فیدیبو نماینده قانونی نشر باد و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب اسطوره‌ی زمين و آسمان
زمين و آسمان در باور ايرانيان

نسخه الکترونیک کتاب اسطوره‌ی زمين و آسمان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب اسطوره‌ی زمين و آسمان


در فرهنگ اساطیر، جهان زنده و پویا و فراتر از آن هوشمند و روانمند محسوب می‌شود، و از این روی در کلیّت خود به ا نسانی کامل و بالغ و صاحب اندیشه مانند می­شود. انسان نخستین، از آنجا که با شیوه‌ای درون کاوانه و تجزیه­گرا به شناسایی جهان پیرامن خویش می­پردازد و سعی بر آن دارد که از ژرفای دل و احساس خویش آن را بشناسد و بیازماید، از تن و پوسته جهان که بی­­جان و مرده به چشم می­آید گذشته و با مغز و جان آن که آکنده از زندگی و جنب و جوش است پیوند می­یابد. باورها و اعتقادات ا نسان اساطیری پیرامون جاندار پنداری هستی تا بدانجا پیش می­رود که به تفکیک جنسی پدیده­های عالم پرداخته و برخی از آنها را منشاء آفرینش برخی دیگر می­پندارند و در ادامه­ی این روند، جهان را چون خانواده‌ای واحد پنداشته و بر هر یک از پدیده­ها نقش عضوی از اعضای این خانواده را تفویض می­کند، در این میان نقش پدر و مادر این خانواده که به عنوان زوج آغازین، زمینه­ی هستی یافتن سایر پدیده­ها را فراهم می­آورند به آسمان و زمین اساطیری تفویض می‌شود.
با کند و کاوی در اساطیر ملل گوناگون می­توان دریافت که در اساطیر تمام این ملل (به غیر از اساطیر مصر) همواره آسمان در جایگاه پدر کیهان و زمین در مقام مادر قرار می­گیرد، در اساطیر ایران نیز همواره زمین به نام مادر خوانده شده است. اما آسمان نه به شکلی واضح بلکه در تقابل با زمین در جایگاه پدر کیهان قرار می گیرد.
کتاب حاضر که بنیان آن بر پایه این باور (آسمان پدر، زمین مادر) نهاده شده مشتمل بر پنج فصل مجزاست که فصل نخست آن به عنوان کلیات به ریشه شناسی و بیان واژه «اسطوره» اختصاص یافته و در ادامه، به بیان مراحل مختلف شناخت جهان توسط بشر و تاثیر جغرافیا و شرایط اقلیمی در شکل‌گیری اسطوره می­پردازد و پس از آن به حیطه اساطیر ایران وارد شده و به معرفی عناصر مهم این اساطیر به ویژه عناصری که در رابطه با موضوع این جستار حائز اهمیت است می­پردازد.

ادامه...
  • ناشر نشر باد
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2.5 مگابایت
  • تعداد صفحات ۳۱۹ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب اسطوره‌ی زمين و آسمان

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



فصل اول: کلیات

اصطلاح شناسی اسطوره:

واژه ی «اسطوره» در زبان پارسی وامواژه ای است برگرفته از زبان عربی، «الاسطوره» و «الاساطیره» که در زبان عرب به معنای روایت و حدیثی است که اصلی ندارد.
امّا این واژه ی عربی خود، وامواژه ای است از اصل یونانی historia به معنای استفار، تحقیق، اطّلاع، شرح و تاریخ؛ و از دو جزء ترکیب یافته است. یکی واژه ی histov یا histor -، به معنای داور و دیگری پسوند –ia واژه ی histor با مصدر یونانی idein، به معنای دیدن، خویشاوند است. واژه ی لاتین videre، به معنای دیدن، یونانی eidenai به معنای دانستن، سنسکریت vidya و اوستا vaedya، به معنای دانش، و فارسی نوید؛ به معنای خبر خوش، مژده و بشارت، با این واژه همریشه اند. ریشه هند و اروپایی نخستین این واژه های خویشاوند vid است.(۲)
واژه ی «اسطوره» زیاده، چند گرایشی، (polyvalent)، کهنه و فرسوده و گنگ است و به همین جهت کاربردش، دشوارتر از کاربرد بعضی اصطلاحات یونانی است که از ترکیب واژه ی µƲϴОϚ و فعل ƐƳƐƖƲλ حاصل آمده اند و «گرد آوردن، روایت کردن» معنی می دهند. افلاطون که بزرگ «راوی اساطیر» بود، با تجربه و آثارش از سرزندگی و پویایی چیزی که یونانیان آن را µƲϴoλƳƖα می نامیدند، آگاهمان می کند و می آموزد که آن، هنریست ذاتی شعر و پیوسته بدان (یعنی حوزه های آن دو بر هم می افتند)، هنریست که با داده های مادّی خاصّی سرو کار دارد، زیرا مادّه و مضمون، مجموع عناصر کهنی است که از طریق سنّت منتقل می شوند و مربوط به خدایان و موجودات خدا وارد پیکارهای پهلوانان و نزول به درکات دوزخ است و اینها همه عناصری است که در روایات شناخته و آشنا وجود دارند و معهذا ممکن است هرچه فشرده تر قالبگیری شوند، بهترین واژه، برای نامیدن این عناصر، واژه ی یونانی mythologeme است.(۳)

اسطوره (میتولوژی) چیست؟

اسطوره (میتولوژی) متضمّن سرگذشتی قدسی و مینوی و راوی واقعه ای است که در زمان آغازین رخ داده است. به بیان دیگر اسطوره می گوید که در سایه ی اعمال برجسته ی موجودات فوق الطبیعی، واقعیتی چون کیهان، گیاهی خاصّ، کرداری پهلوانی، تمدّنی جدید و … به وجود آمده است. از اینرو همیشه در بردارنده ی روایت یک خلقت است. در بینش اساطیری فوران و طغیان عنصر مینویی است که عالم را می سازد و بنیان می نهد و بر اثر مداخلات موجودات مافوق الطبیعی است که همه ی کارها و فعالیتهای انسان معنی دار می شود.(۴)
حماسه ی آفرینش کیهان، سرگذشت آدمی، آغاز تمدّنها، آیین ها و مراسم، انسانهای دینی و پهلوانی، جنسیت، بارداری، شباب، مرگ، راز آموزی و… هم از مقولات روایت اساطیری هستند.(۵)
مهمترین کارکرد اسطوره عبارت است از کشفِ سرمشق های نمونه وار آیین ها و فعالیتهای معنی دار آدمی اعّم از تغذیه، زناشویی، تربیت، هنر و فرزانگی که برای فهم انسان جوامع کهن و سنّتی اهمیت داشته است. از اینرو اسطوره را تاریخ مینوی خوانده اند. زیرا در قوام یابی انسانها نقش عظیمی دارد.(۶)
شناخت اساطیری به معنی شناخت اصل اشیاء و دانستن چگونگی پیدایش آنهاست. زیرا اسطوره بر آفرینش بنیان نهاده شده است.(۷) برای کشف بنیان و واقعیت نخستین که جهان از آن برآمده درک کلیت اندام وار هستی لازم است و بازگشت به بنیان ها و تاریخ موضوع جهان، امید دوباره زادن را در انسان بیدار می کند. زیرا بنیان یک چیز، علّت آفرینش آن است و آگاهی از بنیان هر چیز (حیوان، گیاه، آتش و امور کیهانی) نوعی مهارت سحرآمیز به انسان می بخشد و او می داند که آن را در کجا می تواند بیابد و چگونه آن را در آینده دوباره ظاهر سازد. افسانه های آخرت شناسی، نیز تابع همین قاعده است. زیرا از پیدایی عالم وجود به حصول آگهی از آنچه در آینده اتّفاق خواهد افتاد می انجامد.(۸) ازینرو فایده ی اسطوره را در این دانسته اند که ما را به زمان جوانی دنیا باز می گرداند و زندگی مردم ابتدایی را به ما نشان می دهد.(۹) در آغاز شاهنامه مقدّمه ی آثار نظامی و سرآغاز منطق الطّیر عطّار نیز با اشاراتی که متضمّن بنیان ها و آغاز خلقتند روبرو هستیم. چناکه در هفت پیکر نظامی به شناخت بنیان ها اشاره شده است:

«کوه و دریا و دشت و بیشه و رود
هرچه هستند زیر چرخ کبود

اصل هر یک شناختم به درست
کین وجودازچه یافت وان زچه ُست

از فلک نیز و آنچه هست درو
آگهم نارسیده دست برو»(۱۰)

اگوست کنت، فیلسوف فرانسوی قرن نوزدهم درباره ی سیر تحوّل تکامل فکری بشر سه مرحله را خاطرنشان می سازد که عبارتند از:

۱- مرحله ربّانی (تئولوژیکی)، در این مرحله تمام پدیده ها را ناشی از اراده ای شبیه به اراده ی خود ولی تواناتر از آن می داند و مبنای آن را تخیل فرض می کند. زیرا انسان به پدیده های طبیعت با دید ربّاتی و لاهوتی می نگرد و اسیر قوای طبیعت است و از آن جا که قوای طبیعت برتر و مرموزتر است از نظر او اعتقاد به توتم، ستاره پرستی و چندگانه پرستی در این مرحله است. بازتاب این مرحله را در حماسه های ایران به صورت تقدّس عناصر طبیعی چون آتش که جشن سده حاصل آن است می توان دید:

«جهاندار پیش جهان آفرین
نیایش همی کرد و خواند آفرین

که او را فروغی چنین هدیه داد
همین آتش آنگاه قبله نهاد

بگفتا فروغیست این ایزدی
پرستید باید اگر بخردی

یکی جشن کرد آن شب باده خورد
سده نام آن جشن فرخنده کرد»(۱۱)

همچنین اطلاق نام هایی چون گرشاسب، گشتاسب، جاماسب و … در شاهنامه نمایانگر تقدّس اسب به عنوان توتم است.

۲- مرحله ی فلسفی (متافیزیکی)، در این مرحله، انسان پدیده ها را با تجرید قوای طبیعت توجیه می کند و از آنجا که مرحله ی فلسفی بر مبنای تعقّل قرار دارد انسان کم کم از دید عقلایی به پدیده های طبیعت می نگرد و علّت العلل پدیده ها را کم و بیش می شناسند، از نظر او عصر فلاسفه ی یونان باستان و ادیان توحیدی در این مرحله شکل یافته است.
بازتاب این مرحله در شاهنامه دوران پادشاهی گشتاسب و تبلیغ دین زردشت توسّط او و فرزندش اسفندیار است.

۳- مرحله ی علمی یا تحقّقی، در این مرحله، انسان، پدیده های طبیعت را با یکدیگر مقابله و توجیه می کند و کم کم حتّی بر قوای طبیعت هم تسلّط پیدا می کند.(۱۲)

اسطوره شناسی

اسطوره شناسی بخشی است از مردم شناسی فرهنگی که آن، خود از مردمشناسی منشعب می گردد. مردمشناسی فرهنگی به بررسی و فرایافتن قوانین عمومی قالبهای رفتاری انسان در همه ی ابعاد آن می پردازد و می کوشد توجیهی عمومی از این پدیده ی اجتماعی فرهنگی بدست دهد. اسطوره شناسی با بررسی مجموعه های اساطیری زنده یا مرده و فرا یافتن کیفیات عمومی و کلی آنها، در خدمت مردمشناسی فرهنگی قرار می گیرد و می تواند به علوم سیاسی (در امر بررسی تاریخی شکل گرفتن دولت و عناصر تشکیل دهنده ی آن)، اجتماعی و اقتصادی، تاریخ، جغرافیای تاریخی، باستانشناسی، روانشناسی و مطالعات مربوط به دین شناسی و تاریخ فلسفه یاری رساند؛ و خود، متقابلاً، نه تنها بر مدارک اساطیر متّکی است، بلکه از پژوهشها و آگاهی های مکتسب از رشته ی تاریخ، باستانشناسی، جامعه شناسی، روانشناسی (بویژه روانکاوی)، زبانشناسی، علوم طبیعی، الهیات و فلسفه عمیقاً بهره می جوید.(۱۳)

تاثیر جغرافیا و شرایط اقلیمی در شکل گیری اسطوره

بسیاری از اساطیر، تحت شرایط اجتماعی و اقلیمی و خلاقیت ذهنی سخن سرایان هر قومی دچار تفسیرهای متنوّع می شوند. در واقع خصلت قومی ادیان و اساطیر و وابستگی آن به عوامل طبیعی، جغرافیایی و تاریخی، تنوّع روایات اساطیری را موجب می شود. چنانکه اساطیر ژاپن به دلیل فراوان بودنِ نمودهای طبیعی اعمّ از درختان، حیوانات، ایزدان، ایزدبانوان و عناصر فولکلوریک، حکایات زیادی نقل می کنند.(۱۴)
از سوی دیگر اسطوره ها با کیفیت معیشتی انسان نیز در رابطه اند. مثلاً در گرایشات توتم پرستی با تقدّس آسمان (افلاک)، خورشید، ماه و برخی از حیوانات چون اسب، گاو، پرندگان؛ گیاهان خاصّ و عناصر اربعه (آتش، آب، باد و خاک) روبرو هستیم. چونانکه سیمرغ پرورنده ی زال و گاو پرورنده ی فریدون معرّفی می شود.
مولّف کتاب فرهنگ اساطیر آشور و بابل در این باره می گوید: «اساطیر پیدایش و انقراض نهایی جهان با توجّه به آب و هوای یک منطقه متفاوتند. در منطقه ی سرد شمال گمان می رفت که در پی لیسیدن سنگهای منجمد توسط گاو ایزدی به نام اودوملا، نخستین انسانها به وجود آمده اند و نیز بنا به باور اقوام شمال، جهان دیگر دشتی بی بر، مه آلود و بی شکل است که ارواح گرسنه و لرزان در پهنای آن سرگردان بودند. در آب و هوای ملایم تر یونان نیز اسطوره ی پدید آمدن انسان این است که یکی از تیتان ها به نام پرومته در گلزاری کنار رودخانه، گل و لای را ورز داد و تندیسه های انسانی ساخت. سپس آتنا که زمانی ایزد بانوی لیبیای ماه به شمار می رفت بدان تندیس ها حیات بخشید و ارواح یونانی به غاری زیر زمینی رهسپار شدند که خورشید بدانجا نمی تابید و گل نمی رویید. این جهان های زیر زمینی برای رعیت ها و مردمان عادّی مقدّر شده بود و بهره ی اشراف عالی مقام تالارهای سرسبز آسمانی و کشتزاران الیزی یونان بود.»(۱۵)
در اساطیر ژاپن نیز می بینیم که به دلیل فقر در زمینه ی معیشتی و نوع کشاورزی ژاپنی، یکی از خدایان خوشبختی کلوخ کوبی در دست دارد و موشی برنج او را به نشانه ی بخشندگی خدا می خورد.(۱۶)
و در اساطیر چین به دلیل زردی نژاد چینیان، به خلقت انسان از گل زرد اشاره شده است.(۱۷)
اساطیر ملل گوناگون، اگرچه بسته به اقلیم، تاریخ، فرهنگ و … با هم متفاوتند، امّا خواستگاه و منشاء همه ی آنها اندیشه ی بشر است در ارتباط با منشاء مشترک اساطیر، محقّق آلمانی، تئودور بنفی (T. Benry) اذعان می دارد که اسطوره های شرقی و غربی همگام با هم به اندیشه های بشری راه یافته اند و ثابت می کند که ستایش اساطیر در نسل های بشری و سرزمین های گوناگون از یک منشاء مشترک برخوردارند و بر روی هم تاثیر و تاثّرات بسیار نهاده اند چنانکه تاثیر اساطیر آریایی (هند و ایرانی) بر اسطوره های هند و اروپایی بسیار است.(۱۸)
در رابطه با اساطیر ایران نیز وضع به همین منوال است؛ موقعّیت جغرافیایی ایران و همجواری آن با تعدادی از کهن ترین تمدّنهای جهان (هند، بین النهرین، یونان و روم قدیم، چین، ژاپن) سبب تنوّع و تعدّد اسطوره های آن شده است، به گونه ای که عناصر این اسطوره ها آن چنان، در هم تنیده شده است که تفکیک آنها از یکدیگر اگر محال نباشد، حدّاقل بسیار مشکل می نماید و به آسانی نمی توان تعیین کرد که هویت هر اسطوره ای چیست و دقیقاً متعلّق به کدام تمدّن یا آیین ایرانی (میترایسیم، زروانی، مانوی، مزدکی، زردشتی و…) است و یا چه میزان از اسطوره های تمدّنهای همجوار بهره مند گشته است؛ همچنین بعد از اسلام در پرتو اسلام بسیاری از عناصر اساطیری اعراب را با سیمای اسلامی آن جذب کردند و تمام اینها سبب برخورداری آنان از پشتوانه ی اساطیری فراوان شد که گرچه خاستگاههای متعدّد دارد امّا در اندیشه ی ایرانی وحدتی اندام دار یافته است.

نظرات کاربران درباره کتاب اسطوره‌ی زمين و آسمان