فیدیبو نماینده قانونی نشر بیدگل و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب تنفس در هوای تئاتر (مقالاتی در باب درام مدرن)

کتاب تنفس در هوای تئاتر (مقالاتی در باب درام مدرن)
مقالاتی در باب درام مدرن

نسخه الکترونیک کتاب تنفس در هوای تئاتر (مقالاتی در باب درام مدرن) به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب تنفس در هوای تئاتر (مقالاتی در باب درام مدرن)

تنفس در هوای تئاتر، بیست مقالۀ انتخابی در باب تئاتر مدرن است که توسط برخی از بزرگترین نظریهپردازان، نویسندگان و کارگردانان شاخص تئاتر مدن نوشته شده.تلاش کتاب به سمت تاکید نهادن مجدد بر ارتباط دو سویه متن/اجرا، یا به نحوی دیگر، نویسنده/کارگردان است. بنابراین فصل اول کتاب به سنت نمایشنامه نویس مدرن می‌پردازد و فصل دوم به اجرا و کارگردان مدنرنیست.

ادامه...
  • ناشر نشر بیدگل
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.66 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۴۶ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب تنفس در هوای تئاتر (مقالاتی در باب درام مدرن)

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



۲

پیوند و جدایی این دو مقوله در تئاتر مدرن اساساً سنتی دیرپا و بسیار بحث برانگیز است. این در تئاتر مدرن است که گرایش به متن/ تفسیر/ دراماتورژی از یکسو و گرایش دیگری که مبتنی بر گسست کامل از متن است از سوی دیگر کنار هم حرکت می کنند. کشاکش و تاثیر دیالکتیکیِ این دو سنت به بهترین شکل ممکن خود را در تقابل نویسنده و کارگردان به عنوان خالق نشان می دهد. کافی است نگاهی بیندازیم به مثلاً قطب چخوف/ برشت در مقام نویسنده و قطب استانیسلاوسکی/  آرتو/  مه یر هولد به عنوان کارگردان در بزنگاه تئاتر مدرن. همپوشانی این دو سنت نیز خود از شقّ سومی در خیزش تئاتر مدرن خبر می دهد. هر دو شقّ را می توان بر مبنای اقتدار نویسنده و اقتدار کارگردان تفسیر کرد، یا تئاتر کارگردان و تئاتر نویسنده. بنابراین، شقّ اول که بیشتر با کار برشت در مقام نویسنده مقتدر شکل گرفت بر اساس اولویت متن نمایشی و دنیای نویسنده بود، در صورتی که شقّ دوم که بیشتر آرتویی است بر مبنای اولویت کارگردان و تحقیر متن است.
برشت خود کارگردانیِ آثارش را بر عهده داشت، و در سنت برلینر آنسامبل، کارگردان ها اجازه تخطی از شکل متن و بعضاً میزانسن های آن را نداشتند. شکل افراطی تر این قضیه کمی بعدتر در کار بکت به عنوان مولف بی چون و چرای متن/ اجرا نمود پیدا کرد. آثار او با آن حجم بالای دستور صحنه ها (روزهای خوش) عملاً نمایانگر تلاشی افراطی در محدود ساختن کارگردان است. از سوی دیگر، حکم آرتوییِ «دیگر شاهکاری وجود ندارد» (تئاتر و همزادش)، عملاً از گشایش جبهه جدیدی در مقابل نویسنده خبر می دهد که کمی پیش تر، استانیسلاوسکی با تفسیر آثار چخوف (باغ آلبالو) آن را شروع کرده بود. گروتفسکی این تجربه آرتویی را تا حد کلاژ متون کلاسیک/ کتاب مقدس و نادیده گرفتن شاهکارها (به سوی تئاتر بی چیز) پیش می برد و نهایتاً تجارب تئاتر آوانگارد، هپنینگ ها، کریکوتاژهای کانتور، لیوینگ تیه تر و بسیاری از تئاترهای دیگر خبر از پویایی و عدم سازشِ این سنت دوم با متن می دهد. در این بین، سنت جالب تر مربوط به گرایشی می شود که هر دو طیف قبلی را که در بالا ذکرشان رفت درهم می آمیزد؛ احتمالاً بروک را باید نماینده اصلی این طیف به شمار آورد. بروک چهارراه برخورد متن/ نویسنده/کارگردان/ اجرا ست. او علاوه بر اینکه با طیف متنوعی از متون کلاسیک و مدرن (شکسپیر، بکت، وایس و چخوف) همراهی کرده است همزمان دست به تجاربی زده است که اولویت متن را تا حد زیادی نادیده گرفته است (اورگاست، یو اس و منطق الطیر.) بر همین اساس، کار او با نویسندگان و کارگردانان صاحب نام در ادامه همین سنت تعریف می شود.
تقابل برشتی/ آرتویی و در عین حال تلفیق آن در زمانه ما، هنوز هم به مسیر خود، البته با تنش هایی کمتر، ادامه می دهد. در دهه هشتاد و مابعد آن، جریان آرتویی و تئاتر آوانگارد دیگر از تاثیرگذاری قبلی خود فاصله گرفته بود. محو و جذب شدن این سنت اجرایی در منطق بازار و پیدا شدن جنبه های توریستی، گرایش به عرفان گرایی شرقی، سرک کشیدن به سنت های تئاتری غیر غربی و شکل گیری پدیده التقاطیِ بینافرهنگی (البته با خصلت های استعماری) و سویه های پست مدرنیستی (آرین منوشکین) تقریباً کار اکثر گروه های آوانگارد دهه شصت را، که از قضا خصلتی به شدت سیاسی داشتند، خنثی کرد و از بین برد. بدین ترتیب کار گروه های آوانگاردی چون پرفورمنس گروپ، لیوینگ تیه تر، ووستر گروپ و پرفورمنس تئاترهای ویلسون و فورمن در دهه هشتاد با تغییر جهتی عمده همراه گشت که یکی از شاخصه های اصلی آن بازگشت به متن بود. این گرایش در بهترین حالت در رجعت ویلسون به شاهکارهای ادبی (بوشنر، ایبسن، بکت، شکسپیر و چخوف) نمود یافته است.
این بازگشت کنایی به متن و اقتدار نویسنده در عین حال که از استحکام سنت نویسنده در مقام خالق اول تئاتر خبر می دهد نمایانگر وضعیت و جایگاه بغرنج متن/تئاتر/ اجرا/ اثر هنری در دوره ماست که باید نسبت خود را با منطق لیبرالیستی بازار، سیاست و زیبایی شناسیِ رادیکال تعین می بخشید و از نو تعریف می کرد. طیف مشخص تر این بازنگری در کار سیاسی/ زیبایی شناسانه بوال، استانیه وسکی، رضا عبدو، ویلسون، Forced Entertainment، سوزوکی، ووستر گروپ و به اصطلاح پست درامِ مثلاً سارا کین و مارتین کریمپ قابل پیگیری است.

مقدمه. تئاتر مدرن: متن و اجرا

۱

فکر شکل گیری این کتاب به مدت ها پیش بر می گردد، زمانی که هر کدام از ما کارمان را در تئاتر شروع کرده بودیم، یکی به عنوان نمایشنامه نویس و دیگری به عنوان کارگردان. از اواخر دهه هفتاد تا اوایل دهه هشتاد، هر دوی ما تعداد زیادی متن ترجمه کرده بودیم که اکثرشان در مجلات ماهانه یا فصلنامه های تئاتری چاپ می شد. و در عین حال، از چاپ مرگ و استعاره (سرور) تا اجرای در انتظار گودو (علیزاد) فاصله چندانی نبود. از سال ۱۳۸۴، همزمان با شکل گیریِ ایده اولیه گروه تئاتر ۸۴ و آغاز همکاری مداوم ما، تمرکزمان بیشتر معطوف به مسئله دراماتورژی و اجرا گشت و گرایش هر یک از ما به یکی از این دو حوزه، زمینه ساز پژوهش/ترجمه/ اجرای متونِ متفاوت و متنوعی شد. نمایشنامه هایی که در طی این مدت ترجمه/ اجرا شد، از جمله: در انتظار گودو (بکت، ۱۳۸۳)؛ اولئانا (ممت، ۱۳۸۵)؛ قطعاتی از بکت (۱۳۸۷)؛ پلیس (مروژک، ۱۳۸۸)؛ زبان کوهستانی (پینتر،۱۳۸۹)؛ بازی (بکت، ۱۳۹۰) و آخرین نوارکراپ (بکت، ۱۳۹۱) تا کارهایی که اصلاً اجازه اجرا نیافتند، از جمله: تانگو (مروژک، ۱۳۹۱) و هملت: یک کولاژ (ماروویتز)، خود یا زمینه ساز ترجمه/پژوهش هایی مجدد می شدند و یا از یک ترجمه/پژوهش قبلی نشات گرفته بودند. بدین ترتیب، شمار زیادی متن نظری فراهم آمده بود که زمینه پیوندشان خودِ مسئله متن/ اجرا بود.

نظرات کاربران درباره کتاب تنفس در هوای تئاتر (مقالاتی در باب درام مدرن)