فیدیبو نماینده قانونی انتشارات لیوسا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب همانقدر به‌ دست می‌ آوريد كه شايستگی داريد

کتاب همانقدر به‌ دست می‌ آوريد كه شايستگی داريد

نسخه الکترونیک کتاب همانقدر به‌ دست می‌ آوريد كه شايستگی داريد به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب همانقدر به‌ دست می‌ آوريد كه شايستگی داريد

تصمیمی بگیرید! تصمیم بگیرید که از امروز به بعد دنبال کسب همان درآمدی باشید که به‌راستی لیاقتش را دارید. تصمیم بگیرید که تسلط کاملی بر حرفه و درآمدتان داشته باشید. دراین‌صورت وضع اقتصادی‌تان را بهبود خواهید بخشید. همین امروز تصمیم بگیرید که درآمدتان را دو برابر و باز هم دو برابر کنید. تصمیم بگیرید که روزبه‌روز درآمدتان را افزایش دهید تا سرانجام به توانایی واقعی خود به‌عنوان یک موجود پول‌ساز، دست یابید.

ادامه...
  • ناشر انتشارات لیوسا
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.34 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۶۳ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب همانقدر به‌ دست می‌ آوريد كه شايستگی داريد

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

مقدمه

درآمدتان امروز همان قدر است که تصمیم داشته اید باشد. نه بیشتر و نه کمتر.

از نظر مالی همان جایی هستید که خودتان خواسته اید. این انتخاب خودتان است. فقط خودتان. نه هیچ کس دیگر.
منظورم این است که از لحاظ درآمد، امروز همان مقداری را به دست می آورید که خودتان تصمیم گرفته اید، نه یک پول سیاه بیشتر و نه یک پول سیاه کمتر.
شما تصمیم گرفته اید این مقدار درآمد را کسب کنید، که نتیجه ی فعالیت ها یا تنبلی های شماست. فعالیت هایی که در گذشته انجام داده اید و کارهایی که کرده اید، موقعیت مالی شما را در زمان حال ساخته است. همچنین کارهایی هست که در انجام آن شکست خورده اید و سبب شده بسیار پایین تر از جایگاهی که واقعاً لیاقتش را دارید، قرار بگیرید. آنچه امروز به دست می آورید، همان مقداری است که خودتان تصمیم گرفته اید.
اولین بار که این نظریه را شنیدم که خودم درآمدم را تعیین می کنم، هم یکه خوردم و هم عصبانی شدم. آن را به شدت رد کردم و گفتم: «این درست نیست. هیچ کس انتخاب نمی کند که چقدر پول دربیاورد، و در همان حال نگران پول درآوردن باشد.»
پدر و مادرم همواره به دلیل درآمد اندک، تحصیلات، رئیسم، شرکتم، وضعیتم، نوع رقابت هایم، و وضع اقتصادی ام، مرا سرزنش می کردند. بعد، نگاهی به اطرافم انداختم و دیدم که صدها یا شاید هزاران نفر دیگر نیز هستند که مشکلات و محدودیت های مرا دارند، اما درآمدشان بیشتر و زندگی شان راحت تر از من است.
سرانجام پذیرفتم جایی هستم که می بایست می بودم و هرچه بودم، ناشی از وجودِ خودم بود. اگر از زندگی و درآمدم راضی نبودم، در این دنیا فقط یک نفر بود که می توانست این وضع را عوض کند - خودم! در ترانه ای شنیدم: «پروردگارا! من به دعا کردن نیاز دارم.» این مرا بیدار و زندگی ام را دگرگون کرد.
پنج سال بعد، درآمدم را به ده برابر رساندم! از خانه ای اجاره ای با اسباب های قسطی به خانه ی خودم رفتم و خودروی رویایی ام، مرسدس بنز اس ال ۳۵۰ را در پارکینگ بسیار بزرگم پارک کرده بودم. زندگی ام عوض شد، پس زندگی شما هم قابل تغییر است.

توانایی کسب درآمد شما

بزرگ ترین دارایی شما، استعدادتان برای کسب درآمد است، همان استعدادی که به شما توان پول درآوردن می دهد. این استعداد را می توان با توان صحیح انجام کار شما برای دیگران مشخص کرد. اگر امروز پولدار هستید، مطمئناً دست کم هشتاد تا نود درصد آن به توانمندی خود شما برمی گردد.
توانایی کسب درآمد شما به یک چاه آب می ماند. افزایش توان کسب درآمد درنتیجه ی ارائه ی بهترین کارآیی در برابر پولی که بابت آن می گیرید، حاصل می شود و می توانید از آن چاه، سالیانه ده ها هزاردلار پول به زندگی تان سرازیر کنید. تمام دانسته ها، تحصیلات، مهارت ها، و تجربیات زندگی تان دست به دست هم داده و انسانی را ساخته اند که امروز هستید. و درنتیجه ی کسب همین توانایی هاست که پول بیشتری گیرتان می آید.
توانایی کسب درآمد شما، از جهتی به زمین کشاورزی هم شبیه است - اگر به بهترین شکل از آن نگهداری نکنید، اگر به موقع آن را کود ندهید، کشت نکنید و براساس معیارهایی صحیح و منظم آبیاری اش نکنید، به زودی استعدادش را برای رویاندن گندمی را که توقعش را داشته اید از دست می دهد. مردان و زنان موفق، آنهایی هستند که به خوبی به اهمیت و ارزش توان کسب درآمدشان واقف اند. آنها هر روز تلاش می کنند تا این توانایی را در وجودشان تقویت کنند و از نیاز بازار باخبر باشند.

قدر دارایی هایتان را بدانید

استعداد کسب درآمد شما مانند هر دارایی دیگر، می تواند محترم شمرده شود، یا گوشه ای بیفتد و از بین برود. می تواند دائماً قدرت یابد و شما را قادر سازد هر سال مقدار بیشتری پول به دست آورید؛ همچنین ممکن است دارایی ازیادرفته ای باشد و با نوسانات بازار، شما و مهارت هایتان کم ارزش تر و بی ارج وقرب تر شوید.
حقیقت تلخ است. اگر روزبه روز ارزشمندتر نشوید، و پیوسته با همه ی توان مهارت هایتان را ارتقا نبخشید و به روز نکنید، به طور خودکار عقب می افتید. اگر توانایی های کسب درآمدتان را ارج ننهید، خودبه خود مستهلک می شوید و رفته رفته از بین می روید. امروزه میلیون ها بیکار هستند که توان کسب درآمد را به قدری در وجودشان کاهش داده اند که دیگر هیچ کس به استخدامشان تمایلی ندارد.

تصمیمی بگیرید کلید افزایش درآمد چیست؟

تصمیمی بگیرید! تصمیم بگیرید که از امروز به بعد دنبال کسب همان درآمدی باشید که به راستی لیاقتش را دارید. تصمیم بگیرید که تسلط کاملی بر حرفه و درآمدتان داشته باشید. دراین صورت وضع اقتصادی تان را بهبود خواهید بخشید.
همین امروز تصمیم بگیرید که درآمدتان را دو برابر و باز هم دو برابر کنید. تصمیم بگیرید که روزبه روز درآمدتان را افزایش دهید تا سرانجام به توانایی واقعی خود به عنوان یک موجود پول ساز، دست یابید.
در صفحات بعد، به شما یک سلسله تمرین می دهم؛ چندین شیوه ی به اثبات رسیده، روش ها و شگردهایی که به راحتی می توانید از آنها استفاده کنید و به ثروتمندی واقعی تبدیل شوید. خبر خوش اینکه ارزش واقعی شما بسیار بالاتر از آن چیزی است که گمان می کنید. مطمئن باشید که از شیوه ی جدید زندگی تان لذت می برید.
به خاطر داشته باشید مهم نیست از کجا آمده اید، آنچه واقعاً اهمیت دارد این است که به کجا می روید. و آنجایی که می روید، دقیقاً ساخته ی ذهن و تخیلات شماست.
بالاترین میزان درآمد شما در آینده نهفته است. بالاترین حد و اندازه ی شما در آینده رقم خورده است. موفقیت های بیشتر، در راه است. این کتاب به شما می آموزد چگونه به آنها برسید.

۱. هنجار جدید

نبوغ، یعنی یک درصد الهام و نودونه درصد کار سخت. با این حساب، نابغه، شخص بااستعدادی است که تمام تکالیفش را به انجام رسانده است.
توماس ادیسون

به «هنجار جدید» موفقیت های کاری، استخدامی، و حرفه ای خوش آمدید. چند سالی است که به دوران توانگری پا گذاشته ایم. سال هایی که بازار رونق گرفته، میزان بیکاری به زیر پنج درصد رسیده و تمام آدم های دوروبرمان یا میلیونر شده اند، یا میلیادر. آن هم درحالی که دیگر از شرطبندی های کلان خبری نیست. امروزه، اوضاع اقتصادی کاملاً تغییر کرده و بعید به نظر می رسد که در دوران عمر ما دوباره به حالت سابق برگردد.
ما در اجتماعی با الگوهایی زندگی می کنیم که کاملاً و دائماً در تغییر است. وقتی چنین تغییری در فکر یا در جامعه پدید آمد، فقط تعداد کمی از مردم متوجه آن می شوند. اغلب افراد به حیطه ی آسایش خود چسبیده اند و همواره همان کارهای قدیمی را به همان روش های کهنه انجام می دهند. آنها خیال می کنند که اقتصاد و بازار سرمایه ی غرق در بحران سال های ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۰، دست اندازی در جاده بیش نیست و خیلی زود همه چیز به حالت طبیعی برخواهد گشت.
حق با آنهاست، اما تعریف حالت طبیعی تغییر کرده است. از امروز به بعد، اگر می خواهید موفق شوید و به هدف هایتان دست یابید، مطمئناً برای تان امکان پذیر است. فقط باید عاقلانه تر و با پشتکاری بیشتر از گذشته کار کنید. برای رسیدن به قله، کمی سخت تر و طولانی تر کار کنید.

مسابقه در حال برگزاری است

حقیقت این است که مسابقه ای در حال برگزاری است و شما هم در آن شرکت دارید. اگر گام برندارید، دیگران این کار را می کنند. رقبایتان تا آنجا که می توانند بر سرعتشان می افزایند و شما را پشت سر می گذارند.
مثلی قدیمی هست که می گوید: «بادآورده را باد می برد.» این ضرب المثل به داستان مرد فقیری اشاره می کند که حرفه ای را به راه انداخت و قبل از اینکه آن را به فرزندانش بسپارد، از نظر مالی به موفقیت های فراوانی رسید. اما فرزندانش با سوءمدیریت و اسراف و ولخرجی همه چیز را بر باد دادند. آنها نمی دانستند که این پول چگونه و از کجا آمده است. درنتیجه فرزندانش نیز مجبور شدند آستین بالا بزنند و از اول شروع کنند، آن هم به عنوان کارگر و کارمند. «بادآورده را باد می برد»، داستانی در مورد ثروت است و اینکه ثروت چگونه گرد می آید، از دست می رود، و دوباره به دست می آید.
بعد از جنگ جهانی دوم، امریکا شرایط نابسامانی داشت. اغلب مردمش فقیر بودند و بین سال های ۱۹۲۹ تا ۱۹۴۱ رکود اقتصادی شدیدی بر جامعه حاکم شده و نرخ بیکاری به بیست وهشت درصد رسیده بود. با وجود برنامه های مدون دولت ها در این دوران، هیچ تغییری در اوضاع ایجاد نمی شد.
پس از یک دوره ی ده ساله ی فاجعه بار، به پشتوانه ی حجم عظیم نیازهای صنعتی و نیروی کار انسانی در دوران جنگ، امریکا این بحران را پشت سر گذاشت؛ اما اغلب اقتصاددانان و سیاستمداران بر این باور بودند که به محض پایان جنگ، امریکا باز هم به همان دوران رکود بازمی گردد که خوشبختانه چنین اتفاقی نیفتاد.

رشد توانگری

با این حال، بازماندگان همان دوران رکود اقتصادی سال های ۱۹۳۰ تا ۱۹۴۰، در دهه های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، خود را یافتند و از موقعیت استثنایی امریکا در جهان اقتصاد سود جستند. آنها شروع به تجارت کردند، شغل ایجاد کردند، و رشد تولیدات را به شکل حیرت انگیزی افزایش دادند و امریکا را به قدرتی اقتصادی تبدیل کردند که بیش از چهل درصد تولید ناخالص جهان را در اختیار داشت؛ امری که در تاریخ بشر بی سابقه به حساب می آمد و سابق بر آن، هرگز مشابهش دیده نشده بود.
اما در سال های ۱۹۷۰، یعنی همزمان با ورود نسل جدید به بازار کار، سایر کشورهای جهان نیز خود را کم وبیش به امریکا نزدیک کردند، که در این میان آلمان و ژاپن از موقعیت بهتری برخوردار بودند. نسل دوم نیروی کار در امریکا فقط وفور و فراوانی را شاهد بود و مفهوم اقتصاد نیرومند را می فهمید و وجود آن را امری طبیعی می دانست. همه امیدوار بودند یا توقع داشتند که با رسیدن به سی سالگی، میلیونر شوند.
اما افسوس که درست مانند تمام تمدن های دیگر در طول قرن ها، «نسل دوران رفاه و وفور» یعنی همان هایی که نسل جدید نامیده می شدند، شروع کردند به ایجاد توقعی جدید در میان مردم. اگر در امریکا به دنیا آمده باشی، این حق را داری که در زندگی از همه ی نعمت ها بهره مند باشی.

محبوب ترین مقصد

واژه ی «توانگری» در امریکا و فرصت های فراوان در آن، در تمام دنیا پیچید و سبب سرازیر شدن خیل جمعیت از گوشه و کنار جهان به آنجا شد، حالا چه قانونی و چه قاچاقی و غیرقانونی، به این امید که سهمی از این اوضاع مناسب داشته باشند. امریکا تبدیل شد به محبوب ترین مقصد در سرتاسر جهان. گو اینکه هنوز هم اغلب مردم دنیا آرزوی زندگی کردن در آنجا را دارند. می گویند ارزشمندترین تکه کاغذ در دنیا کارت سبزی است که با داشتن آن اجازه ی کار و اقامت قانونی در امریکا را دارید.
بدبختانه، مردم ما رفته رفته تبدیل به نرم افزار شدند. اکثریت قریب به اتفاق مردم امریکا توقع دارند که از هیچ، به همه چیز برسند، به پولی برسند که واقعاً سزاوار آن نیستند. آنها به دنبال راه هایی آسان و سریع می گردند تا پولدار شوند. اینها نابودکننده ی فرصت های مناسب برای نسل بعد هستند که سبب می شوند رفته رفته آن فرصت های رویایی بسوزد و از بین برود. اما باید توجه کرد که با فرضیه ی کسب درآمد از راه های منسوخ و عهد بوقی دیگر نمی توان چندان موفق بود.
جوزف شومپتر،(۱) اقتصاددان نامدار، در نطقی معروف به توفان های مخرب خلاقانه پیش بینی کرد که این تلاطم پایان ناپذیر اقتصاد، دیر یا زود شرایط اقتصادی را در جهان دگرگون می کند. امروزه سه عامل وجود دارد که به طور کلی در زندگی اقتصادی و آینده ی ما خلل آفرین است و باید گفت که تاثیراتی اجتناب ناپذیر، بدون وقفه، و غیرقابل پیش بینی دارند.

نظرات کاربران درباره کتاب همانقدر به‌ دست می‌ آوريد كه شايستگی داريد

کتاب خوبیست ممنون
در 1 سال پیش توسط علی زیدی
عالیه
در 2 سال پیش توسط afs...mba
قلم برایان تریسی عالیه
در 3 ماه پیش توسط nil...imi
عـــالـــــی
در 3 سال پیش توسط ami...977
یکی از بهترین کتابهایی که در زمینه بازاریابی و فروش در فیدیبو خریدم و خواندم ، این کتاب است : کتاب بازاریابی و فروش نرم افزار فروشگاهی
در 10 ماه پیش توسط ALI...I64