فیدیبو نماینده قانونی نشر قطره و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب تحلیل روابط در شفابخشی‌های خرافی

کتاب تحلیل روابط در شفابخشی‌های خرافی

نسخه الکترونیک کتاب تحلیل روابط در شفابخشی‌های خرافی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب تحلیل روابط در شفابخشی‌های خرافی

داستان ابتلا، سیر بیماری و درمان اختلالات روانی در کشور ما و بسیاری از نقاط دیگر دنیای کنونی چیست؟ سرنوشت میلیون‌ها انسان مبتلا و رنج دیده چیست؟ آیا افزون بر عذاب‌های ناشی از سیر تکوینی و عوارض این اختلالات، فجایع دیگری هم وجود دارند که با اراده‌ی عده‌ای دیگر بر درد و رنج مبتلایان بیفزایند و ضمن پیچیده‌تر کردن این معضل عظیم، بهبودی را غیرممکن کنند؟ آیا می‌توان با کاهش پیچیدگی حاضر، به سلامت روانی افراد و جامعه‌ی بشری در آینده امید بست؟ *** در این نوشته بر آن هستیم تا در حد ممکن، خوانندگان را از واقعیت‌های بی‌شمارِ عالم خرافه‌گری و موهوم‌پرستی و تأثیرگذاری آن بر عرصه‌ی درمان کشور مطلع کنیم و نشان دهیم که چرا و چگونه عده‌ای به‌عنوان بیمار یا درمانگر خود را گرفتار درمان‌های خیالی شفابخشان خرافی می‌کنند و راز برسر زبان افتادنِ شایعاتی مبنی بر مداوای جادویی و یک‌شبه‌ی هزاران بیمار به‌دست شفابخشی برگزیده چیست؟ این اشخاص غالبا به‌طور ناگهانی به معجزه‌آفرینی استثنایی دست یافته‌اند، و عده‌ای هم حتی از خیر تحصیلاتِ پزشکی یا حرفه‌ی پزشکی چشم پوشیده و از جواز رسمی درمانگری آکادمیک دست شسته و به وردخوانی‌ها و دست کشیدن‌هایی آکنده از وهم، اکتفا کرده‌اند.

ادامه...
  • ناشر نشر قطره
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 1.13 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۵۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب تحلیل روابط در شفابخشی‌های خرافی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

داستان ابتلا، سیر بیماری و درمان اختلالات روانی در کشور ما و بسیاری از نقاط دیگر دنیای کنونی چیست؟ سرنوشت میلیون ها انسان مبتلا و رنج دیده چیست؟ آیا افزون بر عذاب های ناشی از سیر تکوینی و عوارض این اختلالات، فجایع دیگری هم وجود دارند که با اراده ی عده ای دیگر بر درد و رنج مبتلایان بیفزایند و ضمن پیچیده تر کردن این معضل عظیم، بهبودی را غیرممکن کنند؟ آیا می توان با کاهش پیچیدگی حاضر، به سلامت روانی افراد و جامعه ی بشری در آینده امید بست؟
آمار روشنی از تعداد مراجعه ی بیماران به درمانگران رسمی و شبکه های درمانی غیررسمی در تمامی جهان، وجود ندارد! در کشورهای در حال توسعه ی آسیای دور و حتی دنیای مدرن و صنعتی شده ی غرب، پدیده ی مراجعه ی گسترده ی مددجویان به مجاری غیررسمی (و چه بسا، عامیانه و خرافی) و شبکه های درمانی غیرعلمی، چشمگیر و قابل بررسی است. البته در دنیای پهناور، نمی توان از طبی رایج، رسمی و غالب سخن گفت و مرزهای آن را با نظام های دیگر پزشکی یعنی پزشکی جایگزین(۱) به روشنی ترسیم کرد.
امروزه، نظام های متعدد و فراوانی جانشین پزشکی رایج و رسمی شده اند که مبانی آن ها با پزشکی علمی و تجربی بسیار متفاوت است و بنیان پزشکی مسلط امروزی را نمی پذیرند. اما چنان با رقیب تسلط یافته ی خود آمیخته شده اند که گاهی حتی پزشکان تحصیل کرده هم از انرژی درمانی سخن می گویند.
در حالی که اکثر پزشکان، به دلیل رعایت احتیاط لازم و ضروری از تجویز داروهایی که هنوز از انجمن دارو و غذا (۲) جواز نگرفته اند امتناع می ورزند، پزشکانی هم وجود دارند که در رسانه های همگانی از انرژی درمانی دفاع می کنند و خود را در این دفاع محق نیز می دانند.
پزشکی علمی و تجربی را باید امروز از این آلودگی نجات داد. این امر مستلزم تلاش فراگیر و همکاری گسترده ی دولت و ملت است. مردم عوام به دلیل سادگی و ضعف شان در درک مبانی انواع زیادی از پزشکی جایگزین، به آنان جلب گشته اند. اما این آشفته بازار، در کشور در حالِ توسعه ای مانند کشور ما با وجود غلبه ی شبکه ی غول آسایی به نام طب سنتی (گیاهی) و شبکه ای متحجّر به نام رمالی، جن گیری و... آشفته تر نیز شده است. هم چنان که فئودال ها، زمین داران، ملاّکان، تجّار قدیمی و سنتی، امروزه بدون تغییر واقعی ماهوی به صاحبان کارخانه های مونتاژ و شرکت های تجاری صادرات و واردات تغییر نام داده اند، رمال ها و جادوگران قدیم نیز این روزها به اسم انرژی درمانگر، فضای درمانی (و طبیعتا سلامت و بیماری) را چنان تحت تاثیر قرار داده اند، که اصطلاحات حوزه ی غیرقانونی و غیررسمی آنان هم چون انرژی مثبت و منفی، چاکراها، و امواج نامرئی حیاتی که تنها حاصل خیال پردازی، وهم، خرافه و جادوگری بوده و کوچک ترین پژوهش و مطالعه ای را پشت سر خود ندارد، بر ادبیات واقعی پزشکی آکادمیک، مدرن و علمی می چربد. شوربختی آن جاست که در مجامع علمی و آکادمیک نیز باید شاهد این مسئله باشیم.
از طرفی قادر به پنهان ساختن ناخشنودی خود و دیگر استادان و دانشجویان هم فکرم نیستم، وقتی که می بینیم از چنین خرافه گران مدرنی در رسانه های شنیداری و دیداری دعوت به عمل می آید تا بتوانند با به اصطلاح رقبای متخصص خود، به بحث و جدل بپردازند. شکی ندارم که آنان برای مجاب کردن دانشمندان دانشگاهی و پزشکان متخصص و استادان و درمانگرهای باتجربه، توشه و توانی ندارند، اما برای جلب توده های ناآگاه که توان فهم و درک اصول علمی و آموخته های سنگین طب علمی آکادمیک را کم تر دارند، تجربه ی وسیعی اندوخته اند و یاد گرفته اند که انگشت خود را بر کدام حساسیت ها و علایق این دسته از مردم بگذارند. مثلاً عوارض متعدد داروهای پزشکی رایج را دلیلی بر حقانیت عقاید غیرعلمی و خرافی خود ذکر می کنند. البته مضحک تر آن که یکی از چنین درمانگرانی که نام دکتر بر خود نهاده، به پزشکی علمی و دانشگاهی چنین افتخار می دهد که بیماران خود را به قطع داروهای تجویزی پزشکان متخصص تشویق نمی کند. ظاهرا آنان برای اهداف و برنامه های خود، فقط رادیو و تلویزیون را کم داشته اند و اگر در برنامه های رسانه ای حضور یابند، حتی در صورتی که فقط دشنام بشنوند، راضی و ممنون هستند. آن ها در این جایگاه حتی دشنام هم می دهند! به راستی این عده به چه چیز یا چه کسانی پشت گرمند؟
قطع نشدن داروهای تجویزی پزشکان توسط سردمداران انرژی درمانی، پیام دیگری برای درمانگران راستین دارد: «بیایید حیات و همزیستی مسالمت آمیزی را در کنار یک دیگر تجربه کنیم. شما وجود ما را جدی بگیرید و رقابت با ما را به عنوان واقعیت بپذیرید، آن گاه ما هم سفارش شما را به دار و دسته ی خودمان (که حرف ما را بهتر می فهمند) می کنیم!»
البته این را هم در این جا اضافه کنم که تعدادی از روش های طب جایگزین هم چون طبیعت درمانی(۳)، تغذیه ی سالم(۴)، و... وجود دارند که فواید خود را، آن هم در صورتی که راه افراط، اغراق و انحصار را درپیش نگیرند، نشان داده اند. در صورتی که درمانگران اجازه نیابند که با چنین روش هایی به طور مثال، به بیماری که مبتلا به نوع بدخیمی از سرطان سَرِ پانکراس است، توصیه کنند که از جراحی یا روش های پذیرفته شده ی درمانی دست کشیده و تنها به تنفس هوای صافِ کوهستانی و خامخواری روی آورد. مثل مورد پزشکی که خود را دوره دیده ی یوگا می داند و بیماران اسکیزوفرنیک را با ماساژ ناحیه ای از گردن (که آن را چاکرا می خواند) مداوا می کند. او دستور قطع داروهای تجویزی پزشکان را به بیماران مزبور می دهد و آن ها را از مراجعه به روان پزشکان نیز برحذر می دارد.
در این نوشته بر آن هستم تا در حد ممکن، خوانندگان را از واقعیت های بی شمارِ عالم خرافه گری و موهوم پرستی و تاثیرگذاری آن بر عرصه ی درمان کشور مطلع کنم و نشان دهم که چرا و چگونه عده ای به عنوان بیمار یا درمانگر خود را گرفتار درمان های خیالی شفابخشان خرافی می کنند و راز برسر زبان افتادنِ شایعاتی مبنی بر مداوای جادویی و یک شبه ی هزاران بیمار به دست شفابخشی برگزیده چیست؟ این اشخاص غالبا به طور ناگهانی به معجزه آفرینی استثنایی دست یافته اند، و عده ای هم حتی از خیر تحصیلاتِ پزشکی یا حرفه ی پزشکی چشم پوشیده و از جواز رسمی درمانگری آکادمیک دست شسته و به وردخوانی ها و دست کشیدن هایی آکنده از وهم، اکتفا کرده اند.
در این جا این سوال مطرح می شود: آیا ممکن نیست پزشکی، خود بیمار شود و آیا بعید می نماید که آن بیماری نوعی اختلال روانی از آب دربیاید؟ در بسیاری از اختلال های روانی بصیرتِ فرد(۵) (بینش فرد نسبت به بیماری) مختل می شود. یعنی بیمار از وجود اختلال روانی در خود، آگاهی عمیقی ندارد و حتی در قبولِ آن تردید می کند. گفته شده است که پزشکان بدترین بیماران اند، و این بدین معنی است که در صورت ابتلای آنان به یک اختلال سایکوتیک (روان پریشی) دیرتر از سایر بیماران می توانند آن را به عنوان واقعیت بپذیرند و تحت درمان قرار گیرند. در این صورت است که این اختلالِ بصیرت به مددجویانِ آنان آسیب می زند. چه بسا این پزشکان در صورت عدم ترک طبابت، روش هایِ بیمارگونه ای نیز برای مداوایِ بیماران تحت درمان خود به کار بندند.
ذکر موضوع ذیل از مواردِ مهمی است که در بازبینیِ فرهنگی و اجتماعیِ قشر پزشکان جامعه قابل تامل است. نظریه پردازِ انرژی درمانی کشور ادعا می کند که یک پزشک متخصص زنان و نازایی را که خود به نازایی غیرقابل درمان مبتلا بوده، درمان کرده و از این کار، به عنوان سند افتخار خود یاد نموده و پزشک مذکور را به مباحثه ای رادیویی کشانده بود، تا شاهد حقانیت او باشد. من متخصص زنان و نازایی نیستم، اما می دانم که امروزه اگر زوجی حتی یک تخمک و یک اسپرم هم داشته باشند، قادر به زایایی و باروری و متولد ساختن نوزاد خواهند بود! دقیقا نمی دانم که آن خانم متخصص به چه نوع نازایی مبتلا بوده است؟ آیا با انرژی درمانی فرایند توقف زایش و تکامل سلول های جنسی او به کار افتاده بود که ایشان از معجزات علم و دانش آکادمیک خود صرف نظر کرده و به مریدی یک انرژی درمانگر وادار شده بود؟
آیا آن متخصص محترم، خود می داند که تخمک گذاریِ منظم که به میزان زیادی لازمه ی باروری طبیعی است، از وضعیت روانی و عصبی متاثر است؟ محور هیپوتالاموس ــ هیپوفیز ــ تخمدان که امروزه ثابت شده است که از تاثیر استرس ها و هیجانات (مثلاً اضطراب یا افسردگی) دور نمی ماند، می تواند کژکاری خود را با نازایی نیز نشان دهد. آن پزشک متخصص لابد می داند که امید، ایمان و یقین به بهبودی، با مکانیسم اضطراب زدای خود، از طریق تاثیر بر همان محور و درنتیجه با نظم دهی در دوره های تخمک گذاری و قاعدگی، قادر خواهد بود چنین نازایی هایی را برطرف کند. اگر از صداقت اظهارات آن پزشک مطمئن بودم و می دانستم که هیچ رگه ای از سودجویی و سوداگری در این داستان نیست، سوال بعدی ام از ایشان بی شک چنین بود: «سرکار خانم دکتر! آیا هیچ گاه پیش خود فکر کرده اید که یک روان پزشک یا روان شناس هم می تواند بدون الهام گیری از روش هایی که برای شما کاملاً ناشناخته اند (و تنها به وجود مقدس فردی با توانایی های خارق العاده متکی است) و صرفا با روش های آرام سازی(۶)، درمان شناختی، حمایتی، یا حتی با یک یا دو قلم دارو به اسم اضطراب زدا، ایمان شما را به طب جوان روان پزشکی افزایش دهد تا حاضر نشوید با مدرک تحصیلی و وجهه ی علمی خودتان قمار کنید و در این قمار با جرئت و جسارت فردی ظاهر شوید که در صورت در دسترس بودن سوژه ی مورد دلبستگی اش، به هر کار شاقّ و دور از انتظاری دست می یازد؟ آیا هیچ گاه فکر کرده اید که به علت لزوم وجود چنین سوژه های مورد وابستگی(۷) در زندگی تان، بهتر است یک روان پزشک یا روان شناس بالینی شما را در شناخت ابژه های(۸) زندگی روانی تان کمک کند؟»
سوالات فوق را به عنوان یک پزشک مطرح کردم؛ اما سوال کلی این است: اگر شفابخشان خرافی از مهارت های احتمالی در جذب مددجویان و ایجاد ارتباط اطمینان بخش با بیماران برخوردارند، آیا نمی شود که درمانگران رسمی را نیز به چنین جاذبه هایی مسلح کرد؟
آیا نمی توان با استفاده از بیانی ساده و عامه پسند، بیماران رنجور و حساسِ عصبی و روانی را به مجاری درمان رسمی، مقبول و علمی جلب کرد و از بازیچه شدن دردمندان واقعی در دست سوداگران و دروغگویان جلوگیری کرد؟

پیش گفتار

دانش پزشکی در سراسر جهان برای مداوای بیماری ها زبان مشترکی دارد، یعنی بعد از تشخیص بیماری، سیر درمان هماهنگ و یکسان است. این هماهنگی از قرن هجدهم به بعد که پزشکی به کشفیات تازه ای دست یافت، گاه به سرعت و گاهی به آرامی، توسعه یافته است. تا پیش از این، درمان بیماری های جسمی و روانی در هر منطقه بر اساس فرهنگ همان منطقه انجام می شد، اما امروزه به دلیل جامعیت علم پزشکی و پیشرفت خارق العاده ی آن این شیوه های درمان بی اثر به نظر می رسد و فقط جنبه های انسان شناختی آن قابل تامل و پژوهش است.
در سده های گذشته به رغم تنوع فرهنگ های هر منطقه، درمان بیماری ها گاه شباهت هایی نیز با هم داشتند. به این ترتیب که درمانگران معمولاً افراد روحانی یا اشخاصی بودند که به نوعی با نیروهای فوق طبیعی در ارتباط بودند. آنان بروز بیماری را نشانه ی حلول نیرویی خارجی یا مضر در بدن فرد می دانستند و برای درمان آن نیز از عواملی چون سحر و جادو گرفته، تا داروهایی با منشا گیاهی، جانوری و حتی انسانی استفاده می کردند. امروزه استفاده از این عوامل در میهن عزیز ما نیز رواج دارد. آن چه مایه ی تاسف است، حمایت عده ای تحصیل کرده و پژوهشگر از چنین موضوعاتی است.
امروزه در تمام روستاها بر واکسیناسیون نظارت می شود، اما اگر کسی آبله مرغان بگیرد رویش پارچه ی قرمز می کشند و او را از چشم فرد ناپاک دور نگه می دارند، و این در طب سنتی دیروز از جمله مواردی است که باید پژوهش انسان شناسی در موردش انجام گیرد. جای شگفتی است که در میان مردم همه ی جوامع، حتی جوامع پیشرفته ی دنیای امروز نیز چنین باورها و خرافاتی پابرجا مانده اند و اجرا نیز می شوند. اما آن چه موضوع را حادتر می کند توجه روزافزون به این باورها در ایران است که از طب سنتی ایران فراتر رفته و به نوعی با شیارهای نابهنجار اجتماعی، باندهای بزه و خلاف و از این قبیل نیز سروکار دارد.
مطالعه ی این کتاب را خصوصا به عده ای از مددجویان و درمانگران توصیه می کنم. به مددجویانی که خود نمی دانند چرا نیروی مرموزی آنان را همواره به برافراشتن کاخ آرزوهای واهی و امیدهای خیالی بهبودی و رویاهای رهایی از یک طرف در مراکز متعدد هیپنوتیزم، روان درمانی، مطب های خصوصی و کلینیک های چندوجهی و... و از جانب دیگر در قرارگاه های شفابخشان خرافی، جلسه های احضار ارواح و از این قبیل وادار کرده است که درنتیجه ی آن ها دوره های خوش بینی مفرط و سرخوردگی را به صورتی دایمی تجربه می کنند، اما اندک دستاورد واقعی مثبتی را نیز به یاد نمی آورند و تا جایی که به یاد می آورند از آن ها سوءاستفاده شده است و نیز به درمانگرانی که از بابت غنای علمی، تلاش حرفه ای و تجارب بالینی ارزشمند خود مطمئن هستند، اما تعجب می کنند که چرا ارزش و قدر واقعی زحمات شان نادیده گرفته می شود و گاهی درمانگری تازه کار یا خرافی بر آنان ترجیح داده می شود. هم چنین به عده ای از درمانگران خرافی که با تمایلات قدرتمند اما ناشناخته ای به این ورطه جلب شده اند و تنها در این بازی است که احساس بودن می کنند.

اراده ای جدی و کارساز برای مقابله با جریان شفابخشی خرافی

آیا پدیده ی مزبور امروزه گسترده و بدون محدودیت رها شده است؟ پاسخ آری است و همین مایه ی شک است.
امروزه رواج بازار غیررسمی و شاید نیمه رسمی شفابخشی خرافی در جامعه ی ما به حدی قابل توجه و گسترده شده است که تلاش های فراوانی هم که تا به حال برای تبیین ماهیت حقیقی این رویکردها و افشای چهره ی واقعی شفابخشان خرافی صورت گرفته است، ناچیز است.
جنبش توسعه ی علمی در کشور ما که برای نیل به توسعه ی پایدار در کنار سایر جنبش ها می درخشد، بدون رویارویی و شکست این غول سیاه، نخواهد توانست شبکه ی درمانی کارآمدی را ارائه کند و درنتیجه، شاخص های کلی سلامت جامعه آسیب خواهد دید.
در یک کشور قانونمند و انسان مدار که به سوی توسعه در حرکت است، پزشکی حوزه ای حاشیه ای نیست و پیشرفت در آن از اساسی ترین ارکان توسعه به شمار می آید. لذا، ضابطه مندی علمی و اتخاذ مقررات مستحکمی برای حفاظت از آن امری ضروری به نظر می رسد تا از گزند هرگونه آفت غیرعلمی مصون بماند. متاسفانه، تدوین گران برنامه های آموزش پزشکی، باوجود این که تا به حال نتوانسته اند بدون وارد آوردن لطمه ای جدی، حتی یک روز هم از طول دوره ی آموزش حرفه ی پزشکی بکاهند و به رغم افزایش تصاعدی تعداد پزشکان در کشور و در پی آن، کاهش تصاعدی سطح درآمد آنان و دست آخر، تنزّل کیفیت ارائه ی خدمات پزشکی، هنوز نخواسته یا نتوانسته اند تصمیماتی جدی برای شیادانی بگیرند که یک شبه راه چندین ساله را طی می کنند و با یک ویزیت، بیش از درآمد ماهانه ی بعضی از پزشکان را اخذ می کنند.

بیماران روانی در مقابل پدیده ی شفابخشی خرافی، آسیب پذیرترند

سلامت کلی انسان ــ و به تبع آن جامعه ــ عموما و به طور کلاسیک به دو جنبه ی جسمانی(۹) و روانی(۱۰) بستگی دارد و این دو وجه، بدون کم ترین ارجحیتی در کنار یک دیگر، هم دیگر را تقویت می کنند. طب روانی به رغم قدمت جهانی ۲۵۰۰ ساله، به طور رسمی و تعریف شده از سابقه ی حداکثر دویست ساله در جهان و کم تر از آن در کشور ما برخوردار است و روزبه روز بر قلمرو و حیطه ی کاربرد آن افزوده می شود و جای بیش تری را نیز در اذهان به خود اختصاص می دهد.
اما طب پیشگیری یا بهداشت روانی و طب تشخیص و درمان بیماری های روانی (روان پزشکی) مانند سایر تخصص های پزشکی از شر علف های هرزی نظیر شفابخشان خرافی در امان نیستند و قوانین مدنی محکمی نیز از آنان حمایت نمی کنند. دردآورتر آن که تلقی های خرافی و غیرعلمی(۱۱) مردم از پدیده ی بیماری روانی، خیل بیماران روانی جامعه را که معمولاً در حدود ۱۵ الی ۲۰ درصد تخمین زده می شوند به سوی شفابخشان غیررسمی سرازیر می کنند.
از طرفی ماهیت و علایم اختلالات روانی (به ویژه اختلالات سایکوتیک یا روان پریشی) قرابت ظاهری خاصی با پدیده ها و اعتقادات خرافی قدیمی بشر دارد. به علت تاریخ طولانی تسلط خرافه گری بر تفکر و فلسفه و تمدن بشری، طبیعی است که توهمات شنوایی و هذیان های سایکوتیک (آسیب رسانی، بزرگ منشی و هذیان های جنسی و...)، حملات هراس، هیستری و حملات تشنجی (صرعی) به ارتباط با اجنه یا حلول شیاطین در جسم و روح بیماران روانی تعبیر می شود. همان ترس ریشه دار از جادوگری در قرون وسطی، دوره ی اوج خرافه گری و تسلط تحجّر و تاریک اندیشی در اروپا بود که موجب انتشار کتاب پتک شیطان(۱۲) توسط هنری کرامر(۱۳) و جیمزاسپرنگر(۱۴) در سال ۱۴۸۶ شد. اینان راهبان و ماموران پاپ بودند که برای تحقیق در امور جادوگری انتخاب شده بودند و علایم اختلالات روانی و حتی خُلق افسرده را به خصوص در زنان مبتلا، نشانه های افسونگری و ساحری و ارتباط با شیاطین فرض می کردند و نتیجه ی آن تحقیقات، آزار واذیت، شکنجه، محاکمه، هزاران حکم اعدام و سوزاندن بسیاری از بیماران روانی بود تا این که در سال ۱۵۶۳، یوهان ویر(۱۵)، کتاب نیرنگ شیاطین(۱۶) را در رد پتک شیطان منتشر کرد. وی اظهار داشت که مبتلایان به کمک پزشکان نیازمندند، نه به آزار و تعقیب کشیشان.
شاید از همان روزی که اختلالات اعصاب و روان، به نام بیماری های روحی ـ روانی(۱۷) شناخته و نام گذاری شدند و از سایر بیماری هایی که جسمانی نامیده می شوند تفکیک شدند، بزرگ ترین اشتباه در تاریخ پزشکی نوین و آکادمیک تثبیت شد.

نظرات کاربران درباره کتاب تحلیل روابط در شفابخشی‌های خرافی