
کتاب سوگل حاوی یک رمان معاصر و ایرانی است. راوی روایت خود را از گفتن درمورد اشعهٔ کمجان آفتاب آغاز میکند که از پشت پنجرهٔ اُرسی بر روی کتابخانهٔ اتاق پدرش میتابید. این راوی اولشخص میگوید که سرش را به لبهٔ پنجره تکیه داد و در باغی که عمارت زیبا و اعیانیشان را در میان داشت، چشم چرخاند. برف سنگینی که شب گذشته بر زمین نشسته بود، برای خوشآمدگویی به زمستان پیش رو بود. هوای سرد تا مغز استخوان را میسوزاند. خانوادهٔ راوی شب مهمان داشتند. «تاجرالممالک»، رفیق قدیم پدرش از سفر یکماههاش به فرنگ بازگشته و پیغام داده بود که شام شبجمعه را با آنها صرف خواهد کرد. مادر راوی به تکاپو افتاده بود. چندین سال از برچیدهشدن تاجوتخت قاجار میگذرد؛ بااینحال مادر راوی نگران آبروی خانوادگی و برگزاری یک مهمانی بینقص در حد شأن خاندانش بود. این رمان تاریخی را بخوانید.
| فرمت محتوا | pdf |
| حجم | 4.۱۰ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 488 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | لیلا اسکندریان |
| ناشر |