کتاب متنی

بله پسرم، پدربزرگ خیلی شجاع است. او هیچوقت گریه نکرد، حتی وقتی کوچک بود. حالا بیا این اشکها را پاک کنیم و به من بگو چه چیزی تو را آنقدر ترسانده؟ یک قورباغه؟ بزرگ بود؟ پرید؟ نه! از قورباغهها نترس. وقتی من کوچک بودم، هرکسی از چیزی میترسید. حتی پدربزرگت هم میترسید، اما گریه نمیکرد، بله، برایت تعریف میکنم. بیش از هر چیزی ما از همدیگر میترسیدیم. مثلاً میترسیدیم که سیاهپوستان و زردپوستان آنقدر زیاد شوند که سفیدپوستان را از دور خارج کنند. خندهدار است، نه؟! چه فرقی میکند پوست انسانها چه رنگی باشد؟ همچنین سیاهپوستان و زردپوستان میترسیدند که سفیدپوستان بر سرشان بمب بریزند، به همین دلیل همهی ما از جنگ هستهای میترسیدیم.
| فرمت محتوا | pdf |
| حجم | 1.۳۷ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 143 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | سرگئی لوکیاننکا |
| مترجم | فرناز قضاتلو |
| ناشر | گویا |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۰۷/۲۲ |
| قیمت ارزی | 3 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |