سال ۱۹۸۴ برای اولینبار بود که نام ایلان ریو ماسک بر سر زبانها افتاد. در آن سال نشریۀ آفیس تکنولوژی، سورس (کدنویسی) یک بازی ویدیویی با طراحی ماسک را منتشر کرد. بازی بلستار الهامگرفته از یک داستان علمی، فضایی و تخیلی بود که برای اجرا به ۱۶۷ خط دستورالعمل نیاز داشت.
در این دوره، کاربران ابتدایی کامپیوتر، برای انجام کارهای خود مجبور بودند تا دستوراتی را تایپ کنند. از دیدگاه فناوری، بازی ماسک به عنوان یک شگفتی در دنیای کامپیوتر محسوب نمیشد؛ اما مطمئناً از آنچه در آن زمان بچههای دوازدهساله انجام میدادند، فراتر بود. پوشش خبری بازی ساخت ایلان در آن نشریه، پانصد دلار نصیبش کرد و تا حدودی اسم او را بر سر زبانها انداخت.
سورس این بازی در صفحۀ ۶۹ مجله که بخش علمیتخیلی آن بود، منتشر شد و نشان از این داشت که این مرد جوان ایدههای فضایی زیادی در سر دارد. در این بازی شما باید سفینههای باری آدمفضاییها را که حامل بمبهای هیدروژنی کشنده و پرتوافکن هستند، نابود کنید. این بازی بهخوبی از تصاویر و انیمیشن استفاده میشود و از این لحاظ خواندن سورس آن برای خوانندگان جذاب بهنظر میرسید. تا زمان نگارش این کتاب، حتی در اینترنت هم نمیتوانید مطالبی دربارۀ بمبهای پرتوافکن پیدا کنید.
شخصی که در مورد فضا و نبرد بین خیر و شر خیالپردازی میکند، باهوش و شخصی که این خیالات را جدی میگیرد، شگفتانگیز است. ایلان ماسک دقیقاً اینگونه بود. در میانۀ دوران نوجوانی، ماسک خیال و واقعیت را در هم آمیخت؛ بهنحوی که تفکیک آنها برایش دشوار بود. ماسک دریافت که سرنوشت انسان در جهان، وظیفۀ شخصی اوست.
-قسمتی از متن کتاب-