکی از نشانه های نقطه گذاری است و در هر یک از زبان ها کارکرد و قواعدی خاص خود را دارد.

این نوشته تنها به موضوع آخر می پردازد. برای هر یک از موضوعات ۱ تا ۳ باید کتاب یا کتاب های جداگانه نوشت. قصد نوشته ی پیشِ رو این است که نشانه ی ویرگول و بنیادِ جدید آن را معرفی کند، تعداد قواعد آن را به حداقلِ لازم برساند و با ذکر مثال هایی از زبان امروز فارسی کاربرد درست آن را نشان دهد تا بتوان آن ها را به ذهن سپرد و درست به کار بست.
اما لازم است ابتدا برای آشنایی بیشتر با نقطه گذاری نوین به طور اعم و نشانه ی ویرگول به طور اخص نگاهی اجمالی به سیر تکوین نشانه های نقطه گذاری یا جمله نشانه ها(۳) بیندازیم تا مبانی نظری کار روشن شود. فصل اول به این موضوع اختصاص دارد. در فصل دوم نگاهی خواهیم انداخت به نوای گفتار (آهنگ، تکیه و درنگ) و نتیجه خواهیم گرفت که ویرگول نشانه ی درنگ نیست. فصل سوم درباره ی کاربرد نابجای ویرگول خواهد بود و فصل چهارم کاربرد ویرگول و قواعد آن را معرفی خواهد کرد. فصل پنجم به پیشنهادی درباره ی نشانه ی درنگ اختصاص دارد. در فصل ششم نگاهی خواهیم انداخت به قواعد ویرگول گذاری در کتاب های درسی. در بخش ضمیمه مختصری درباره ی دستور زبان فارسی و جمله، در حدی که برای نشانه ی ویرگول لازم است، خواهیم گفت. پس ازآن «ویرگول در یک نگاه» و «واژه نامه ی توصیفی» خواهند آمد. «کتاب نامه» پایان بخش کتاب است..
مبحث دستور زبان را به بخش ضمیمه منتقل کرده ایم تا کسانی که با دستور زبان فارسی آشنایی کامل دارند، بتوانند بلافاصله فصل مربوط به ویرگول گذاری را بخوانند. در واژه نامه ی توصیفیِ بخش ضمیمه برخی اصطلاحات دستوری که در قواعد ویرگول گذاری به کار رفته است، توضیح داده شده است.

نشانه هایی که در این کتاب به کار رفته است:

()
عنصر درون آن اختیاری است.

*
صورت نادرست یا غیردستوری

/ /
واج نویسی

'
نشانه ی درنگ در مواقعی که مکثی لازم است، اما ویرگول نباید گذاشت. در فصل پنجم با این نویسه و علتِ وجودی آن آشنا خواهیم شد.

فصل اول: جمله نشانه ها در گذشته و حال

جمله نشانه ها به نوشته نظم می بخشند و فهمیدن متن را آسان می کنند. نقطه گذاری(۴) نظامی است که هر جمله نشانه در آن کارکرد ویژه ای دارد و «عبارت است از قرار دادن نشانه های خاصی در جمله نوشته یا چاپ شده، به منظور نشان دادن روابط منطقی متصل کننده اجزاء جمله و امکان پذیر ساختن درک نظم، اتصال و انفصال افکار».(۵) نقطه گذاری در هر زبان شامل مجموعه ی قواعدی است که کاربردِ درستِ جمله نشانه ها را نشان می دهد.
در زبان فارسی گاهی به جای نقطه گذاری اصطلاح «نشانه گذاری» یا «نشانه های سجاوندی»(۶) را به کار می برند. نقطه گذاری در برخی از زبان ها بخش مهم و جدانشدنیِ درست نویسی(۷) است، اما در زبان فارسی هنوز جایگاه دقیق آن روشن نیست.
برای اهمیت نقطه گذاری کافی است متنی را انتخاب کنید و تمام «علائم نگارشی» یا جمله نشانه های آن را حذف کنید، خواهید دید که خواندن و درک آن تا چه حد دشوار خواهد شد. اهمیتِ «حیاتیِ» نقطه گذاری را می توان از دقت در مثال زیر دریافت:

بخشش لازم نیست اعدامش کنید.

معنای این جمله با تغییر یک جمله نشانه به کلی تغییر خواهد کرد:

بخشش! لازم نیست اعدامش کنید.
بخشش لازم نیست؛ اعدامش کنید!

به کار نبردن ویرگول یا کاربرد نادرست آن در بسیاری از جمله ها موجب بدفهمی و ابهام می شود. به عنوان مثال جمله ی زیر را در نظر بگیرید:

در این تصادف احمد برادرم و پرویز زخمی شدند.

در این جمله به علت به کار نبردن ویرگول' معلوم نیست چند نفر زخمی شده اند. اگر به کار نبردن ویرگول موجب ابهام و بدفهمی است، ویرگول گذاریِ نادرست و مبتنی بر مکث و درنگ نیز دست کمی از آن ندارد، زیرا معنای جمله با گذاشتن یک یا دو ویرگول به کلی تغییر می کند:

در این تصادف احمد، برادرم و پرویز زخمی شدند. (سه نفر زخمی شدند.)
در این تصادف احمد، برادرم، و پرویز زخمی شدند. (دو نفر زخمی شدند: پرویز و برادرم که نامش احمد است.)

پس کوچک را ناچیز شمردن خطای بزرگی است؛ نشانه ی ویرگول اگرچه کوچک است، اما نباید اهمیت آن را در جمله و فهم متن نادیده گرفت.
جمله نشانه ها ازنظر تاریخی به هنگام قرائت متن پدید آمدند. ازاین رو لازم است تا مروری کنیم بر تاریخ نقطه گذاری.(۸)

جمله نشانه وسیله ای برای قرائت درستِ متن

از تاریخ اختراع خط به تقریب ۶ هزار سال می گذارد. برخی اختراع خط را بزرگ ترین اختراع بشر دانسته اند، زیرا بشر با اختراع خط توانست دانش و دانستنی های خود را به طور نظام مند ثبت و ضبط کند و در اختیار دیگران بگذارد یا خود بتواند دوباره به آن ها رجوع کند. اختراع خط و بیش از همه گسترش خط الفبایی تحولی اساسی در تاریخ جوامع بشری ایجاد کرد و انسان توانست به یاری آن به تدریج از فرهنگ گفتاری به فرهنگ نوشتاری پای بگذارد. ذهن با این اختراع' خود را از زیر بار سنگینِ حفظِ معلومات آزاد کرد و توانست به عرصه های ناشناخته قدم بگذارد. گذارِ معروف به گذار از «میتوس به لوگوس» ≈ از اسطوره به عقل) بدون اختراع خط ممکن نبود. درباره ی این تحولات و اختلافِ دو فرهنگ یادشده کتاب های بسیار نوشته شده اند و ما نمی توانیم در اینجا حتی به سرفصل های آن اشاره کنیم.
خط یونانی در میان خط ها کامل ترین خط است و پایه ی خط لاتین و خط های کنونی اروپایی به شمار می رود. این خط ازآن رو کامل است که تقریباً تمام واج های صامت و مصوت زبان یونانی نماینده ای در این خط دارند و هر حرف الفبا نیز نماینده ی یک واج است.(۹) درست به همین دلیل این خط را نخستین خط دمکراتیک جهان خوانده اند. خط فارسی برعکس' خطی ناقص است، زیرا در این خط واج های مصوت نماینده ای در خط ندارند و برای یک واجِ معین چندین حرف الفبا وجود دارد. به این اعتبار می توان گفت که خط فارسی خطی غیردمکراتیک است.
خط، حتی اگر کامل باشد، تنها برای درست خواندن کلمه کفایت می کند، اما برای درست خواندن جمله به علائم دیگر نیاز است. از سوی دیگر خط و نوشته در دوران باستان مانند امروز رواج کامل نداشت و همه ی مردمان قادر به خواندن و نوشتن نبودند و مهم تر از همه امکانات لازم برای گسترش فرهنگ نوشتاری، مانند کاغذِ ارزان و صنعت چاپ، شناخته شده و در اختیار دوران باستان نبود؛ بنابراین نوشته ها محدود' و افرادِ باسواد اندک بودند. ازاین رو نوشته ها و کتاب ها به جای آنکه خوانده شوند، در جمع و با صدای بلند قرائت می شدند، چیزی شبیه شاهنامه خوانی که هنوز در برخی از نقاط ایران رواج دارد. درنتیجه نیاز بود تا برای قرائتِ درستِ نوشته، قطع و وصلِ به موقع، توجه به آهنگِ کلمه، تکیه ی درست بر بخشی از کلمه یا جمله و نیز توقف کوتاه و نفس تازه کردنِ بهنگام' علائمی «اختراع» شوند. این اختراع را می توان ادامه و تکمیل اختراع خط دانست. نقطه گذاری محصول این اختراع دوم بود. برای این منظور ابتدا از نقطه، در اندازه های مختلف، استفاده می شد. نخستین کسی که در زبان یونانی به این کار همت گمارد، آریستوفانس بیزانسی(۱۰)، زبان شناس یونانیِ سده ی سوم و دوم پیش از میلاد بود. این نقطه ها، بسته به این که در بالا، پایین یا در میان سطر قرار می گرفتند، کارکردهای مختلف داشتند. اگر در بالای سطر گذاشته می شدند، می بایست مکث کامل کرد، چیزی شبیه کارکرد نقطه در نظام نقطه گذاری کنونی. اگر در پایین سطر قرار می گرفتند، به معنای تقسیم یک واحدِ معنایی بلند به اجزای کوچک تر بودند و چنانچه در وسط سطر نوشته می شدند، این کارکرد را داشتند که واحدهای معنایی طویل را به گونه ای تقسیم کنند تا بتوان نفس تازه کرد.(۱۱)
این نشانه های نوشتاری به قرائت کنندگان کمک می کرد تا متن را درست و با صدای بلند بخوانند، به موقع نفس تازه کنند و معنا و مفهوم متن را به بهترین شکل به شنوندگان خود منتقل کنند.
این سه نوع نقطه(۱۲) بعدها با نام های پریودوس(۱۳) (و بعد با نام پونکتوم(۱۴))، کُولُون(۱۵) و کُوما(۱۶) به سده های میانه راه یافتند و به کار رفتند.
ازآنچه گفته شد، می توان نتیجه گرفت که اصل حاکم بر اولین «نظامِ» نقطه گذاری' وابستگیِ نشانه ها به درنگ(۱۷)، تقطیعِ جمله و اتکا به گفتار بود.

جمله نشانه به عنوانِ نشانه ی درنگ و آهنگ

این نوع نقطه گذاری در زبان های باخترزمین به چالش کشیده شد و زبان شناسان و دستورنویسان آن را کافی نمی دانستند. علاوه بر درنگ' موضوع آهنگ(۱۸) و تکیه(۱۹) بر اجزای جمله نیز موردتوجه قرار گرفت. کتاب های دستور زبان به رابطه ی نقطه گذاری و آهنگِ جمله، یعنی به زیروبمی(۲۰) و شدت و ضعف گفتار، نیز پرداختند.
بااین حال قواعد نقطه گذاری در نوشتار همچنان تابعی از گفتار و در خدمت گفتار بود، لیکن براثر تکامل تاریخی و گسترش فرهنگ نوشتاری رابطه ی تنگاتنگِ بینِ نوشتار و زبان گفتاری اهمیت خود را به مقدار وسیع از دست داد. این امر را زبان شناسان با توجه به تحولات ویرگول به خوبی نشان داده اند. رفته رفته جمله نشانه ها دیگر در خدمت تکیه و آهنگِ بیان جمله در زبان گفتاری نبودند، بلکه هرچه بیشتر سمت گیری شان تغییر کرد و به خدمتِ معنا و صورت نحویِ(۲۱) نوشته درآمدند. این چرخشِ معناییِ جمله نشانه ها با نوشتاری شدن هرچه بیشتر جامعه در تناسب بود. در پیِ این چرخش' جمله نشانه ها کارکرد جدیدی پیدا کردند.

جمله نشانه ابزار تقسیم بندی جمله

می توان گفت که مقدمات چرخشِ بنیادین در درک از خط و کاربرد جمله نشانه ها را اختراع ماشین چاپ فراهم کرد. با چاپ ماشینی' شمارگان کتاب ها و انواع آن فزونی گرفت و به نوبه ی خود به گسترش فرهنگ نوشتاری کمک کرد. کتاب دیگر در جمع و با صدای بلند قرائت نمی شد، بلکه هر کس می توانست کتابی بخرد و آن را در گوشه ای امن و آرام' سنجیده و بی صدا بخواند. با گسترش کتاب خوانی' به تقسیم بندی دقیق و روشن متن، و به مشخص کردن ساختار جمله به کمک جمله نشانه ها بیش ازپیش نیاز افتاد.نخستین گام عملی را آلدوس مانوتیوس(۲۲)، چاپخانه دار و ناشر ونیزی، انجام داد. وی به جمله نشانه ها نظمی هرمی بخشید و در کتاب هایی که چاپ می کرد، از نقطه در پایان جمله و از ویرگول در درون جمله استفاده می کرد.
این اقدام مانوتیوس در تنظیم جمله نشانه ها برخی از دستورنویسان آلمانی را نیز متاثر کرد و توجه آنان را بیش از بیش به نحو، به تجزیه وتحلیل ساختار جمله، جلب کرد. آنان کوشیدند برای هر یک از جمله نشانه ها تعریف دقیق تری بنویسند و کارکردهای هر یک را نشان دهند. کار اصلی را کارل فردیناند بکر(۲۳) و یوهان کریستیان هایزه(۲۴) در سده ی ۱۹ میلادی انجام دادند و با آثار خود برای نقطه گذاریِ نحوبنیاد پایه هایی نظری ایجاد کردند، لیکن کار آنان در سطح نظریه باقی ماند و در عمل همچنان درک قدیمی از نقطه گذاری حاکم بود. یکی از مخالفان این نظریه ی نوین کنراد دودن(۲۵) در سال ۱۹۰۳ چنین می نویسد:

«همیشه نمی توان همزمان به اهداف گوناگون جمله نشانه ها دست یافت. گاهی پیش می آید که بنا به ساختار جمله باید یک جمله نشانه گذاشت، درحالی که خواننده هیچ مکثی نمی کند، و بالعکس.»(۲۶)

بازی روزگار چنان بود که خود کنراد دودن از پیشگامان نظریه ی نوین شد و با تالیفات خود راه را بر پذیرش درست نویسی و نقطه گذاری نوین هموار کرد.

پیدایش قواعد نقطه گذاری نوین

با چرخش نوین در نقطه گذاری، که اساس را بر دستور زبان و نحو جمله ها می گذاشت، از آغاز سده ی بیستم به بعد رابطه ی بین جمله نشانه ها و زبان گفتاری به شدت ضعیف شد و به جای آن نظامی از قواعد نقطه گذاری پدید آمد که قانون مندی هایش تا حد ممکن مستقل از تلفظ کلمه ها و جمله ها و مکث و درنگ بود. هدف این قواعد این بود که به خواننده ی "ساکت" کمک کند تا ساختار نحویِ متن را بهتر بفهمد و تصویری کلی از جمله ها به دست آورد.
بنابراین تاریخِ نقطه گذاری را می توان گذارِ تدریجی و تکاملی از اصلِ گفتارمحور به نوشتارمحور، از اصلِ تلفظ بنیاد به نحوبنیاد و از اصل «رتوریک»(۲۷) به «گراماتیک»(۲۸) دانست.

نقطه گذاری نوین در حال حاضر

جمله نشانه ها را به طور عمده می توان به سه دسته تقسیم کرد:

نشانه های پایان جمله:

نقطه ›.‹
نشانه ی پرسش ›؟‹
نشانه ی امر، توجه، ندا، تعجب ›!‹
و گاهی نشانه ی حذف و تعلیق ›...‹

نظرات کاربران درباره کتاب ویرگول‌گذاری و مبانی نظری آن