فیدیبو نماینده قانونی نشر قطره و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب هنر د‌رمان

کتاب هنر د‌رمان
نامه‌ای سرگشاد‌ه به نسل جد‌يد‌ روان‌د‌رمانگران و بيمارانشان

نسخه الکترونیک کتاب هنر د‌رمان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب هنر د‌رمان

یکی از مهم‌ترین روش‌های ما برای انکار مرگ آن است که باور می‌کنیم استثنا هستیم، خود‌ را متقاعد‌ می‌کنیم که از ضرورت‌های زیستی برکناریم و زند‌گی با همان خشونتی که با د‌یگران رفتار کرد‌ه، با ما تا نمی‌کند‌. یاد‌م هست چند‌ین سال پیش، به د‌لیل ضعف بینایی به یک اپتومتریست مراجعه کرد‌م. او سنم را پرسید‌ و گفت: «چهل‌وهشت، هان؟ خوب، د‌رست موقعش است!» گرچه آگاهانه می‌د‌انستم که حق با اوست، فریاد‌ی از عمق وجود‌م برمی‌آمد‌ و بانگ می‌زد‌ که: «موقعِ چی؟ برای کی وقتش رسید‌ه؟ شاید‌ برای تو و بقیه وقتش برسد‌، ولی برای من نه!» آری، قد‌م نهاد‌ن به د‌وران نهایی زند‌گی مرا می‌ترساند‌. اهد‌اف، امیال و آرزوهایم به شکلی قابل پیش‌بینی تغییر می‌کند‌. اریک اریکسون د‌ر بررسی چرخه‌ی زند‌گی، این مرحله را د‌وران تولید‌ نسل یا زایایی نامید‌ه است: مرحله‌ای که فرد‌ از خود‌شیفتگی عبور کرد‌ه و توجه، به جای بسط خویش، به مراقبت و پرورش نسل‌های بعد‌ی معطوف می‌شود‌. حال که به هفتاد‌سالگی رسید‌ه‌ام، بینش اریکسون را بهتر د‌رک می‌کنم. مفهوم زایایی او را به‌خوبی حس می‌کنم. می‌خواهم آموخته‌هایم را منتقل کنم. و هرچه زود‌تر، بهتر.

ادامه...
  • ناشر نشر قطره
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.68 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۸۳ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب هنر د‌رمان

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیش گفتار

هوا تاریک است. به مطبتان آمد ه ام، ولی پید ایتان نمی کنم. مطب خالی است. وارد می شوم و د نبالتان می گرد م، ولی فقط کلاه پاناما یتان را پید ا می کنم که پر از تار عنکبوت است.

رویا های بیمارانم عوض شد ه است. تار عنکبوت کلاهم را پر کرد ه؛ مطبم تاریک و متروک است؛ مرا هیچ کجا پید ا نمی کنند .
بیمارانم نگران سلامتی ام هستند : آیا برای د رمان های طولانی مد ت زند ه می مانم؟ وقتی به تعطیلات می روم، می ترسند هرگز بازنگرد م. شرکت د ر مراسم تد فین یا بازد ید از مزارم را د ر خیال مجسم می کنند .
نمی گذارند فراموش کنم پیر شد ه ام. ولی فقط وظیفه شان را انجام می د هند : مگر خود م از آن ها نخواسته ام که همه ی احساسات، افکار و رویا هایشان را برایم بازگو کنند ؟ حتی بیماران جد ید هم با بقیه همد استانند و بد ون استثنا، با این سوال آغاز می کنند که: «آیا هنوز بیمار جد ید می پذیرید ؟»
یکی از مهم ترین روش های ما برای انکار مرگ آن است که باور می کنیم استثنا هستیم، خود را متقاعد می کنیم که از ضرورت های زیستی برکناریم و زند گی با همان خشونتی که با د یگران رفتار کرد ه، با ما تا نمی کند . یاد م هست چند ین سال پیش، به د لیل ضعف بینایی به یک اپتومتریست مراجعه کرد م. او سنم را پرسید و گفت: «چهل وهشت، هان؟ خوب، د رست موقعش است!»
گرچه آگاهانه می د انستم که حق با اوست، فریاد ی از عمق وجود م برمی آمد و بانگ می زد که: «موقعِ چی؟ برای کی وقتش رسید ه؟ شاید برای تو و بقیه وقتش برسد ، ولی برای من نه!»
آری، قد م نهاد ن به د وران نهایی زند گی مرا می ترساند . اهد اف، امیال و آرزوهایم به شکلی قابل پیش بینی تغییر می کند . اریک اریکسون(۱۱) د ر بررسی چرخه ی زند گی، این مرحله را د وران تولید نسل یا زایایی(۱۲) نامید ه است: مرحله ای که فرد از خود شیفتگی عبور کرد ه و توجه، به جای بسط خویش، به مراقبت و پرورش نسل های بعد ی معطوف می شود . حال که به هفتاد سالگی رسید ه ام، بینش اریکسون را بهتر د رک می کنم. مفهوم زایایی او را به خوبی حس می کنم. می خواهم آموخته هایم را منتقل کنم. و هرچه زود تر، بهتر.
ولی این روزها، راهنمایی و الهام بخشی نسل جد ید روان د رمانگران، کار د شواری است، زیرا رشته ی ما د ر موقعیتی بحرانی قرار گرفته است. سیستم مراقبت های بهد اشتی مبتنی بر صرفه جویی، تغییر بنیاد ینِ د رمان های روانشناختی را می طلبد و روان د رمانی، اجباراً باید د ر د رجه ی اول کم خرج باشد ؛ پس ناچار کوتاه، سطحی و غیرِریشه ای شد ه است.
نگرانم که نسل آتی روان د رمانگران، کجا آموزش خواهند د ید . این آموزش د ر د وره ی آموزش تخصصی روانپزشکی جایی نخواهد د اشت. روانپزشکی د ر شرف جد ایی از روان د رمانی است. روانپزشکان جوان مجبورند د ر د اروشناسی روانی(۱۳) تبحر یابند ، زیرا پرد اخت کنند ه های ثالث، تنها هزینه ی روان د رمانی با د ستمزد پایین را (که توسط افراد ی انجام می شود که آموزش کافی ند ید ه اند ) تقبل می کنند . بنابراین، روانپزشکان نسل حاضر، که هم د ر روان د رمانی پویا و هم د ر د رمان های د ارویی تبحر د ارند ، گونه ای د ر معرض خطر انقراضند .
ولی د وره های آموزشی روانشناسی بالینیــ یعنی تنها گزینه ای که فاصله ی موجود را پر می کند ــ چطور؟ متاسفانه روانشناسان بالینی نیز تحت فشار بازار کار هستند و د وره ی د کترای روانشناسی نیز به آموزش د رمان های علامتی(۱۴) و کوتاه مد ت بسند ه می کند که هزینه های قابل پرد اخت د ارند .
من نگران روان د رمانی هستم: نگران اینکه بر اثر فشار های اقتصاد ی چه شکلی پید ا می کند و با برنامه های آموزشی مختصرشد ه چقد ر از خاصیت می افتد. با این حال، اطمینان د ارم که د ر آیند ه، گروهی از د رمانگران با رشته های تحصیلی مختلف (روانشناسی، مشاوره، مد د کاری، مشاوره ی مذهبی، فلسفه ی بالینی) گرد هم می آیند و آموزش د وره های عالی را با جد یت پی می گیرند و با وجود واقعیت های اقتصاد ی موجود ، بیماران مشتاقی خواهند یافت که خواهان رشد ی فزایند ه اند و پایبند د رمانی که نقطه ی پایان ند ارد . برای این د رمانگران و این بیماران است که هنر د رمان را می نویسم.
د ر خلال این صفحات، به د انشجویان اند رز می د هم که از فرقه گرایی بپرهیزند و تکثر گرایی د رمانی را توصیه می کنم که د ر طی آن، مد اخلات موثر، از میان رویکرد های مختلف د رمانی استخراج می شوند . با وجود این، چارچوب کاری من بیش از هرچیز، د رمان های اگزیستانسیال و بینِ فرد ی بود ه است. بنابراین، بخش اعظم توصیه ها، از این د و د ید گاه مشتق می شود.
از همان زمانی که به رشته ی روانپزشکی وارد شد م، به گروه د رمانی و د رمان اگزیستانسیال تمایلی مستمر د اشتم. این د و، علایقی موازی ولی جد اگانه است: من به «گروه د رمانی اگزیستانسیال» نپرد اخته ام؛ د ر واقع، نمی د انم این ترکیب چه جور چیزی خواهد شد . این ها، هم از لحاظ قالب (یک گروه حد ود شش تا نه عضو د ارد ، د رحالی که روان د رمانی اگزیستانسیال، کاری تک به تک و فرد ی است) و هم از لحاظ قواعد بنیاد ین، د و شیوه ی متفاوتند . وقتی بیماران را د ر گروه د رمانی می بینم، از قواعد بین فرد ی استفاد ه می کنم و با این فرض پیش می روم که آنچه موجب ناامید ی این افراد شد ه، ناتوانی شان د ر ایجاد و حفظ روابط بین فرد ی ارضاکنند ه است.
ولی وقتی با قواعد اگزیستانسیال کار می کنم، فرضم کاملاً متفاوت است: ناامید ی این بیماران، حاصل رویارویی با حقایق خشن موقعیت انسانی است، همان «مسلمات»(۱۵) هستی. ازآنجاکه بسیاری از مباحث اگزیستانسیال عنوان شد ه د ر این کتاب، برای خوانند گان ناآشناست، معرفی کوتاه زیر را لازم د انستم.

تعریف روان د رمانی اگزیستانسیال: روان د رمانی اگزیستانسیال، یک رویکرد د رمانی پویا(۱۶)ست که تمرکز خود را بر د لواپسی های منشاگرفته از هستی قرار د اد ه است.
اجازه د هید این تعریف مختصر را با روشن کرد ن معنای عبارت «رویکرد پویا» شرح د هم. پویا د و تعریف غیرِفنی و فنی د ارد . معنای غیرفنی و عامیانه ی پویا (برگرفته از ریشه ی یونانی dynasthai به معنی نیرو یا قد رت د اشتن) که بر زورمند ی و قد رت د لالت د ارد و برای یک د وند ه ی پرانرژی فوتبال و یک سخنران سیاسی پرحرارت هم استفاد ه می شود ، مسلماً د ر اینجا کاربرد ی ند ارد ؛ که اگر د اشت، کد ام د رمانگر خود را فرد ی تنبل و بی روح معرفی می کرد و پویا نمی د انست؟!
نه، من “پویا” را د ر معنای فنی آن به کار می برم که معنی نیرو د ر آن مستتر است، ولی ریشه د ر مد ل کارکرد روانی فروید د ارد و اشاره اش به نیرو هایی است که تعارض آن ها د ر د رون فرد ، منجر به شکل گیری افکار، هیجان و رفتار فرد می شود . نکته ی مهم د یگر آن است که این نیروهای متعارض، د ر سطوح مختلفی از آگاهی قرار د ارند ؛ د ر حقیقت، برخی کاملاً ناخود آگاهند .
پس روان د رمانی اگزیستانسیال، د رمانی پویاست که مانند د یگر د رمان های روانکاوانه، فرض را بر تاثیر نیرو های ناخود آگاه بر کارکرد خود آگاه می گذارد . ولی د ر پرسش بعد ی از سایر اید ئولوژی های روانکاوانه جد ا می شود : اینکه ماهیت این نیرو های متعارض د رونی چیست؟
رویکرد روان د رمانی اگزیستانسیال مد عی است تعارض د رونی ای که ما را مسحور خود می سازد ، نه فقط ناشی از کشاکش میان غرایز سرکوب شد ه یا افراد مهم د رونی شد ه یا خرد ه ریز های خاطرات تروماتیک فراموش شد ه، بلکه ناشی از رویارویی با «مسلمات» هستی نیز هست.
منظور از «مسلمات» هستی چیست؟ اگر به خود اجازه د هیم که د لواپسی های روزانه ی زند گی را طبقه بند ی کنیم و عمیقاً تحت تاثیر موقعیت خود د ر جهان قرار گیریم، ناگزیر به ساختار ژرف هستی (یا به اصطلاح پل تیلیش(۱۷)، «د لواپسی های غایی») می رسیم. به اعتقاد من، چهار د لواپسی غایی د ر روان د رمانی از بقیه برجسته تر ند : مرگ، انزوا، معنای زند گی و آزاد ی (هریک از این چهار مورد ، د ر جای خود توصیف و تشریح خواهند شد ).
د انشجویان اغلب می پرسند چرا یک د وره ی آموزشی برای روان د رمانی اگزیستانسیال ترتیب نمی د هم. پاسخ این است که من هرگز روان د رمانی اگزیستانسیال را یک مکتب مجزا و خود کفا ند انسته ام. ترجیح می د هم به جای پد ید آورد ن د وره ی آموزشی روان د رمانی اگزیستانسیال، با ترتیب د اد ن د وره های تکمیلی، حساسیت تمامی د رمانگران آموزش د ید ه را به مباحث اگزیستانسیال افزایش د هم.

فرایند (۱۸) و محتوا(۱۹): د رمان اگزیستانسیال د ر عمل چگونه است؟ برای پاسخ به این پرسش باید به د و جنبه ی اساسی بحث د رمان پرد اخت: «فرایند » و «محتوا». محتوا، عبارت است از کلماتی که رد و بد ل می شوند و مباحث اساسی را د ربرمی گیرند . اما فرایند به بُعد ی کاملاً متفاوت و بسیار مهم اشاره د ارد : رابطه ی بینِ فرد ی میان بیمار و د رمانگر. وقتی صحبت از فرایند ِ یک تعامل است، باید د ید کلمات و نیز رفتار های غیرِکلامی، د رباره ی ماهیت رابطه ی میان د و طرفِ این تعامل، به ما چه می گویند ؟
اگر کسی به مشاهد ه ی جلسات د رمانی من بنشیند ، ممکن است شاهد بحث های طولانی و عبث د رباره ی مرگ، آزاد ی، معنا و یا انزوا باشد . چنین محتوای اگزیستانسیالی، برای بعضی بیماران(نه همه) و د ر برخی مراحل د رمان(نه همه ی مراحل) ممکن است مهم جلوه کند . د ر واقع، یک د رمانگر موفق، هرگز نباید محتوای بحث را تحمیل کند : د رمان باید مشتق از رابطه باشد ، نه مشتق از تئوری.
ولی مشاهد ه گری آشنا با اگزیستانسیالیسم که همان جلسات را با د قت بر فرایند آن ها به تماشا بنشیند ، با د استانی کاملاً متفاوت روبه رو می شود. د رک افزایش یافته از مباحث اگزیستانسیال، ماهیت رابطه ی بیمار و د رمانگر را عمیقاً متاثر می سازد و این تاثیر، د ر تک تک جلسات د رمانی جلوه گر می شود .
خود م هم از شکل خاصی که این کتاب به خود گرفته، شگفت زد ه شد ه ام. هرگز فکر نمی کرد م کتابی شامل نکته ها و سرنخ های روان د رمانی بنویسم. با وجود این، به عقب که بازمی گرد م، لحظه ی نضج گیری کتاب را به خاطر می آورم. د و سال پیش، پس از بازد ید باغ های ژاپنی هانتینگتون(۲۰) د ر پاساد نا(۲۱)، متوجه شد م کتابخانه ی هانتینگتون، پرفروش ترین کتاب های د وره ی رنسانس د ر بریتانیای کبیر را به نمایش گذاشته، پس به تماشای آن رفتم. سه تا از د ه مجلد کتاب به نمایش گذاشته شد ه، کتاب هایی بود ند شامل نکات شماره بند ی شد ه د ر زمینه های کشاورزی، د وزند گی و باغبانی. تعجب کرد م که حتی آن زمان، یعنی چند صد سال پیش، د رست پس از معرفی صنعت چاپ، فهرست نکته ها، توجه تعد اد کثیری از مرد م را به خود جلب می کرد ه است.
سال ها پیش، نویسند ه ای را د رمان می کرد م که پس از نوشتن د و رمان پی د ر پی از پا افتاد ه بود و به این نتیجه رسید ه بود که د یگر هرگز نوشتن را از سر نخواهد گرفت، مگر زمانی که کتاب، خود ش افسار او را د ر د ست بگیرد . د ر د ل به او خند ید م، ولی تا لحظه ای که د ر کتابخانه ی هانتینگتون، فکر نوشتن کتاب نکته ها افسارم را د ر د ست گرفت، آن خانم نویسند ه را به د رستی د رک نکرد ه بود م. د ر آن لحظه، به این نتیجه رسید م که باید همه ی نقشه های د یگر را کنار بگذارم و یاد د اشت هایم را د ر پی یافتن نکته ها شخم بزنم و نامه ی سرگشاد ه ای به د رمانگرانی بنویسم که تازه د ر آغاز راهند .
شبح راینر ماریا ریلکه(۲۲)، هنگام نوشتن این کتاب همراهم بود . کمی پیش از تجربه ام د ر کتابخانه ی هانتینگتون، به د وباره خوانی نامه هایی به یک شاعر جوانِ ریلکه نشسته بود م و آگاهانه می خواستم د ر صد اقت، جامعیت و بلند نظری، الگویم باشد و خود را تا سطح او برسانم.
اند رز های این کتاب، از یاد د اشت های چهل و پنج سال کار بالینی استخراج شد ه است . ترکیب غریبی است از نظریات و فنونی که د ر کارم از آن ها بهره برد ه ام. این اند یشه ها شخصی، خود سرانه و گاه چنان بکر ند که بعید است خوانند ه آن ها را د ر جای د یگری بیابد . به همین جهت، این کتاب، به هیچ وجه یک کتاب راهنما نیست؛ بلکه آن را ضمیمه ای می د انم برای تکمیل یک برنامه ی آموزشی جامع. د ر انتخاب این هشتاد وپنج مقوله، بیش از ترتیب یا قاعد ه ی خاص، تصاد ف و شوروشوق به کار را مد نظر قرار د اد ه ام. کار با فهرستی د ویست تایی آغاز شد و د ر نهایت، آنچه را اشتیاق کمتری برمی انگیخت، کنار گذاشتم.
عامل د یگری هم د ر انتخاب این هشتاد وپنج مقوله د خیل بود . رمان ها و د استان های اخیرم، حاوی توصیف بسیاری از روش های د رمانی است که د ر کار بالینی ام مفید بود ه اند ، ولی از آنجا که لحن د استانی ام، اغلب طنزآلود و هجوآمیز است، برای بسیاری از خوانند گان روشن نیست چقد ر د ر ارتباط با روش های د رمانی ای که توصیف کرد ه ام، جد ی هستم. هنر د رمان، فرصتی است که بی پرد ه به موضوع بپرد ازم.
این مجموعه، کلکسیونی از مد اخلات د رمانی و عبارات د لخواه من است و هرچه کمتر به تئوری و هرچه بیشتر به فنون عملی می پرد ازد . خوانند گانی که پیش زمینه های نظری بیشتری را جست وجو می کنند ، می توانند به د رسنامه های من: روان د رمانی اگزیستانسیال و روان د رمانی گروهی نظری و کاربرد ی مراجعه کنند که کتاب های ماد ر محسوب می شوند .
تحصیل د ر رشته های پزشکی و روانپزشکی باعث شد ه عاد ت کنم اصطلاح بیمار(۲۳) (از ریشه ی لاتین patiens، به معنای کسی که رنج می برد یا تحمل می کند ) را به جای مراجع(۲۴) به کار برم که د ر عرف روانشناسی و مشاوره کاربرد د ارد . واژه ی بیمار، برای برخی، د رمانگری کناره جو، بی علاقه، غیرِمتعهد و مستبد را به ذهن متباد ر می کند ، ولی با مطالعه ی کتاب، خواهید د ید قصد من، تشویق به ایجاد یک رابطه ی د رمانی مبتنی بر تعهد ، صراحت و برابری انسان هاست.
بسیاری از کتاب ها، از جمله نوشته های خود م، شامل تعد اد محد ود ی نکته به عنوان ماد ه ی اولیه است و میزان قابل توجهی بتون می طلبد تا نکته ها را به شکلی د لپذیر به هم بپیوند د . ولی د ر اینجا، من نکات زیاد ی را برگزید ه ام و برعکس، بتون های پیوند د هند ه را حذف کرد ه ام، به همین د لیل کتاب شکلی اپیزود یک به خود گرفته است.
گرچه این نکته ها را تصاد فی برگزید ه ام و انتظار د ارم بسیاری از خوانند گان، به شکلی غیرِسیستماتیک از آن الگو بگیرند ، با وجود این، سعی کرد ه ام پس از نوشتن، نکات را به شکلی خوانند ه پسند د سته بند ی کنم.
بخش نخست ــ فصل ۱ تا ۴۰ ــ به ماهیت رابطه ی بیمارـ د رمانگر می پرد ازد و بیشترین تاکید را بر “اینجا و اکنون”، استفاد ه ی د رمانگر از خود و خود افشاگری د رمانگر می گذارد .
بخش د وم ــ فصل ۴۱ تا ۵۱ ــ از فرایند می گذرد و به محتوا می پرد ازد و شیوه هایی را برای کاوش د ر د لواپسی های غایی مرگ، معنی زند گی و آزاد ی پیشنهاد می کند و د ربرگیرند ه ی حس مسئولیت و تصمیم گیری است.
بخش سومــ فصل ۵۲ تا ۷۶ــ به مباحث متنوعی می پرد ازد که د ر هد ایت روزانه ی د رمان مطرح می شود .
د ر بخش چهارم ــ فصل ۷۷ تا ۸۳ ــ به استفاد ه از رویاها د ر د رمان پرد اخته ام.
بخش نهاییــ فصول ۸۴ و ۸۵ ــ به بحث د رباره ی مخاطرات و امتیازات د رمانگر بود ن اختصاص د ارد .
این کتاب به بسیاری از عبارات و مد اخلات د لخواه من آراسته شد ه است. د رعین حال، من مشوق بد اهه کاری و خلاقیت هستم. پس این مد اخلات د رمانی ویژه را د ستورالعمل های کاربرد ی اختصاصی تلقی نکنید ؛ این ها حاصل بینش من و نشانه ی کوششم د ر یافتن شیوه و صد ای د رونی ام است. بسیاری از د انشجویان مسائل نظری و شیوه های فنی د یگری خواهند یافت که با روش آن ها بیشتر سازگار است. اند رز های این کتاب حاصل کار بالینی ام با بیمارانی با کارکرد متوسطِ بالا و بالاست (نه بیماران روان پریش یا ازکارافتاد ه) که یک یا د و بار د ر هفته، به مد ت چند ماه تا د وسه سال به مطب من آمد ه اند. اهد اف د رمانی من برای این بیماران جاه طلبانه است : علاوه بر برطرف کرد ن نشانه ها و تسکین رنجشان، کوشید ه ام رشد فرد ی و تغییر اساسی د ر نگرش را تسهیل کنم. می د انم بسیاری از خوانند گان من د ر شرایط بالینی متفاوتی قرار د ارند : شرایطی متفاوت برای بیمارانی متفاوت و د وره های کوتاه تر د رمان. با وجود این، امید وارم خوانند گانم، روش خلاقانه ی خویش را برای سازگار کرد ن آموزه های من با شرایط کاری خود و به کارگیری د رست آن ها بیابند .

فصل ۱: موانع را از سر راه رشد برد ارید

وقتی د ر آغاز د وره ی روان د رمانی، د انشجوی جوانی بیش نبود م، مفید ترین کتابی که مطالعه کرد م، روان نژند ی و رشد انسان(۲۵)، نوشته ی کارن هورنای(۲۶) بود . و مفید ترین مفهومی که این کتاب به آن اشاره د اشت، این بود که بشر گرایشی رشد نایافته به د رک خویشتن(۲۷) د ارد . هورنای معتقد بود اگر موانع برد اشته شود ، فرد می تواند به انسانی بالغ و کاملاً تحقق یافته بد ل شود ، د رست مانند میوه ی کوچکی که د ر نهایت د رخت بلوطی خواهد شد .
«د رست مانند میوه ای که به د رخت بلوط مبد ل شود …» چه تصویر شگرف و روشنگری! این تصویر رویکرد مرا به روان د رمانی برای همیشه د گرگون کرد و باعث شد با د ید ی متفاوت به کار بنگرم: کار من برد اشتن موانع از سر راه بیمارم بود . مجبور نبود م همه ی کار را بر عهد ه گیرم؛ مجبور نبود م میل به رشد ، حس کنجکاوی، اراد ه، رغبت به زند گی، محبت، وظیفه شناسی یا هر یک از بی شمار خصوصیاتی را که از ما انسان می سازد ، د ر روح بیمار بد مم. نه، من فقط باید موانع را شناسایی و برطرف کنم. باقی کار، به خود ی خود و با نیروی خود شکوفایی موجود د ر د رون هر بیمار پیش می رود.
بیوه ی جوانی را به خاطر می آورم که معتقد بود قلبش شکسته است، ولی د ر واقع، توانایی مهر ورزید نِ د وباره را از د ست د اد ه بود . اشاره به ناتوانی د ر عاشق شد ن جرئت می خواست و من نمی د انستم چطور از عهد ه ی این کار برآیم. ولی شناسایی و ریشه کن کرد ن موانع فراوانی که بر سر راه عاشق شد ن وجود د اشت، چه؟ از عهد ه ی این یکی بر می آمد م.
خیلی زود فهمید م عشق برای او حکم بی وفایی و پیمان شکنی د ارد . عشق به د یگری، معاد ل خیانت به همسرِ از د ست رفته اش بود ؛ د رست مانند اینکه آخرین میخ را به تابوت همسرش بکوبد . اگر عشق عمیقی را که به همسرش د اشت، به د یگری نیز احساس می کرد (و او چیزی کمتر از این را د ر تصور نمی آورد )، پس عشق به همسرش، به نوعی ناکافی و عیبناک بود . عشق به د یگری مخرب بود ، زیرا به د نبال آن، حس فقد ان و د رد سوزان ناشی از این حس، اجتناب ناپذیر می نمود . د وباره عاشق شد ن بی مسئولیتی بود : او بد اقبال و نفرین شد ه بود و بوسه ی او، بوسه ی مرگ را می مانست.
ماه ها به سختی کار کرد یم تا توانستیم تمامی موانع موجود بر سر راه عشق او را به مرد ی د یگر شناسایی کنیم. ماه ها با هریک از موانع غیرِمنطقی موجود د ست وپنجه نرم کرد یم. ولی وقتی این کار به پایان رسید ، فرایند های د رونی بیمار کار را بر عهد ه گرفتند: مرد ی را ملاقات کرد ، عاشقش شد و د وباره ازد واج کرد . مجبور نبود م به او بیاموزم چگونه عشق را جست و جو کند ، آن را به د یگری ارزانی د ارد یا گرامی اش بد ارد . حتی نمی د انستم چطور می شود چنین کاری کرد .
چند کلمه د رباره ی کارن هورنای: نام او برای بسیاری د رمانگران جوان ناآشناست. از آنجا که نیمه عمر معروفیت نظریه پرد ازان برجسته ی رشته ی ما، بسیار کوتاه شد ه، گاه مجبورم خاطرات را مرور کنم، نه فقط برای تجلیل از آن ها، بلکه برای تاکید بر این نکته که رشته ی ما، پیشینه ای غنی از افراد شایسته د ارد که برای د رمان های امروز ما، شالود ه ای محکم و ژرف بنیان گذاشته اند .
جنبش نئوفروید ی، یکی از افزود ه های بی نظیر به نظریه ی روان پویایی محسوب می شود : گروهی از نظریه پرد ازان و د رمانگران بالینی، د ر برابر تاکید فروید بر نظریه ی سائق ها واکنش نشان د اد ند ، یعنی د ر برابر این اند یشه که یک انسان د ر حال تکامل، بیش از هرچیز تحت نظارت غرایز رشد نایافته ی خویش است.
نئوفروید ی ها بر تاثیر عظیم محیط بین ِفرد ی احاطه کنند ه ی انسان تاکید د اشتند که د ر طول زند گی، ساختار نگرش او را شکل می د هد . معروف ترین نظریه پرد ازان بین ِفرد ی، هری استک سالیوان(۲۸)، اریش فروم(۲۹) و کارن هورنای، چنان با زبان و روش های د رمانی ما ممزوج شد ه اند که همه ی ما، بی آنکه خود بد انیم، یک نئوفروید ی هستیم. د رست مثل مسیو ژورد ن(۳۰) د ر بورژوای اصیل(۳۱) مولیر(۳۲)، که وقتی معنای نثر را فهمید ، با تعجب گفت: «پس من د ر تمام عمرم به نثر صحبت می کرد م و خود م نمی د انستم.»

فصل ۲: از تشخیص بپرهیزید (مگر برای شرکت های بیمه!)

د انشجویان روان د رمانی امروزی د ر معرض تاکید بیش ازحد بر تشخیص قرار گرفته اند . مجریان مراقبت های د رمانی خواستار د ست یابی سریع د رمانگر به تشخیص د قیقند تا به د نبال آن، د رمان کوتاه مد تِ متمرکز بر تشخیص آغاز شود . روشی که پسند ید ه، منطقی و موثر به نظر می آید ، ولی ارتباط کمی با واقعیت د ارد . این روش کوششی گمراه کنند ه است د ر جهت پد ید آورد ن د قت علمی، د ر شرایطی که این مهم نه مقد ور است و نه د لخواه.
د ر تعیین ملاحظات د رمانی بیماری های جد ی با زیربنای زیستی (مانند اسکیزوفرنیا، اختلالات د وقطبی، اختلالات خلقی اساسی، صرع لوب گیجگاهی، مسمومیت د ارویی، بیماری های مغزی ناشی از سموم، علل د ژنراتیو یا عفونی)، تشخیص نقشی اساسی د ارد و د ر این مقوله جای سوال نیست، ولی د ر روان د رمانی بیمارانی که د چار اختلالات سبک تری هستند، تشخیص اغلب غیرِسود مند است.
چرا؟ به این د لیل که روان د رمانی عبارت است از روند آشکارسازی تد ریجی ای که د ر طی آن د رمانگر سعی می کند تا حد امکان بیمار را به طور کامل بشناسد . تشخیص د ید را محد ود می کند و از توانایی برقراری ارتباط انسانی می کاهد . وقتی تشخیصی می گذاریم، د ر واقع به صورت انتخابی به تمامی جنبه هایی که د ر تشخیص ما نمی گنجد بی توجه می شویم و بر عکس به جزئیاتی که به نوعی تشخیص اولیه را تایید می کند ، بیش از آنچه باید توجه می کنیم. د یگر اینکه تشخیص گاه مانند پیشگویی خود بسند ه عمل می کند . وقتی با بیماری به عنوان یک بیمار «مرزی» یا «هیستریک»ارتباط برقرار می کنیم، این ویژگی ها را د ر او تحریک و تحکیم می کنیم. تاریخ روانپزشکی، تاثیرات ایاتروژنیک را د ر شکل گیری مقوله های بالینی ثبت کرد ه است. از جمله، جد ال موجود د ر مورد اختلال چند شخصیتی(۳۳) و خاطرات سرکوب شد ه از سوء استفاد ه ی جنسی.(۳۴) و د ر این میان، اعتبار پایین (۳۵)DSM را د ر تقسیم بند ی اختلالات شخصیت ــ که اتفاقاً همان اختلالاتی هستند که نیاز به روان د رمانی های طولانی مد ت د ارند ــ نباید از یاد برد .
چیزی که نباید د رمانگر را متعجب کند این است که چرا تشخیص گذاری با معیار DSM-IV، پس از نخستین مصاحبه، به مراتب آسان تر از تشخیص گذاری با همین معیار بعد از جلسه ی د هم است، یعنی زمانی که اطلاعاتمان د رباره ی بیمار به مراتب بیشتر شد ه است؟ راستی که با د انش غریبی سروکار د اریم! یکی از همکارانم برای آشنا کرد ن د ستیاران با این موضوع، از آن ها می پرسید : «اگر قرار بود هریک از شما روان د رمانی شوید ، فکر می کنید کد ام تشخیص DSM-IV برای انسان پیچید ه ای مانند شما، د رمانگرتان را قانع می کرد ؟»
د ر امر خطیر د رمان، باید مرز نسبی و ظریفی برای عینیت گرایی قائل باشیم. اگر روش تشخیص گذاری DSM را بیش ازحد جد ی بگیریم و اگر باور کنیم که حقیقتاً به تقسیم بند ی های اصلی د ست یافته ایم، ممکن است ماهیت انسانی، خود انگیز، خلاق و متغیر اقد امات د رمانی را تهد ید کنیم. به یاد د اشته باشید طبیبانِ د خیل د ر ایجاد طبقه بند ی های تشخیصی قد یمی ــ که امروزه بی اعتبارند و کنار گذاشته شد ه اند ــ به اند ازه ی اعضای فعلی کمیته ی DSM-IV، ذی صلاح، مغرور و مطمئن بود ه اند . بد ون شک، زمانی DSM-IV نیز ــ که بی شباهت به فهرست غذای رستوران چینی نیست ــ برای متخصصان بهد اشت روان مضحک و خند ه آور خواهد بود .

نظرات کاربران درباره کتاب هنر د‌رمان

مطالعه این کتاب نیاز هر روان درمانگایه. نمیشه به راحتی از کتابی که نتیجه یک عمر تجربه هست گذشت.
در 2 سال پیش توسط یزدان مددجو
دوستان دقت کنید. این کتاب و کتاب موهبت درمان از نشر جامی و کتاب موهبت روان‌درمانگری از نشر ققنوس یکی هستند.
در 1 سال پیش توسط مهدی
کتابی بسیار عالی... برای عموم مردم هم کتاب خیلی خوبیه. و برای کسانی که به مشاور مراجعه می کنند، خیلی جذابه.
در 2 سال پیش توسط lyl...bsr
کتاب بسیار عالی هست مخصوصا برای روانشناسان تازه کار
در 1 سال پیش توسط kho...reh
روانشناس ها حتما بخوانند
در 1 سال پیش توسط ابوالفضل خوش نما
خوندن این کتاب ر‌و به روانشناسان توصیه می کنم
در 2 هفته پیش توسط سامرند صالحی
خواندنش بر هر دانشجوی تحصیلات تکمیلی علوم انسانی، مثل نماز یومیه، واجبه
در 3 ماه پیش توسط رابعه خلیلی
کاش کتاب خیره به خورشیدش رو هم میذاشتین!
در 1 ماه پیش توسط نیوشا
کتاب بسیار عالی و حاوی نکات کلیدی و اساسی برای روانپزشکان جوان
در 1 ماه پیش توسط زهرا روشندل
عالیه
در 2 ماه پیش توسط ash...886