Loading

چند لحظه ...
کتاب بهار برایم کاموا بیاور

کتاب بهار برایم کاموا بیاور

نسخه الکترونیک کتاب بهار برایم کاموا بیاور به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۱,۵۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

نقد و بررسی کتاب بهار برایم کاموا بیاور

در داستانهایی که نویسنده‌ی آن زنان هستند. گاها می‌بینیم که زنان در نقطه‌ی توجه این قصه‌ها قرار می‌گیرند. رمان بهار برایم کاموا بیاور از آن دست رمان‌های تکان‌دهنده، رعب‌آور و چند لایه است. نویسنده در این داستان عشق و هراس زنی را که برای خواننده ناشناس است به هم گره زده تا در نهایت قصه‌ای خوش‌خوان برای مخاطب روایت کند.

خلاصه داستان بهار برایم کاموا بیاور

رمان درباره‌ی زنی است که همراه دو فرزندش از هیاهوی شهری بیرون می‌آید و به جایی متروک و دور افتاده می‌رود تا فرصت بهتری برای نوشتن در آرامش داشته باشد؛ اما درون او همچنان آشفته است و توقع او از آرامش تبدیل به هراس و نگرانی می‌شود.

درباره کتاب بهار برایم کاموا بیاور

بهار برایم کاموا بیاور عنوان رمانی کوتاه و مالیخولیایی از مریم حسینیان است. این کتاب اولین بار در سال 1389 منتشر شد و نامزد جایزه بنیاد هوشنگ گلشیری شد. این کتاب توالی مشخصی ندارد و نویسنده مدام مخاطب خود را از سویی به سوی دیگر می‌کشد. در واقع این کتاب شرح و ستایشی درباره نوشتن و خلق ادبیات است. این که شخصیت‌های این کتاب با نوشتن و خواندن درگیر هستند.

رمان 23 فصل دارد و ماجرای اصلی آن در خانه‌ای در برهوتی از برف و کولاک روایت می‌شود. جایی که جز این خانه، خانه‌ی دیگری نیست. از همان ابتدا نویسنده این فضا را به مخاطب خود نشان می‌دهد.« ما را آورده بودی وسط برهوت. حتی نمی‌توانستیم آدرس خانه‌مان را به کسی بدهیم. بگوییم کوچه چندم؟ خیابان چی؟ پلاک چند؟ گفتی اینجا شبیه همان جایی است که شب‌ها می‌نویسی‌اش. گفتی فقط اینجاست که درخت‌هایش از دور تیره‌اند. گفتی صدای کبک می‌شنوی وسط زمستان. این‌ها را قبول کردم که دست دو تا بچه را گرفتم و آمدم توی خانه‌ای که دلم هری می‌ریخت وقتی بنیامین از پل‌های لق و نرده‌های چوبی یکی در میانش، شلنگ تخته می‌انداخت و می‌رفت تا در را باز کند یا وسط حیاط بازی کند.» شخصیت اصلی داستان زنی است که داستان را به شکل نامه برای همسر خود روایت می‌کند؛ اما نام او در این اثر پنهان مانده است. در حقیقت پنهان ماندن نام زن و همسرش در جهت پیشبرد داستان کمک‌کننده است و مخاطب این موضوع را در انتهای داستان متوجه می‌شود.

مریم حسینیان در این رمان که اولین رمان او بوده توانسته به خوبی فضایی وهم‌آلود و رعب‌آور را ترسیم کند. او درونیات پر اضطراب و پر تناقض یک زن هول‌زده را به تصویر می‌کشد و خواننده را با فضایی چندگانه رو به رو می‌کند. ساختار داستان یک دست نیست و ممکن است خواننده از وسط یک روایت به فضایی دیگر هرچند کوچک پرتاب شود. این رمان که به نوعی می‌توان آن را چندلایه دانست توانسته به خوبی نظر مخاطب را جلب کند و او را با غافلگیری‌های متعدد و صحنه‌های تکان‌دهنده تا پایان قصه همراهی کند.

چرا باید کتاب بهار برایم کاموا بیاور را خواند؟

کتاب بهار برایم کاموا بیاور کتابی وهم‌آلود با فضایی گوتیک وار است با قلمی روان که می‌تواند شما را در فضایی متفاوت غرق کند. اگر قصد داشته باشید غروب روز تعطیل خود را با تجربه‌ی دنیایی متفاوت آغشته کنید این کتاب انتخابی مناسب و ایدئال برای شما خواهد بود.

کتاب بهار برایم کاموا بیاور در دسته‌ی کتاب‌های داستانی قرار دارد.

کتاب بهار برایم کاموا بیاور مناسب برای گروه سنی بزرگ‌سال است.

تعداد صفحات نسخه‌ی چاپی کتاب 181 صفحه است که با مطالعه‌ی روزانه 20 دقیقه می‌توانید این کتاب را در 10 روز بخوانید.

کتاب بهار برایم کاموا بیاور جزو کتاب‌های داستانی غافلگیرکننده است. این کتاب برای افرادی که وقت بیشتری برای مطالعه دارند و می‌خواهند در زمینه‌ی داستان زمان بیشتری را به مطالعه اختصاص دهند انتخاب مناسبی است.

در بخشی از کتاب بهار برایم کاموا بیاور می‌خوانیم

مرد عنکبوتی روی کامیون قرمز افتاده بود و یک عالمه مداد رنگی و لگو و ماشین و توپ و سرباز پرت شده بودند اطراف تخت. نگار ذوق می‌زد از این همه شلوغی. پشت بلوزش را گرفتم و نگذاشتم برود وسط مداد رنگی‌ها بنشیند. اخم کردم و گفتم: قرار نبود این جا مرتب باشه تا من و نگار برگردیم؟ بنیامین سرش را پایین انداخت و به قول تو شبیه مادرمرده‌ها شده بود. سعی کردم جدی باشم، دست نزدم به هیچ کدام از وسایل اتاقش. کمر نگار را گرفتم و بلندش کردم از روی زمین. گفتم: «توی اتاقت می‌مونی، هر وقت همه چیز سرجای اولش بود می‌آی بیرون. نیم ساعت دیگه هم بابا می‌آد. زود باش که آبروت نره.» در را که بستم شنیدم حرف می زند با خودش یا با کسی. به روی خودم نیاوردم. مطمئن بودم آبرویش پیش بابا آن قدر مهم هست که مرد عنکبوتی را بگذارد توی سبد اسباب‌بازی‌هایش. اتاق آبی ساکت است و خلوت. فقط پرده‌ها تکان می‌خورند. دست می‌کشم روی زمین سرد. زمین مثل دیوارها لخت است. می‌دوم به هر چهارگوشه. صدایش که می‌کنم می‌آید. اتاق پر می‌شود از صدای قدم‌هاش و آرام می‌گیرم انگار هزار سال پیش همه این جا خوابیده بودند. ضربه‌های کوتاهی که به در می‌زدی، قلبم را می‌لرزاند. مهتاب همیشه می‌گفت: «چه لوس! یک جوری میری درو باز کنی انگار صد ساله ندیدی‌اش.» خودت هم می‌دانی همیشه ورودت را دوست داشتم. شاید به خاطر این باشد که قاب در را پر می‌کردی. روزهای اول که توی خانه پنجاه متری‌مان بودیم، هر روز می‌گفتم نان بخری. تو هم می‌خریدی و نصفش را هم نمی‌خوردیم و باز فردا هم نان می‌خواستم و تو باز هم می‌خریدی، عشق می‌کردم وقتی با نان گرم می‌آمدی توی خانه. گاهی دلم می‌خواست معمولی باشیم.  

آن‌چه در بالا خواندید بررسی و نقد کتاب بهار برایم کاموا بیاور اثر مریم حسینیان بود. خرید و دانلود این اثر در همین صفحه امکان‌پذیر است. برای مطالعه‌ی دیگر کتاب‌ها در زمینه‌ی داستان می‌توانید به قسمت دسته‌بندی کتاب‌ها مراجعه و کتاب‌های این موضوع را یکجا مشاهده کنید

مشخصات کتاب بهار برایم کاموا بیاور

نظرات کاربران درباره کتاب بهار برایم کاموا بیاور

خیلی خوب و روون بود، یه جاهایی واقعا منِ خواننده رو به دلهره مینداخت و این خیلی خوب بود و یه جاهایی هم از شدت آرامش و فضای رومانتیک راوی آدم از دنیای خودش جدا می شد، در کل به نظرم خیلی کتاب خوب و مناسبی بود و از شروعش مدام مجبورت می کرد ادامش بدی و نذاریش زمین
در ۴ سال پیش توسط آرمین آرین ( | )
خیلـی خیلـی خیلـی خوبه 😍 اگه داستانِ سورئال دوس دارید بخونید 💚
در ۳ سال پیش توسط هانیه احمدی ( | )
یه کتاب سوررئالیسم
در ۳ سال پیش توسط حمیدرضا پاکپور ( | )
هرکتابی ارزش یه بار خوندن رو داره....
در ۲ سال پیش توسط Mel...377 ( | )
نسخه ایرانی فیلم shutter island. قهرمان داستان به هر دری می زند تا احساس گناه خود را فراموش کند. you are the most dangerous patient of us!!!!!!
در ۲ ماه پیش توسط hed...d58 ( | )
  • ۱
  • ۲
  • ۳
  • ۴
  • ۵
  • ۶
  • ۷
  • ۸
  • بعدی ›
  • آخرین ››