فیدیبو نماینده قانونی نشر قطره و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب میدان نبرد ذهن

کتاب میدان نبرد ذهن
مقابله با افکار شیطانی

نسخه الکترونیک کتاب میدان نبرد ذهن به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۳,۶۶۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب میدان نبرد ذهن

یکی از بزرگ‌ترین سلاح‌های شما، کلام خداست. شما باید به سرچشمه‌ی معرفت الهی که کلام خداست، دسترسی پیدا کنید و ذهن‌تان را با کلام خدا از نو بسازید. اگر می‌خواهید به دانش و معرفت دست یابید از کلام خدا کمک بگیرید. او را بشناسید تا قدرتمند شوید.

ادامه...
  • ناشر نشر قطره
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2.39 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۳۶ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب میدان نبرد ذهن

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

فصل اول: باز هم فکری به سرتان زده است؟



خیلی سخت است که بفهمید واقعاً به چه چیزی فکر می کنید. حتی هنگامی که تصور می کنید می دانید به چه فکر می کنید، شگفت زده می شوید وقتی می فهمید اصلاً به آن چیز فکر نمی کردید. گاهی اوقات به چیزی فکر می کنید چون دوستی دارید که او هم به آن چیز فکر می کند. با آن موافقید، زیرا این فکر بخشی از آن حسی است که سبب دوستی شما شده است.
مثلاً اگر رنگ مورد علاقه ی دوست تان بنفش باشد، هر دو به این نتیجه می رسید که رنگ مورد علاقه تان بنفش است و هر وقت فرصتی پیش آید، بنفش می پوشید. بعد ممکن است چیزی به رنگ نارنجی ببینید و با خودتان بگویید یعنی می شود نارنجی رنگ مورد علاقه ام باشد. حالا اگر به دوست تان بگویید نارنجی رنگ مورد علاقه تان است، در واقع دارید کم کم می فهمید که مستقل فکر کردن چیست.
خیلی خوب است آدم ببیند که دیگران نیز با او هم عقیده اند. بهتر از آن، این است که بفهمید اصلاً چرا چنین باور یا تفکری دارید. اگر مطمئن نیستید که به چه چیزی فکر می کنید یا به چیزهای عجیب و غریبی فکر می کنید که شاید اصلاً درست نباشند، در واقع می شود گفت که «فکری به سرتان زده است». حتماً قرار است خدا کمک تان کند تا بفهمید چه طور می توانید بهتر و واضح تر فکر کنید.
خداوند موضوعات خوبی برای فکر کردن به ما معرفی می کند. به ما می گوید: «به چیزهایی فکر کنید که خوب و تحسین آمیزند؛ چیزهایی که درست هستند، حقیقت دارند، قابل احترام و خالص و زیبا هستند.» نویسنده نیز می گوید اگر چنین کنیم، خداوندی که قلب ما را سرشار از آرامش می کند، همواره با ما خواهد بود.
ببینم، دوستان تان دایم از شما نمی پرسند که: «به چه چیزی فکر می کنی؟» فرقی نمی کند که موضوعی که به آن فکر می کنید، انتخاب فیلم باشد یا حرف زدن درباره ی گروه محبوب موسیقی، به هر حال برای دوستان تان مهم است که شما به چه چیزی فکر می کنید. وقتی پای انتخاب وسط می آید، خوب است بفهمید که چرا آن موضوع را انتخاب می کنید. این انتخاب ها از طرز تفکر شما سرچشمه می گیرد.

افکارتان را سر و سامان بدهید

چه طور به افکارتان سر و سامان می دهید تا بفهمید که اصلاً کدام فکر متعلق به شماست؟ همین الان بنشینید و فهرستی از افکارتان بنویسید. اسم آدم ها یا اتفاقات زندگی تان را که تغییراتی در افکارتان ایجاد کرده اند، یادداشت کنید. اسم ورزشکارها یا بازیگرهایی را که یادتان نرفته است یا حتی شخصیت های جالبی که در کتاب ها خوانده اید. اسم بهترین دوست تان، خواهر یا مادرتان را هم نوشتید؟ احتمالاً اسم روحانی محل یا یکی از قهرمانان کتاب محبوب تان را هم نوشته اید. از برنامه های تلویزیونی گرفته تا گروه های موسیقی، مسجد، خانواده، دوستان و خلاصه هر کس که فکرش را بکنید، در افکار امروزتان نقشی دارد.
اگر می خواهید فکرهای خوب و مهمی داشته باشید، فکرهایی که خدا را به دلیلش شکر کنید، باید چه تغییراتی در افکارتان ایجاد کنید؟ به این فکر کنید که چه قدر دوست دارید نمره های خوبی بگیرید یا در مدرسه فعال باشید یا این که به دوست تان کمک کنید کار خوبی انجام بدهد. به نظرتان این فکرها چه طور به ذهن تان می رسد؟


نمره ی خوب گرفتن

فرض کنید هدف تان این است که نمره ی ادبیات تان ۲۰ شود. خُب، اگر در درس ادبیات قوی باشید که ۲۰ گرفتن کاری ندارد و به سرعت به این هدف می رسید و کلی هم تشویق می شوید و جایزه می گیرید. اما اگر ادبیات تان خوب نباشد و باز هم این هدف را داشته باشید، چه؟ فکر شما چه تاثیری بر امیدتان به ۲۰ گرفتن می گذارد؟
ابتدا در روزنامه می خوانید که ورزشکارها برای هر بازی میلیون ها تومان پول می گیرند، در حالی که اصلاً درس درست و حسابی نخوانده اند. فرقی هم نمی کرد که ادبیات شان ۲۰ شده باشد یا نه. پس به این نتیجه می رسید که ادبیات چندان هم مهم نیست.
بعد، دوست تان شما را مسخره می کند که مثلاً چه قدر «بچه زرنگ» یا «بچه مثبت» هستید. این جا دیگر اهمیت آن نمره ی ۲۰ هم از بین می رود. بعد از آن هم یادتان می آید کلاس دوم که بودید، معلم تان گفته بود انشای تان اصلاً خوب نیست. البته معلم قصد داشت کمک تان کند انشا نوشتن تان بهتر شود اما شما فقط حرف او را یادتان می آید و همین باعث می شود باورتان شود که اصلاً نمی توانید در درس ادبیات ۲۰ شوید.
یا شاید برنامه ی «بچه های با استعداد» را در تلویزیون تماشا کنید که برای آواز خواندن و شیرین کاری به جوانان جایزه می دهد و بعد با خود بگویید: «خُب، این هم یک راه برای موفق شدن است و تازه به ۲۰ گرفتن در ادبیات هم احتیاجی ندارد.» یا شاید پدرتان به شما بگوید که ادبیاتش در مدرسه خوب نبوده است و شما هم به این نتیجه برسید که ادبیات شما نیز خوب نخواهد شد؛ به این ترتیب سرتان پُر از بهانه هایی می شود که نشان می دهند ۲۰ گرفتن چه قدر سخت و ناممکن است!

به خود ِواقعی تان بگویید بیرون بیاید!

نکته ی مهم این جا است که همه ی این عوامل بر افکار شما تاثیر می گذارد. شما چگونه در مورد افکارتان تصمیم می گیرید و اهداف خوبی برای خودتان انتخاب می کنید؟ خود ِواقعی تان را چه طور می شناسید؟
در کتابِ میدان نبرد ذهن که برای بزرگسالان نوشته ام، به آنان کمک می کنم ابزاری خلق کنند تا با استفاده از آن ها به افکارشان سر و سامان دهند. حالا بیایید یک جعبه ی ابزار برای کمکِ فکری درست کنیم و چند نمونه از این نظرات را در آن بگذاریم.
  • مانند دیگران فکر نکنید: خودتان را تغییر ندهید تا شبیه مردم دیگر شوید بلکه با شیوه ی تفکر جدید، خود را از درون تغییر دهید. آن موقع است که درمی یابید پروردگار از شما چه می خواهد؛ می فهمید چه چیزی از نظر او خوب و پسندیده و چه کاری عالی است.
خُب، حالا که این مطلب را خواندیم، بیایید به آن فکر کنیم. مفهوم آن، این است که هم رنگ جماعت نشویم و هر کاری که دیگران می کنند، انجام ندهیم. وقتی دوستان مان تصمیم اشتباهی می گیرند ـ با آنان همراهی نکنیم. یعنی: خودت باش!


حالا چه باید بکنید؟

حالا به این فکر کنید که چرا دوست دارید مانند دوستان تان باشید؟ معمولاً ما وقتی دوست داریم مانند کسی باشیم که او را تحسین می کنیم، فکر می کنیم آدم جالبی است یا توانایی خاصی دارد. خُب، این ها همه دلایل موجهی است برای این که بخواهیم شبیه فرد دیگری باشیم. اما اگر این آدمی که تحسینش می کنید بخواهد کاری بکند که با آن موافق نیستید، چه؟ اگر مثلاً دوست تان بخواهد سیگار بکشد، چه؟ شما که خوب می دانید سیگار کشیدن چه قدر اشتباه و نفرت انگیز است. شما که خوب می دانید اگر سیگار بکشید چه قدر پدر و مادرتان را ناراحت کرده اید. اما اگر دوست تان بگوید: «اگر تو واقعاً دوست من هستی، به کسی نمی گویی که من سیگار می کشم و تازه خودت هم با من سیگار می کشی»، چه؟ آن وقت چه می کنید؟
وقتی به نصیحت دین مان گوش فرا می دهیم، درمی یابیم که چه چیزی درست و چه چیزی نادرست است. شاید لازم باشد که با دوست مان مخالفت کنیم یا حتی برای مدتی با او دوست نباشیم. این طرز فکر به ما کمک می کند بفهمیم خداوند از ما چه می خواهد و او نیز به ما کمک می کند راهی انتخاب کنیم که خوشایند اوست.


  • به خودتان اجازه بدهید که افکارتان را بررسی کنید: کتاب دینی ما به ما درس صبر و بُردباری می دهد و به ما قوت قلب می دهد تا امید خود را از دست ندهیم. پس وقتی امیدوارید که می توانید خوب فکر کنید و تصمیمات خوبی بگیرید، می توانید از خداوند کمک بطلبید.
  • به خودتان فرصتی دوباره برای فکر کردن بدهید: به هر حال پس از مدتی فکر دیگری به سرتان می زند! حُسن بزرگ شدن و تغییر تفکر این است که همیشه می توانید به چیز جدیدی فکر کنید. باز هم فرصت دارید تا دوباره فکر کنید و تصمیمی بهتر از تصمیمات گذشته تان بگیرید. حتماً برای تان پیش آمده است که غذایی را می خورید و بعد می فهمید که از غذاهای دیگری که تا به حال خورده اید، خوشمزه تر است. این اصل در موارد دیگر زندگی نیز صادق است. هرگز مجبور نیستید فقط به یک شیوه فکر کنید.
  • به پیامبرمان بیندیشیم: هر وقت در موقعیت خاصی قرار می گیرید که تصمیم گیری برای تان دشوار می شود با خود فکر کنید که اگر پیامبر یا امام مان در این موقعیت بود، چه می کرد. به همان مثال سیگار کشیدن دوست تان برمی گردیم. فکر کنید که اگر پیامبر در چنین موقعیتی قرار می گرفت به دوست تان چه می گفت؟ به شما چه می گفت؟
  • نگذارید دیگران از راه درست منحرف تان کنند: به همان چیزهای درستی که یاد گرفته اید، عمل کنید. نگذارید آموزش های نادرست، شما را از راه درست منحرف کند. در قرآن آمده است که «با یاد خدا دل ها آرام می شود.» مفهومش این است که پاسخ پرسش تان در درون خود شماست. پروردگار همواره آن چه را نیاز داریم، به ما می دهد.


پس حالا جعبه ی ابزار مناسبی در اختیار دارید. اگر این جعبه ی ابزار را همه جا با خود ببرید به شما کمک می کند به افکارتان سر و سامان بدهید. در هر میدان نبردی به کمک شما می شتابد در کلاس درس، حیاط مدرسه، مهمانی دوست تان و خلاصه هر جا که فکرش را بکنید. اگر می خواهید در این نبرد پیروز شوید، باید همواره در بهترین شرایط باشید و همراه داشتن ابزار و وسایل مناسب، تنها بخشی از وظیفه ی شماست.
اکنون می خواهیم ببینیم که در حباب های فکری دیگرمان، چه افکاری وجود دارد.




نظرات کاربران درباره کتاب میدان نبرد ذهن

خیلی بده نگیرین من گرفتم ضرر کردم
در 3 ماه پیش توسط por...tis