«بووووووم!»
صدای منفجرشدن خمپارهای در اتاق پیچید. لحظهای بعد سربازهای مسلح از دو طرف اتاق ظاهر شدند و نیامده شروع به شلیک کردند. طولی نکشید که صدای شلیک بیوقفهی گلولهی مسلسلهای خودکار، فضا را پر کرد تا یک جنگ واقعی شکل بگیرد. تخت سارا وسط اتاق قرار داشت و فضای کوچک آن را به دو قسمت مساوی تقسیم کرده بود. یکی از سربازها نارنجکی به طرف دیگر تخت انداخت و صدای فریاد دردناک چند نفر با صدای انفجار نارنجک همراه شد. تانکها هم کمکم داشتند به میدان جنگ میپیوستند که ناگهان یک راوی شروع به صحبت کرد: «در سال ۱۵۸۳ شمسی نیروهای ناتو حملات همهجانبهی خود را علیه...»