الحمدلله ربّ العالمین و أفضل الصلاه و السلام علی أفضل الأنبیاء و المرسلین محمد و آله الطاهرین؛ قال الله تعالی: «لَقَدْ خَلَقْنَا اَلْإِنْسانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ» ما انسان را به بهترین ساختار آفریدیم.
ازآنجاکه انسان نیکوترین آفریدۀ جهان هستی است، شناخت او بهترین معرفت خواهد بود؛ امیرالمؤمنین میفرماید: «أفضل الحکمه، معرفه الانسان نفسه»: بهترین فرزانگی و معرفت این است که انسان خود را بشناسد. این خودشناسی از مصادیق انسانشناسی است. اگر کسی انسانشناس شود، خود را شناخته است و این شناخت سکّوی پرواز بهسوی شناخت حق میشود، پس از آن راه حق را تشخیص میدهد، از انسان کامل الگو میگیرد، به مقام انسانیت عروج میکند و رفتهرفته به مقام قرب الهی میرسد.
دربارۀ شناخت انسان باید بسیار دقت و توجه کرد که گمگشتۀ جهان پرآشوب همین است و همۀ گرفتاریهای دنیا در اثر فقدان انسانیت است؛ در این خصوص بر این شدم که بحث تحقیقی مقارنهای بین دیدگاههای فلسفه و علم و دین دربارۀ انسانشناسی مطرح کنم تا برای اهالی پژوهش حقیقت روشن شود. مباحث این کتاب در سه فصل بر اساس سه دیدگاه تدوین شده است و امیدوارم که ثمرۀ معرفتی دلپذیری داشته باشد.
-قسمتی از متن کتاب-