فیدیبو نماینده قانونی نشر افکار و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب آنارکوسندیکالیسم

کتاب آنارکوسندیکالیسم

نسخه الکترونیک کتاب آنارکوسندیکالیسم به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب آنارکوسندیکالیسم

مهمترین اثر رودولف راکر آنارکوسندیکالیسم است که نخستین بار در لندن در ۱۹۳۸ منتشر شد و سپس ویرایش جدیدی از آن در ۱۹۴۷ انتشار یافت و از آن زمان بارها در نقاط گوناگون جهان به چاپ رسیده است. این کتاب، که در طول جنگ داخلی اسپانیا به نگارش درآمد و هدفش آشنایی خوانندگان با ایدئولوژی الهام‌بخش انقلاب اجتماعی اسپانیا بود، همچنان اثری بی‌همتا در معرفی اندیشه‌ی آنارشیسم و گزارشی معتبر از تاریخ اولیه‌ی آنارشیسم بین‌المللی به حساب می‌آید. آنارکوسندیکالیسم در زمان خود با استقبال گرمی روبرو و نقد‌های مثبت بسیاری راجع به آن نوشته شد. از جمله ‌ای. اچ.کار۱۷، استاد علوم سیاسی و تاریخ‌نگار صاحب‌نام بریتانیایی، در ضمیمه‌ی ادبی تایمز۱۸ به ستایش از آن برخاست و آن را از یک سو بازگویی آموزه‌های اساسی آزادی‌خواهی با بیانی نوین و از سوی دیگر واکنشی در برابر شکلی که اکنون جنبش سوسیالیستی به خود گرفته (منظور حکومت شوروی) دانست.

ادامه...
  • ناشر نشر افکار
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.49 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۰۸ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب آنارکوسندیکالیسم

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیش گفتار

نوآم چامسکی۱

چاپ آنارکوسندیکالیسم اثر رودولف راکر، پس از سالیان دراز، برای آنان که دل مشغول مسائلی چون آزادی و عدالت اند، روی دادی بسیار مهم محسوب می شود. شخصاً باید بگویم که با آثار راکر در اوایل جنگ جهانی دوم در کتاب فروشی ها و دفاتر آنارشیست ها در شهر نیویورک آشنا شدم و به کتاب حاضر چند سال بعد، مهجور و غریب، در قفسه های خاک گرفته ی کتابخانه ای دانشگاهی برخوردم. در آن هنگام آن را الهام بخش خود یافتم و در طول سالیان بارها به آن رجوع کرده ام. آن زمان بر این اعتقاد بودم ــ کما اینکه اکنون نیز چنین اعتقادی دارم ــ که راکر راهی را به سوی دنیایی بسیار بهتر به ما نشان داده است، دنیایی که دستیابی به آن ممکن است و شاید تنها آلترناتیو «فاجعه ای جهانی باشد» که، آن گونه که او در آستانه ی جنگ اول جهانی می پنداشت، «داریم با تمام قوا به سویش حرکت می کنیم». این فاجعه چه بسا فراتر از آن چیزی است که او تصور می کرد، زیرا دولت ها به آن توانایی دست یافته اند تا جامعه ی انسانی را نابود کنند، توانایی ای که اگر نظام اجتماعی کنونی به رشد و گسترش خود ادامه دهد در آینده نیز به کار خواهند گرفت.
دیدگاه راکر دربرابر گرایش های غالب در اندیشه ی مدرن اجتماعی و سیاسی قرار می گیرد. آن گونه که او درک کرده و بسیار روشن شرح داده است همه ی این گرایش ها «انگیزه ی یاری به خود را از بین برده اند، با تلقین این فکر ویرانگر که راه نجات همواره از بالا می آید» و نه، آنچنان که باکونین می گفت، از درک آگاه و کار سازنده برای پرورش جوانه های جامعه ای جدید. دور از انتظار نیست که هدف جریان های غالب انقیاد مردم است. پرداختن به دولت های «سوسیالیستی» کذایی یا جریان های مارکسیست لنینیست ضرورتی ندارد. درون دموکراسی های کشور های صنعتی نیز مفهومی مشابه در میان گروه های نخبه، با هر اعتقاد سیاسی، عمیقاً ریشه دوانده و هم آشکارا بیان شده است؛ نقش مردم جامعه تایید کردن تصمیم هایی است که جای دیگر گرفته می شود و برگزیدن عقیده و نظری است که بالادستان برایشان آماده کرده اند، در کل مشاهده کردن منفعلانه در هنگام انجام دادن وظیفه است. همه به این روشنی که خوان براوو مریلیو گفته و رودلف راکر در فصل پنجم نقل کرده این مفهوم را بیان نکرده اند۲، اما سخنان او در واقع اندیشه های غالب در میان نخبگان را دقیق و بی پرده به نمایش می گذارد.
در اندیشه ی اساساً متفاوت راکر، مردم خود زندگی و کار خویشتن را در دست می گیرند. مردم عادی تنها از طریق پیکار خودشان برای آزادی است که به سرشت واقعی خویش پی خواهند برد؛ سرشتی که درون ساختار های نهاد محور، که برای اطمینان یافتن از تابعیت و فرمانبرداری آنان ایجاد شده، منکوب گشته و تغییر شکل یافته است. تنها در این مسیر است که مردم به تدریج به معیار های اخلاقی انسانی تری دست خواهند یافت، و به «درک جدیدی از حق»، به آگاهی از توانایی و اهمیت خویش به مثابه ی عاملی اجتماعی در حیات زمانه ی خود و به ظرفیت های جدیدی برای به ثمر رساندن کوشش های خود در جهت «سرشت درونی» خویش نائل خواهند شد. چنین التزام بی واسطه ای در کار نوسازی اجتماعی پیش شرط درک این سرشت درونی و نیز بنیانی ضروری برای رشد آن است.
راکر شکل گیری این عقاید و پیکار در راه دست یابی به آن ها را بازبینی می کند و اهمیت بنیادین آن را روشن می سازد. رویکرد او به هیچ وجه آرمان شهری نیست؛ این نه گفتاری انتزاعی که راهنمای عمل و در پی درس گرفتن از ناکامی ها و پیروزی های گذشته است. راکر، همانند دیگر آنارشیست های جدی، «همه ی برنامه ها و مفاهیم مطلق را مردود می شمارد» و تصریح می کند که تعیین «هدف نهایی قطعی برای پیشرفت انسان» ناممکن است، بلکه فقط می شود درباره ی کمال گرایی بی حد و حصر در برنامه های اجتماعی و شرایط زندگی انسانی اندیشید؛ این نوع کمال گرایی همواره درصدد یافتن شکل های متعالی تری برای بیان خود بر پایه ی دریافت و شناختی جدید است. درس های تاریخ بسیار آموزنده اند، اما هیچ چیز واضح تر از این واقعیت نیست که ما بیشتر از شیوه های سرکوبگری که خود قربانی و گاهی عامل آن محسوب می شویم، تا وقتی پیکاری اجتماعی درک و آگاهی ما را از قید آن رها نساخته است، غافل می مانیم.
راکر اعتقاد خود را به توانایی مردم در ساختن جهانی در خور نیاز های درونی خود، ایجاد و شرکت در فرهنگی پیشرو در جامعه ای آزاد، پی بردن به حقیقت از طریق اندیشه ی خود، و التزام به برنامه هایی بنیادین که بتواند خواست عمیقاً ریشه دار آن ها را برای نیل به آزادی، عدالت، همبستگی، و شفقت در لحظه ی خاصی از تاریخ برآورده سازد همه جا بیان کرده است. این دیدگاه، مانند زمان نوشته شدنش در نیم قرن پیش، هنوز الهام بخش باقی مانده است و همچنان انگیزه ای استوار برای اندیشه و عمل سازنده ی ما محسوب می شود.

کمبریج، ماساچوست

1. Noam Chomsky
۲. خوان براوو موریلیو نخست وزیر اسپانیا گفته بود: «در میان کارگران به آدم هایی که اهل فکر کردن باشند نیازی نداریم؛ آنچه نیاز داریم حیواناتی برای بار کشیدن است.»

درباره ی نویسنده

یوهان رودولف راکر۱ (۱۸۷۳ ـ ۱۹۵۸) در ماینتس۲ آلمان در خانواده ای کاتولیک با تمایلاتی دموکراتیک زاده شد. پدرش شغل لیتوگرافی داشت. اما هم او و هم مادرش درگذشتند و رودولف در کودکی یتیم شد، پس او را به یتیم خانه ای کاتولیک فرستادند. شرایط دشوار یتیم خانه که مستلزم اطاعت بی چون وچرا از شیوه های مستبدانه بود او را منزجر و ناگزیر ساخت دو بار از آنجا بگریزد. بار دوم هنگامی بود که او چهارده سال داشت و یتیم خانه می خواست او را مجبور کند شاگرد کارگاه حلبی سازی شود. رودولف از یتیم خانه گریخت و به جاهایی مانند روتردام۳ سفر کرد. در بازگشت نزد دایی اش کارل که حروفچین بود به کار پرداخت. کارل عضو باسابقه ی حزب سوسیال دموکرات آلمان (SPD) بود و در شکل گیری افکار رودولف جوان نقش داشت. رودولف راکر هم به حزب پیوست و عضو فعال اتحادیه ی کارگران حروفچین در ماینتس شد و همزمان به مطالعه ی آثار اندیشمندان سوسیالیست پرداخت.
در ۱۸۹۰ اختلافی درون حزب سوسیال دموکرات بروز کرد. رهبران حزب چشم به دگرگونی های اجتماعی از طریق فعالیت های پارلمانی داشتند؛ در برابر این دیدگاه فراکسیون رادیکالی به نام جوانان۴ سر برآورد که راکر هوادار آن بود. افزون بر این، او انجمنی مطالعاتی به وجود آورد تا به پژوهش جدی درباره ی مسائل نظری سوسیالیسم بپردازد. این ها موجب اخراج رودلف راکر از حزب شد و از این زمان بود که او به آنارشیسم گرایش پیدا کرد. راکر به مناطق گوناگون غرب اروپا سفر کرد و از جمله در دومین کنگره ی انترناسیونال دوم در بروکسل در اوت ۱۸۹۱ حضور یافت. پس از آن بود که نوشتن در نشریات آنارشیستی را آغاز کرد، اما در ۱۸۹۲ به سبب آزار پلیس آلمان ناگزیر به فرار از کشور خود شد، چند سالی را در پاریس اقامت کرد و سپس در ۱۸۹۵ به لندن رفت.
راکر در لندن در جنبش آنارشیستی یهودیان شرکت کرد و با آنکه خود غیریهودی بود به سخنگو و نویسنده ی برجسته ی این جنبش بدل گشت. او حتی زبان یدیش آموخت و سردبیر نشریات آنارشیستی مانند سخن آزاد۵ و پشتیبان کارگران۶ را بر عهده گرفت. افزون بر این، راکر در این سال ها با نفوذ مارکسیسم و ماتریالیسم تاریخی در میان سوسیالیست ها به مقابله برخاست. در ۱۹۱۴ و پس از شروع جنگ جهانی اول، هر دو طرف جنگ را محکوم کرد، و به این علت به زندان افتاد. همزمان، از فعالیت آنارشیست ها و چاپ نشریات آن ها در انگلستان جلوگیری شد.
در ۱۹۱۸، از بریتانیا به هلند تبعید شد و از آنجا به سرزمین مادری اش آلمان برگشت. در آنجا فعالیت های پردامنه ای را آغاز کرد و اتحادیه ی آزاد کارگران آلمان را پایه گذاشت و سردبیری ارگان آن را بر عهده گرفت. راکر، که به شخصیت برجسته ای در جنبش بین المللی آنارکوسندیکالیسم بدل شده بود، در تاسیس مجمع بین المللی کارگران، که اتحادی بین المللی از تمامی سازمان های سندیکالیستی بود، نقشی جدی ایفا کرد و یکی از دبیران آن شد.
راکر در ۱۹۲۱ جزوه ای به نام ورشکستگی کمونیسم حکومتی روسیه۷ نوشت و به دولت شوروی حمله کرد. او دولت بلشویکی را به سبب سرکوب گسترده ی آزادی های فردی، و نیز کشتار و زندانی کردن آنارشیست ها، محکوم دانست و در عوض به حمایت از کارگران شرکت کننده در قیام کرونشتاد۸ و جنبش دهقانان اکراین به رهبری نستور ماخنو۹ آنارشیست پرداخت. با آغاز حرکت نازی ها در اوایل دهه ی ۱۹۲۰، همراه با دیگر آزادی خواهان به شدت در برابر آن ها ایستاد و به یکی از برجسته ترین چهره های مخالف نازیسم بدل شد.
پس از قدرت گیری نازی ها در ۱۹۲۳، ناچار از آلمان گریخت و در ایالات متحده اقامت گزید. راکر آنارشیست همچنان به نوشتن و سخنرانی بر ضد نژادپرستی، فاشیسم، و حکومت شوروی ادامه داد. او مشغول کار بر روی اثر مهم خود با نام ناسیونالیسم و فرهنگ۱۰ بود که جنگ داخلی اسپانیا آغاز شد. راکر همچون دیگر آنارشیست ها اوضاع اسپانیا را به دقت بررسی می کرد؛ با وقوع انقلاب آنارشیستی همانند رفقایش بسیار به هیجان آمد و با نوشتن جزوه ای به نام حقایق درباره ی اسپانیا۱۱ از آن پشتیبانی کرد. در ۱۹۳۷، کتاب تراژدی اسپانیا۱۲ را منتشر ساخت که به شرح جزئیات روی داد های جنگ داخلی و انقلاب اسپانیا می پردازد.
جنگ دوم جهانی در سپتامبر ۱۹۳۹ آغاز شد. در طول سال های جنگ، بسیاری از یاران خود را چه در اردوگاه های کار اجباری نازی ها و چه در تبعید از دست داد. رودولف راکر در جنگ جهانی اول موضعی ضد جنگ داشت و با آموزگار خود و متفکر برجسته ی آنارشیست، پتر کروپاتکین، که از نیرو های متفقین حمایت کرده بود، مخالفت کرد. این بار راکر بود که از متفقین پشتیبانی می کرد و این دوستان او بودند، که همانند دوستان کروپاتکین، موضع او را تقبیح می کردند. آنارشیست ها عموماً مخالف جنگ بودند، اما راکر استدلال می کرد که اقدامات متفقین در جهت ارزش های آزادی خواهانه است.
راکر در ۱۹۳۶ اثری را در نقد ادبی با نام شش۱۳ منتشر ساخت. اثر مهم دیگر او پیشگامان آزادی آمریکا۱۴ نام دارد که در ۱۹۴۹ به چاپ رسید. او در این اثر جزئیات تاریخ اندیشه های آنارشیستی و آزادی خواهانه در آمریکا را شرح می دهد و بر این نظر نادرست که عقاید رادیکال در تاریخ و فرهنگ آمریکا جایی نداشته و مهاجران آن را به ایالات متحده آورده اند خط بطلان می کشد. از دیگر آثار او که به انتقاد آنارشیسم از مارکسیسم و نظام شوروی می پردازد باید به مارکس و آنارشیسم۱۵ و آنارشیسم و سوویتیسم۱۶ اشاره کرد.
اما بی گمان مهمترین اثر رودولف راکر آنارکوسندیکالیسم است که نخستین بار در لندن در ۱۹۳۸ منتشر شد و سپس ویرایش جدیدی از آن در ۱۹۴۷ انتشار یافت و از آن زمان بارها در نقاط گوناگون جهان به چاپ رسیده است. این کتاب، که در طول جنگ داخلی اسپانیا به نگارش درآمد و هدفش آشنایی خوانندگان با ایدئولوژی الهام بخش انقلاب اجتماعی اسپانیا بود، همچنان اثری بی همتا در معرفی اندیشه ی آنارشیسم و گزارشی معتبر از تاریخ اولیه ی آنارشیسم بین المللی به حساب می آید. آنارکوسندیکالیسم در زمان خود با استقبال گرمی روبرو و نقد های مثبت بسیاری راجع به آن نوشته شد. از جمله ای. اچ.کار۱۷، استاد علوم سیاسی و تاریخ نگار صاحب نام بریتانیایی، در ضمیمه ی ادبی تایمز۱۸ به ستایش از آن برخاست و آن را از یک سو بازگویی آموزه های اساسی آزادی خواهی با بیانی نوین و از سوی دیگر واکنشی در برابر شکلی که اکنون جنبش سوسیالیستی به خود گرفته (منظور حکومت شوروی) دانست.
در ۱۹۵۳، به مناسبت هشتادسالگی رودولف راکر بزرگداشتی در لندن برگزار شد که در آن پیام های ستایش آمیز چهره های برجسته ای چون توماس مان۱۹، آلبرت آینشتاین۲۰، هربرت رید۲۱، و برتراند راسل ۲۲ خوانده شد. راکر در دهم سپتامبر ۱۹۵۸ در نیویورک درگذشت.
م. ر. ع
1. Johann Rudolf Rocker
2. Mainz
3. Rotterdam
4. Die Jungen
5. Dos Fraye Vort
6. Der Arbeiter Fraint
7. Der Bankrott des russischen Staatskommunismus
8. Kronstadt
9. Nestor Makhno
10. Nationalism and Culture
11. The Truth about Spain
12. The Tragedy of Spain
13. The Six
14. Pioneers of American Freedom
15. Marx and Anarchism
16 Anarchism and Sovietism
17. E.H. Carr
18. Times Literary Supplement
19. Thomas Mann
20. Albert Einstein
21. Herbert Read
22. Bertrand Russell

نظرات کاربران درباره کتاب آنارکوسندیکالیسم