
پنجاه و چند سال پیش از این که تازه به کلاس اول دبستان می رفتم، علاقه عجیبی به شیرینیجات داشتم. از طرفی یک مغازه بقالی سر راه رفتنم به مدرسه وجود داشت، که مقابل آن و بر روی یک میز چوبی مستطیل شکل نسبتاً بزرگ، انواع و اقسام شیرینیهای خشک و تنقلات دیده می شد. یکی از شیرینیهای خشک، دیری در یک ظرف حصیری بزرگ بود. دیریهای لذیذ و خوشمزه، که از تمیزی مقابل چشمان من برق می زدند. من هم بچه بودم و یک ریال پول تو جیبی روزانه، کفاف خرید آن را نمیکرد.
آری، من در دورهای به دبستان می رفتم، که کلاسهای درس تماماً از دو ردیف چهارتایی میز و نیمکتهای چوبی برخوردار بودند. میز و نیمکتهای چهار نفره که با حفظ یک راهرو، در طرفین اتاق چیده شده بودند. من هم به خاطر قد و قامتم ردیف سوم نشسته و یک همکلاسی به اسم مجید داشتم، که بغل دستم بر یک راس از نیمکت جا داشت. و جالبه بگم هر چه من به شیرینیجات علاقه داشتم، او فراموشکار و حواس پَرت بود. در سه ماه و نیمی که تا آن موقع از آغاز سال تحصیلی میگذشت، هر مدت یک بار وسیلهای از وسایل نوشت افزارش را گم میکرد. یک روز مداد، یک روز پاک کن و یک روز مداد تراش. و آخرین مورد کتاب فارسیاش بود، که به تازگی آن را گم کرده بود. از همین رو او در زنگ فارسی و موقع درس گفتن معلم، از کتاب من که بین خودم و خودش قرار می دادم، نصیب می برد.
| فرمت محتوا | pdf |
| حجم | 1.۱۶ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 152 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | سیروس الهی بروجنی |
| ناشر | کنکاش |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۰۶/۱۷ |
| قیمت ارزی | 3 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |