Loading

چند لحظه ...
کتاب زندگی شیرین

کتاب زندگی شیرین

نسخه الکترونیک کتاب زندگی شیرین به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

نقد و بررسی کتاب زندگی شیرین

«زندگی شیرین» نام رمانی ایرانی در سبک خانوادگی و اجتماعی است. «تکین حمزه‌لو» با نوشتن این کتاب ثابت کرده که دغدغه‌هایی فراتر از کلیشه‌های داستان‌های امروزی و آپارتمانی دارد. او توانسته در دل داستانی خوش‌خوان و جذاب، برخی از مهم‌ترین مسائل روز جامعه را بیان کند. کتاب زندگی شیرین در سال 95 در انتشارات برکه خورشید منتشر شده است.

خلاصه داستان کتاب زندگی شیرین

«فرشاد» و «شیرین» زن و شوهری هستند که در کنار دو فرزندشان، «آرمان» و «آزاده»، زندگی آرام و شادی دارند. فرشاد سال‌ها در یک شرکت خصوصی کار کرده و توانسته برای خانواده‌اش زندگی بی‌دغدغه‌ای فراهم کند. تا این که تصمیم می‌گیرد کار در شرکت را رها کند و با یکی از دوستان‌اش به کار ساخت و ساز وارد شود. این تصمیم ناگهانی و خودسرانه‌ی فرشاد، آغاز تمام ماجراهایی است که این خانواده را دچار بحران‌های جدید و غیرقابل پیش‌بینی می‌کند.

درباره کتاب زندگی شیرین

کتاب زندگی شیرین داستان آشنایی دارد. آدم‌های این کتاب همان کسانی هستند که همیشه و همه‌جا آن‌ها را می‌بینیم. کسانی که تا همین دیروز زندگی بی‌حاشیه و معمولی داشتند و امروز سری دارند با هزار سودا. در این کتاب حمزه‌لو به خوبی نشان داده که چطور آدم‌ها با تغییر شرایط عوض می‌شوند و روی تازه‌ای از خود نشان می‌دهند.

هر یک از اعضای این خانواده نماینده‌ی گروهی از اعضای جامعه هستند. فرشاد مردی است که به دنبال پیشرفت و ترقی دست به هر خطری می‌زند. او نماینده‌ی مردانی است که خود را رییس و سرور خانواده می‌دانند و حتی در مهم‌ترین تصمیماتی که زندگی تمام اعضای خانواده را تحت تاثیر قرار می‌‌دهد هم به احساس و عقاید دیگران اهمیتی نمی‌دهد و همان کاری را می‌کند که به نظرش درست‌ترین تصمیم است.

شیرین، یک زن میان‌سال است. مادری که تمام دنیای‌اش همان آشپزخانه است و گلدان‌هایی که تمام زندگی‌اش آن‌ها را مثل یک مناسک مقدس پرورده و سبز نگه داشته است. او در برخورد با حوادث بسیار صبورانه و با شکیبایی رفتار می‌کند. اعتراض‌های شیرین نه بلند است و نه ناگهانی. او خیلی آرام پیش می‌رود و منتظر بهترین تصمیم در بحرانی‌ترین شرایط می‌ماند.

آزاده، دختر جوان خانواده است که با تغییر شرایط زندگی، خودش هم ناگهان از این رو به آن رو می‌شود. تصمیمات هیجانی و احساسی آزاده با قواعد و اصول عرفی و اخلاقی جامعه همخوانی ندارد و به این ترتیب این دختر تمام خانواده را در شرایطی بحرانی قرار می‌دهد. در مقابل آرمان، پسری است که مهم‌ترین دغدغه‌ی زندگی‌اش تحصیل و موفقیت است. او هم مانند شیرین، سعی می‌کند در سخت‌ترین شرایط بهترین تصمیم را بگیرد.

با این که در این میان و طی جریانات داستان به نظر می‌رسد که شیرین و آرمان شخصیت‌های منفعلی هستند، اما همین آدم‌ها هستند که با کنار هم ماندن و متعادل کردن فضای متشنج خانواده دارند. شخصیت‌های این کتاب، آدم‌های زمینی و زنده‌ای هستند که نویسنده توانسته با مهارت به آن‌ها هویت بدهد. با وجود این که این چهار شخصیت اصلی داستان، تشکیل دهنده‌ی پیکره‌ی اصلی رمان هستند، نویسنده از پرداختن به سایر شخصیت‌ها هم غافل نشده و توانسته کتابی با فضایی ملموس و قابل درک ایجاد کند.

در بخشی از کتاب زندگی شیرین می‌خوانیم

برای من بهترین نقطه خانه آشپزخانه بود. با کابینت‌های کرم و قهوه‌ای... با یک میز جمع و جور چهار نفره که هر وقت دوستی به دیدنم می‌آمد می‌نشستیم پشتش و چای می‌خوردیم و حرف می‌زدیم. ظرف کیک‌خوری بلوری روی میز همیشه کیک داشت. عاشق پختن انواع کیک‌ها بودم. وانیلی... قهوه... کاراملی... شکلاتی... 
حالا چطور از این خانه دل بکنم؟ به سنگینی از صندلی پایین آمدم. سعی کردم به منظره حیاط نگاه نکنم. از همان لحظه دلم برای حیاط تنگ شده بود. از وقتی فرشاد گفته بود خانه را برای فروش گذاشته است، دست و دلم به کار نمی‌رفت. ولی این را هم می‌دانستم وقتی فرشاد تصمیمی می‌گیرد محال است منصرف شود. حتی احتمال می‌دادم شاید که برای خانه مشتری هم زیر سر داشته باشد و حرف‌هایشان را هم زده باشند که به من خبر داده است. چون می‌گذاشت دقیقه نود خبری بدهد تا مبادا من مخالفتی کنم و اوقاتش تلخ شود. این اواخر زیاد با هم حرف نمی‌زدیم، یعنی حرفی هم نداشتیم بزنیم. روزهای هردومان انقدر تکراری و عادی شده بود که چشم بسته می‌دانستیم دیگری چه کرده در طول روز، حرفی هم اگر بود درباره بچه‌ها یا خرج خانه و امثال این‌ها بود.

یاد روزی افتادم که این خانه را دیده بودم.
با وام و پس‌انداز چند ساله و قرض و فروش طلاهای من مقداری پول جمع کرده بودیم و دنبال خانه‌ای که هم در محل خوبی باشد، هم خوش‌ساخت و نقشه باشد دوره افتاده بودیم در تهران. هر جا را می‌دیدیم ایرادی داشت. یا محله شلوغ و بدی داشت یا خانه کهنه و کلنگی بود یا نقشه بدفرم و قناس داشت. پاییز بود که یک بنگاهی اینجا را نشانمان داد و از همان اول که چشمم به حیاط خانه افتاد دلم رفت. درخت‌های نارنجی و زرد شده، نیمکت چوبی و چراغ پایه بلند وسط حیاط... بعد هم نقشه شیک و قشنگ خانه و من که در رویایم همه جا را دکور می‌کردم. در ذهنم مبل و میز و تخت و کتابخانه می‌خریدم. فرشاد هم خانه را در همان نگاه اول پسندید. برای خریدش کلی زیر بار قرض رفتیم، اما با عشق و خوشحالی واردش شدیم و کم کم با وسایل دلخواهمان پرش کردیم. چند بار در این خانه برای بچه‌ها تولد گرفته بودم؟ برای فرشاد؟ چند بار سالگرد ازدواجمان را جشن گرفتیم؟ چند بار دورهمی‌های دوستانه و صدای غش‌غش خنده و آوازاین خانه را پر کرده بود؟ سرم را تکان دادم تا حسرت‌هایم ته نشین نشود.

مشخصات کتاب زندگی شیرین

نظرات کاربران درباره کتاب زندگی شیرین

من قلم ایشون رو با کتاب مهر و مهتاب تجربه کردم و پس از اون هر کتاب دیگه ای از ایشون خوندم واقعا لذت بردم گرچه شاید به نظر من مهر و مهتاب چیز دیگری بود.
در ۳ سال پیش توسط فاطمه صباغیان ( | )
رمان مهر و مهتاب و دختری در مه رو خوندم.البته به پیشنهاد دوستم که نویسنده س.واقعا عالی بود.به قلم خانم حمزه لو واقعا ایمان آوردم.حرف نداره.
در ۳ سال پیش توسط شیرین ( | )
نمیشه بهش گفت یک اثر هنری وزین !! ولی یک زندگی رو خوب به تصویر کشیده و نتیجه گیری خیلی خوبی داره . راستش من یک شب بیخوابی به سرم زد این کتاب رو خریدم و تا صبح تمومش کردم . در کنار همه کتابهای موفقیت و روانشناسی معروفی که خوندم می تونم بگم این کتاب بیشتر از اونها تاثیر بسیار خوبی تو حال من داشت البته شاید هم مکمل اونها بود ! و با اینکه کل شب رو بیدار بودم روز بعدش پر از انرژی بودم . خوندنش رو به خانمهای ایرانی توصیه میکنم خصوصا اونهایی که زیاد اهل خوندن نیستند چون خیلی روون نوشته شده و شروع خوبی هست برای کتابخونی .
در ۳ سال پیش توسط gol...kha ( | )
لطفا به جز این چهارتا رمان های دیگه خانم حمزه لو رو هم بگذارین.
در ۳ سال پیش توسط شیرین ( | )
من هنوز این کتابو نخوندم در اولین فرصت میخونم فقط میخواستم بگم کتابای خانوم حمزه لو واقعا بسیار زیباست و به جای داستانهای بی محتوا هرکدوم از آثارشون واقعیت اجتماعو نشون میده و خیلی قشنگه
در ۴ سال پیش توسط mab...i68 ( | )
  • ۱
  • ۲
  • ۳
  • ۴
  • ۵
  • ..
  • ۱۲
  • ۱۳
  • بعدی ›
  • آخرین ››