فیدیبو نماینده قانونی نشر نی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب آخرين پر سيمرغ

کتاب آخرين پر سيمرغ

نسخه الکترونیک کتاب آخرين پر سيمرغ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب آخرين پر سيمرغ

دلقک اول: چرا چیزی از من نمی‌پرسی؟ دلقک دوم: چون گفتی جواب نمی‌دهی. دلقک اول: این را کی گفتم؟ دلقک دوم: یک وقتی که نمی‌خواستی جوابی به من بدهی. دلقک اول: حالا می‌خواهی جواب بدهی؟ دلقک دوم: نه.

  • ناشر نشر نی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.89 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۶۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب آخرين پر سيمرغ

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:


مقدمه

«دیترکومل» و گروهش، «مارین باد»، سال ها بود در آرزوی ساختن نمایشی از داستان های شاهنامه فردوسی بودند، آرزوی دیگرشان این بود که بتوانند اجرایی مشترک با بازیگران تئاتر ایران داشته باشند. این دو آرزو در پروژه مشترک میان تئاتر ایران و گروه «مارین باد» به تحقق پیوست. قرار اولیه آن بود که نویسنده ای از ایران و نویسنده ای از آلمان کار نگارش متن را برعهده گیرند. از طرف ایرانی، با دعوت و پافشاری «دیترکومل»، قرعه به نام من افتاد و از طرف گروه «مارین باد» به «تانکر دورست»، نمایشنامه نویس و کارگردان نامدار. کار آغاز شد. طرح اولیه از طرف نویسنده ایرانی پیشنهاد شد. مبنای طرح از این ایده ساده و روشن گرفته شد که انتقال همه زیروبم های داستان های شاهنامه به مخاطبان غیرایرانی کاری سخت و دشوار است و احتیاج به زمینه سازی هایی دارد. تصمیم گرفته شد قالب آشنایی به مثابه قالب کلی نمایشنامه انتخاب شود و بعد داستان های شاهنامه در این قالب کلی ریخته شوند. نمایشنامه اُدیپ سوفوکل بهترین گزینه به نظر می رسید. نمایشنامه ای آشنا برای هر دو مخاطب ایرانی و آلمانی. در نمایشنامه ادیپ، قهرمان ناخواسته دست به عملی می زند و در دامی می افتد که جز از راه مجازات خود امکان جبران آن فراهم نمی شود. ادیپ برای کشف منبع گناه مجبور است به گذشته بازگردد و همه اعمال خویش را مورد کنکاش قرار دهد. در طرح پیشنهادی، چرخشی در این بازگشت صورت پذیرفت و ترجیح داده شد که این حرکت به سوی آینده باشد. قهرمانِ طرح پیشنهادی در برابر چشم اندازی قرار می گرفت که مجبورش می کرد به کنکاش در امکان وقوع گناه و اشتباه در آینده بپردازد. با پذیرش این ایده و قالب کلی، اما دگرگون شده نمایشنامه ادیپ، کار انتخاب داستان هایی از شاهنامه که با این ایده و قالب سنخیت داشته باشد آغاز شد. در این مرحله، ضرورت اضافه کردن داستان هایی که در دنیای معاصر اتفاق می افتند و حاوی همین ایده اند نیز احساس شد؛ داستان هایی که عرصه کنکاش قهرمانِ طرح پیشنهادی را به جهان معاصر نیز بِکشد. در فاصله زمانی رسیدن به این ایده و قالب، «تانکر دورست»، از یک طرف به دلیل مشغله کاری و از طرف دیگر به دلیل این که طرح پیشنهادی تمرکزی را می طلبد که در پاره شدن نزد دو نویسنده، خطر تشتت در آن را افزایش می دهد، از همکاری کناره گیری کرد و نگارش کل نمایشنامه برعهده طرف ایرانی قرار گرفت. کار نگارش در تابستان سال ۱۳۸۷ انجام شد. نوشته ها روزانه در اختیار «دراماتورژ» اجرایی گروه، فرهاد مهندس پور، قرار می گرفت و بعد از تایید یا تغییر و تصحیح، برای ترجمه فرستاده می شد و بعد از ترجمه در اختیار کارگردان و گروه آلمانی قرار می گرفت. روند کار به صورتی انجام می شد که در فاصله سه تا چهار روز، نوشته به گروه انتقال می یافت. نظام نگارش بر اساس یک استمرار ساختاری انجام می گرفت و داستان ها بر اساس نیاز متن نمایش مورد استفاده قرار می گرفتند، نه صرفا به لحاظ ترتیب داستانی آن ها در متن شاهنامه، هرچند در نهایت این ترتیب و توالی داستانی نیز رعایت شد. از همان آغاز کار موضوع انتخاب نوع زبان نمایش یکی از موارد بحث انگیز میان گروه بود. پیشنهادهایی مطرح می شد که از خودِ اشعار شاهنامه در متن استفاده شود، اما این پیشنهاد با بررسی متون برگردان شده شاهنامه به آلمانی مورد تردید جدی قرار گرفت. هیچ کدام از برگردان ها نتوانسته بودند به درستی و به غایت منظور نویسنده متن شاهنامه را منتقل کنند. از طرفی ساده کردن زبان نیز مورد توجه قرار نگرفت، چرا که توازن میان ایده و قالب را برهم می زد. زبان پیشنهادی زبانی بود که در ضمن حفظ نمایشی بودن، فخامت و شاعرانگی را نیز القا کند. نکته دیگری که باید درباره زبان مورد توجه قرار می گرفت این بود که در برگردان نیز همان نمایشی بودن و شاعرانگی را در خود حفظ کند. مشکل دیگر این بود که باید توازن زبانی ای میان داستان های انتخاب شده از شاهنامه و داستان های نوشته شده از جهان معاصر رعایت می گردید. کار نمایشی بر روی شاهنامه از سوی یک نویسنده ایرانی و امکان اجرای آن در ایران و آلمان این وسوسه و نیاز را فراهم می آورد که انواع نمایش های ایرانی در شکل ساختاری نمایش دیده شود. تردید اولیه گروه آلمانی بعد از نگارش قطعاتی از نمایشنامه و استفاده از شکل های نمایش ایرانی در آن برطرف گردید و به منزله یک نیاز ساختاری حتی در اجرای صحنه ای آن مورد تایید قرار گرفت. این تایید سبب شد تا هر داستان بر اساس یک شیوه اجرایی نمایش ایرانی نوشته شود.
آخرین پر سیمرغ تجربه ای است از هم نشینی دو فرهنگ که تلاش کرده اند افتراقات خود را به نفع اشتراکات شان به کنار گذارند. حتی اینک که خوانندگان ایرانی آن را به زبان خود می خوانند شاهد این درهم آمیزی خواهند بود. چرا که این متن از همان آغاز بر این باور پافشاری کرد که مخاطب غیرایرانی نیز باید آن را بفهمد و درک کند، به همین دلیل برخلاف ظاهر به شدت ایرانی شده آن، روحی مشترک در آن حضور دارد. شاید استقبال بیش از اندازه بینندگان آلمانی از این اجرا (برخلاف استقبال نه چندان خوب بینندگان ایرانی در اجرای محدود این نمایش در ایران) و نقدهای مرتبط با آن، تاکیدی بر همین روح و جسم متوازنِ دو فرهنگ باشد.

نظرات کاربران درباره کتاب آخرين پر سيمرغ

با این که بعضی بخش ها برام آزار دهنده بود و الزام حضورشون رو درک نمی کردم اما شیوه ی روایت دوست داشتنی بود این که سیمرغ شروع کنه به قصه گفتن و این که ما در آینده همه چیز رو ببینیم. تلفیق شیوه های روایت توی بخش شمایل گردان ها خیلی خوب در اومده بود.و بخش آخر قشنگ ترین صحنه بودبعضی جاها غرق صحنه پردازی بودی و گاهی غرق دیالوگ و کلماتی که انقدر عمیق و عجیب روایت می کردند این وقایع رو.زال: برای من قصه ای بگو که گناهِ من در آن باشد نه دست های خون گرفته ی سرنوشت.البته من متوجه قسمت کیخسرو نشدم این که چطور کیخسرو با کیکاووس ترکیب شده بود چون در واقع کیکاووسه که پرواز می کنه و فره ش رو از دست می ده و فره وش کیخسرو که هنوز متولد نشده برای حفظ این نسل اون رو نجات می ده.
در 4 سال پیش توسط Nil...ygi
اصلاً خوشم نیامداین هم جزء نمایشنامه‌هایی بود که اصلاً به دلم ننشستیک تفسیر و برداشت کاملاً آزاد، آن قدر آزاد که اگر اسامی شخصیت‌ها (سیمرغ، زال، سیاوش و ...) را از کتاب حذف کنیم، اصلاً متوجه نمیشی که قرار است بازگویی شاهنامه باشد! ترکیبی است از داستان شاهنامه با داستان‌های مدرناتفاقاً آن بخش خارج از شاهنامه‌اش جذابیت بیشتری داشت و اگر به عنوان یک نمایشنامه مستقل کار میشد، به نظرم متن خوبی از آب در می‌آمدیکی از بدترین بخش‌های متن، قسمت ضحاک بود و دو دلقکی که تمثیلی از مار بودند. خیلی بد بود اصلاًدر کل به دلم ننشت
در 3 سال پیش توسط م...ن