Loading

چند لحظه ...
کتاب گذرگاه

کتاب گذرگاه
جلد دوم

نسخه الکترونیک کتاب گذرگاه به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۱۰,۰۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

نقد و بررسی کتاب گذرگاه

درباره کتاب گذرگاه (جلد دوم)

جلد دوم کتاب گذرگاه تحت عنوان اصلی دوازده Twelve، نوشته‌ی جاستین کرونین است. این کتاب دومین قسمت از مجموعه‌ی سه‌جلدی گذرگاه است که جزو محبوب‌ترین رمان‌ها در ژانر علمی-تخیلی و وحشت است.

کتاب‌های آخرالزمانی در کنار وحشتی که در وجود خواننده ایجاد می‌کنند، موجب شوق و تمایل عجیبی برای دنبال کردنشان نیز می‌شوند. شاید این تمایل ازآنجایی نشئت می‌گیرد که همه‌ی ما میدانیم که این دنیا سرانجام و پایانی دارد، اما این‌که چگونه است و جهان و موجودات آن را به چه حالی می‌اندازد، خود عامل کنجکاوی و یا لذت ما از داستان‌های ادغام‌شده با آخرالزمان و پایان دنیاست. یکی از آثار برجسته در زمینه‌ی پایان دنیا، مجموعه‌ی گذرگاه است. این مجموعه درباره‌ی عطش انسان‌ها برای قدرت و تسلط بردنی است که موجب تباهی همه‌ی جهان می‌شود. جلد دوم رمان گذرگاه ادامه‌ی جلد اول است. در جلد اول ما شاهد یک سری آزمایش‌های انسانی توسط دولت آمریکا بر روی زندانیان محکوم‌به اعدام هستیم. درواقع آن‌ها ویروسی عجیب را بر روی افراد تزریق می‌کنند که موجب می‌شود تا آن‌ها تبدیل به موجودی مرکب از خون‌آشام و زامبی بشوند. این کار سرآغاز نابودی بشریت است، زیرا بعدازاین تزریقات دنیا تبدیل به مکانی ترسناک شده که تنها دغدغه‌ای که در آن برای انسان‌ها باقی می‌ماند، تلاش برای بقا و حیات است.

در جلد دوم نویسنده نهایت احترام را به خواننده گذاشته و با پیش درآمدی جامع و خلاصه از جلد اول، او را به خواندن جلد دوم دعوت می‌کند. در جلد دوم ما با 12 فردی که با تزریق ویروس تبدیل به قاتلینی شده‌اند مواجهیم. یکی از آن‌ها دختری است که به ویروس نهایی آلوده‌شده که او را تبدیل به موجودی نامیرا کرده است. دراین‌بین ما سرگذشت انسان‌هایی را می‌خوانیم که در شهری که از در و دیوار آن مرگ و وحشت می‌ریزد، نهایت تلاششان را برای زنده ماندن خود و عزیزانشان می‌کنند. درواقع این کتاب نوعی کتاب حماسی نیز هست، زیرا در سیر داستان شما باشخصیت‌هایی مواجه می‌شوید که درحالیکه دندان‌هایشان از هراس از مرگ و نابودی برهم می‌خورد، اما دست به ایثار و فداکاری برای نجات هم نوع خود می‌زنند و خواننده را مجبور به هم ذات پنداری می‌کنند تا از خود بپرسد: اگر من جای او بودم هم این کار را می‌کردم؟ داستان درباره‌ی چندین شخصیت مجزا است که در بزنگاه‌هایی، با یکدیگر ملاقات کرده و خواننده را با خود همراه می‌کنند.

شاید در ابتدای خواندن داستان مقداری گیج و سردرگم شوید اما به‌مرور و با پیش رفتن داستان متوجه می‌شوید که نویسنده از یک سیر داستانی ثابت پیروی نکرده و از فلش بک‌ها و فلش فورارد هایی برای پیشبرد داستان و رفع مجهولات استفاده می‌کند. در طول داستان، چیزی که خواننده را مجذوب خود می‌کند، مفهوم آشنا اما غریب عشق در این دنیای مرگ زده است! تمامی شخصیت‌ها در سیر داستان به عشق پایبندند و نیرو و توان خود را از آن می‌گیرند. درواقع این عشق است که موجب شجاعت آن‌ها شده و سرانجام دنیا را از مرگ و تباهی نجات می‌دهد و قهرمان داستان ما می‌شود.

یکی از ویژگی‌های ملموس کتاب، خارج شدن نویسنده از قیدوبندهای نگارشی است. درواقع او در حین این‌که داستان را با لحنی ادبی روایت می‌کند، دیوار بین داستان و روایت خودمانی را شکسته و به‌یک‌باره وارد فاز روایی می‌شود. او با این کار نشان می‌دهد که به سیر داستان بیشتر از قید و بندهای نگارشی و ادبی اهمیت می‌دهد. البته این بدین معنا نیست که نویسنده توانایی‌های لازم را ندارد، بلکه او با این سه‌گانه‌ی مهیج و فراموش‌نشدنی توانایی خود را کاملا به رخ خواننده می‌کشاند.

مجموعه‌ی گذرگاه نوشته‌ی نویسنده‌ی توانا جاستین کرونین است. کرونین در سال 1962 در آمریکا به دنیا آمد. او دارای آثاری ازجمله: مریم و اونیل، مهمان تابستان و سه‌گانه‌ی گذرگاه است که قسمت اول آن به همین نام و دو قسمت دیگرش به ‌نام‌های دوازده و شهر آینه‌ها نام‌گذاری شده است. او با نوشتن این مجموعه توانسته مورد تحسین نویسنده‌های نامدار و بزرگی در ژانر وحشت ازجمله استیفن کینگ قرار گیرد. هم‌چنین او جوایزی مثل جایزه‌ی بنیاد همینگوی، استیفن کرین و وایتینگ را کسب کرده است. مجموعه‌ی گذرگاه با چنان محبوبیتی مواجه شد که شبکه‌ی فاکس با سرمایه‌گذاری بر روی این اثر، سریالی به نام اصلی خود کتاب یعنی گذرگاه ساخته است.

جلد دوم مجموعه‌ی گذرگاه نوشته‌ی جاستین کرونین است. این کتاب با ترجمه‌ی روان محمدجوادی و توسط انتشارات کتاب‌سرای تندیس در اختیار علاقه‌مندان به ژانر وحشت و داستان‌های علمی-تخیلی قرارگرفته تا با خواندن این اثر نهایت لذت و هیجان را تجربه کنند.

در بخشی از کتاب گذرگاه جلد دوم می‌خوانیم

خنده‌دار بود که همه فکر می‌کردند او فقط همان یک کتاب را دارد. کتابی که می‌نوشت بیست و هفتمین جلد آن بود. به نظر می‌آمد همیشه، همین‌طور که درِ کُمُدی را باز می‌کرد یا فنجان‌ها را در قفسه می‌چید یا زیر تخت را جارو می‌کرد یکی از آن‌ها را می‌دید. دلیلش این بود که به جای مرتب چیدنشان در قفسه، همیشه آن‌ها را این طرف و آن طرف می‌گذاشت. هر بار یکی از کتاب‌ها را پیدا می‌کرد، مثل این بود که دوستی قدیمی را دیده است. بیشتر آن‌ها داستان‌های مشابهی داشت. داستان‌هایی که از دنیا و اتفاق‌هایش به یاد می‌آورد. گاه، چیز کوچکی در ذهنش جرقه می‌زد، خاطره‌ای که فراموش کرده بود، مانند تلویزیون و آن برنامه‌های مسخره‌ای که عادت داشت تماشا کند (درخشش لرزان سبز- آبی‌اش و صدای پدرش که می‌گفت، آیدا، اون لعنتی رو خاموش کن، مگه نمی‌دونی مغزت رو خراب می‌کنه؟)

 یا چیزهایی که او را به فکر فرو می‌برد، شکل حرکت پرتو خورشید روی برگ یا نسیمی که بوی خاصی داشت و وجودش پر از احساس می‌شد، اشباح گذشته. بعدازظهر پاییزی در پارک و دیدن رقص قطره‌های آب و نور کنار هم که شبیه گل بزرگ درخشانی شده بود؛ شبیه دوستش شاریس، همسایه‌ی پایین خیابان که کنارش روی پله نشسته بود و دندان افتاده‌ی خونی‌اش را کف دستش به عمه نشان می‌داد (پریِ دندون وجود نداره، می دونم، اما اون همیشه برام یه دلار می یاره). مادرش که لباس محبوب سبز کمرنگ تابستانی‌اش را پوشیده بود و در آشپزخانه لباس‌های شسته شده را تا می‌کرد و رایحه‌ی حوله‌ی تمیز در هوا پخش می‌شد. وقتی این اتفاق می‌افتاد، عمه می‌فهمید شب خوبی برای نوشتن است، خاطره‌ها با خود خاطره‌های دیگر را می‌آورد، مانند راهرویی پر از در که ذهنش می‌توانست از آن‌ها عبور کند و تا وقتی خورشید صبحگاهی از پنجره‌ها داخل بیاید، او را مشغول نگه می‌داشت.

اما همین‌طور که سر قلم را در مرکب فرو و ورقه را زیر دستش صاف می‌کرد، با خودش فکر کرد، امشب نه. آن شب، شب یادآوری این چیزهای قدیمی نبود. او قصد داشت درباره‌ی پیتر بنویسد. عمه انتظار داشت خاطره‌ی این پسر، پسری که درون خودش ستاره داشت، مستقیماً به ذهنش بیایدچیزها به روش خودشان به سوی او می‌آمدند. فکر می‌کرد علتش عمر زیاد است، انگار خودش یک کتاب باشد، کتابی از سال‌ها خاطره. شبی را به یاد آورد که پرودنس جکسون جلوی در خانه‌اش آمد. زن بیچاره سرطان داشت، کارش تمام بود؛ مدت‌ها پیش از این که به پایان عمر خود رسیده باشد.

مشخصات کتاب گذرگاه

نظرات کاربران درباره کتاب گذرگاه

این کتاب درباره ی خون آشامه؟؟
در ۴ سال پیش توسط nfa...372 ( | )
خب گذرگاه ۲ جلدشو خوندم. فعلا میخوام به مغزم یه استراحتی بدم بعد برم سر کتاب دوم... فعلا نیاز به یه کتاب سبک‌تر دارم. داستان همونطور که میدونین پساآخرالزمانیه. درباره ویروسی ساخت ارتش آمریکا که بشریت رو نابود میکنه. کتاب درباره بازمانده هاست. ۱۴ نفر با ویروس اصلی آلوده شدن. ۱۲ قاتل یه نفر به اسم فانینگ که بهش میگن مورد صفر و یه دختر که ویروس نهایی بهش رسیده و گویا هیچوقت قرار نیست بمیره و میلیونها ویروسی که یه چیزی بین خون آشام و زامبین. توصیه می کنم بخونین. فقط مغزتون داغ می کنه تا داستان راه بیوفته. ولی جزو بهترین کتاب هایی بود که تا حالا خوندم.
در ۳ ماه پیش توسط star ss ( | )
یکم طولانی می شه، مثل مجموعه برج تاریک.
در ۳ سال پیش توسط حامد ترکمان ( | )
یکی از بهترین رمان هایی که خوندم این کتاب بود.یعنی بهتر از این کتاب تو ژانر خودش هنوز کتابی ندیدم این کتاب در عین ژانر وحشتی که داره معنا گرا هم هست. از خوندن این کتاب خسته نمیشی.
در ۴ سال پیش توسط فرزاد ( | )
واقعا کتاب خوبیه ! قلم نویسنده عالیه و داستان زیبایی داره
در ۴ سال پیش توسط sar...798 ( | )