فرزندخواندگی عبارت است یک رابطه فقهی و به دنبال آن حقوقی است که براثر پذیرفته شدن طفلی بهعنوان فرزند، از طرف زن و مردی به وجود میآید؛ بدون آنکه پذیرندگان طفل، پدر و مادرواقعی آن طفل باشند. بین طفل و پذیرندگان، رابطه خونی و طبیعی که مستلزم زوجیت است وجود ندارد، زیرا این رابطه تنها در فرزند حقیقی وجود دارد. پیوند میان فرزند حقیقی و پدر و مادرواقعی پیوندی طبیعی و ناگسستنی است که هرگز این رابطه فقهی و حقوقی از بین نمیرود؛ ولی پیوند بین فرزندخوانده و فرزند پذیران، به این محکمی نیست، و عواملی ممکن است این رابطه را زایل کند. در فرزندخواندگی به هیچ طریق نسب ایجاد نمیشود و بهتبع، تعهدات مالی، زوجیت، رابطههای حقوقی و فقهی برقرار نمیشود؛ اما بنا بر پیشبینیهای فقهی میتوان برخی از این تعهدات را بهطور مصنوعی ایجاد کرد. سابقه تاریخی فرزندخواندگی بسیار طولانی و در جوامع گوناگون روشهای متنوعی داشته؛ هرچند بسیاری از پژوهشگران، ریشه فرزندخواندگی را در نیازهای نظامی و اقتصادی و یا در برخی موارد عوامل روحی و معنوی و عاطفی؛ میدانند اما دیدگاه اسلام بر اساس ضرورت تقویت بنیاد خانواده و پاسداری از قداست آن و بهتبع آن استحکام جامعه؛ به مسئله فرزندخواندگی اهمیت زیادی داده.