
خلاصه داستان
مدرسۀ «مهندس» دقیقاً همون مدرسه رویاییه که همهمون توی بچگی آرزو میکردیم توش درس بخونیم. اینجا هر روز مثل آفتابپرست تغییر رنگ و شکل میده تا هیچ بچهای از درس خوندن خمیازه نکشه. انگار طراحش پیش خودش فکر کرده: «حوصلهسربری ممنوع!»
توی این مدرسه بچهها فقط ریاضی و املا یاد نمیگیرن؛ اینجا جادوگرهای خفن پرورش داده میشن! همونایی که با یه ورد کوچولو، یه ذره تخیل، و یهخرده بازیگوشی، کل دنیا رو میتونن تکون بدن.
خانم دماغقرمز، مدیر مدرسه، از اون آدمای جدیه که از قیافهش فکر میکنی الان قراره یه داد حسابی سرم بکشه، ولی در اصل یه قلب مهربون صاف داره؛ صاف به اندازه پنجرههای مدرسه! اونقدری به شاگرداش اعتماد داره که مأموریتهای بزرگ و بعضاً خیلی خطرناک میذاره جلوی پاشون؛ همون مأموریتهایی که اگه بخوای ازشون حرف بزنی، کل داستان لو میره و نویسنده منو میکشه!
در کل، مدرسۀ «مهندس» یهجورایی ترکیب هاگوارتز، سرزمین عجایب و یه مدرسه معمولیه… فقط با کمی نمک اضافه!
اگه میخوای بدونی بچههای این مدرسه دقیقاً چه جنجالهایی به پا میکنن، بهتره معطل نکنی و همین الان کتاب رو بگیری. مطمئن باش اولین جمله رو که بخونی، دیگه ولش نمیکنی!
چرا حیفه این کتاب مال تو نباشه
-حیف نیست دیدن یه مدرسه متفاوت و جادویی رو از دست بدی؟ مدرسهای که هر روز یه شکل جدید داره.
-اگه داستانهای جادویی مثل هریپاتر رو دوس داری این یه ورژن بانمکتره که نباید از دستش بدی.
-اگه دنبال یه کتابی هستی که هم بخندی، هم جادو یاد بگیری، هم دلت نخواد بذاریش زمین… این همونه!
-«جغله جادوگر جنجالی» از اون کتابهاست که بعد از خوندنش میگی: کاش مدرسۀ منم اینجوری بود!
اگه دنبال یه کتابی هستی که مغزت رو قلقلک بده و دلت نخواد حتی برای آب خوردن ازش جدا شی، «جغله جادوگر جنجالی» منتظرته! این کتاب اونقدر بامزه و پرشیطنته که احتمالاً بعد از خوندنش میخوای بری ثبتنام مدرسه عجایب! خلاصه بخریش، برد کردی؛ نخریش؟ خودت ضرر کردی، از من گفتم!
نگاه تربیتی
اعتماد کردن به یه نوجوان بعضی وقتها مثل اینه که بخوای یه لیوان شربت رو از وسطِ اتاقِ پر از فرشِ سفید رد کنی؛ همش میترسی یهجا بریزه! اما واقعیتش اینه که بچهها دقیقاً توی همین سن یاد میگیرن مسئولیت یعنی چی. وقتی والدین برای سپردن مسئولیت یا ماموریتی به بچهها بیشتر اعتماد کنن، نوجوان حس میکنه «اوه، من واقعاً میتونم کاری از پیش ببرم!» و همین اعتماد باعث میشه هم کمتر مخفیکاری کنه، هم بیشتر خودش رو نشون بده. اگر هم گاهی خرابکاری کرد، خب… بخشی از مسیر رشده؛ شما هم بالاخره یه روزی نوجوان بودین و میدونین داستان از چه قراره!
از اون طرف، اعتماد کورکورانه هم نه… ولی اینکه همهچی رو بخوایم کنترل کنیم، کار رو بدتر میکنه. نوجوانها وقتی فرصت انتخاب، تجربه و حتی اشتباه کردن پیدا میکنن، کمکم شبیه نسخۀ خفنتر خودشون میشن. شما فقط کنارشون باشید، نه جلوتر ازشون. برای اینکه هم یه خورده از فشارهای ذهنیتون کم بشه، هم بچهها با دنیای خیال و مسئولیت آشتی کنن، یه پیشنهاد باحال دارم: کتاب «جغله جادوگر جنجالی». هم بامزه است، هم داستانش پر از مسئولیتپذیری، اعتماد و یک عالمه شیطنت جذابه! همراه نوجوانها بخونیدش، هم شما کیف میکنید، هم احتمالاً نوجوانتون فکر میکنه والدینش هنوز یهذره از جادو سر در میآرن!
دیوار افتخارات کتاب
«دیوار افتخارات» این کتاب پره از جایزههای رنگارنگ و لحظههای «آفرین، ترکوندی!»؛ از تحسین کتابدوستها و منتقدها گرفته تا لبخند پهنِ شما قهرمانهایی که بعد از خوندنش ادعا میکنین میتونین با یه ورد ساده دنیا رو قاطیپاطی کنین! این کتاب بهخاطر خیالانگیزی خفن، طنز نمکی و شخصیتهایی که با تصویرسازی جذاب از توی صفحهها میپرن بیرون، توی دل شما کمیکاییها جا گرفته. خلاصهاش؟ «جغله جادوگر جنجالی» رسماً تبدیل شده به همون کتابی که هر کی خونده، یا عاشقش شده یا به بقیه زورکی پیشنهادش کرده! پس اصلا از دستش نده.
| فرمت محتوا | pdf |
| حجم | 62.۲۶ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 180 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | هیوا ملکی |
| ناشر | کمیکا |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۱۰/۰۸ |
| قیمت ارزی | 4 دلار |
| قیمت چاپی | 293,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |