نرود یاد تو از دیده ی جانان نرود
گرچه رفتی زِ برم، عهد و پیمان نرود
گرچه آسان ز برم رفتی و لبخند زدی
تو بدان مهر کسی در دلم آسان نرود
خاطرات تو و آن قصه ی شب های دراز
سر وسریست که از دیده ی پنهان نرود
باز آمد به مشامم هوس بوی جنون
آه از این دل سنگت که پریشان نرود
چه بگویم زتو و طرز نگاهت ای عشق
کاش بودی که دلم بی سروسامان نرود
-قسمتی از متن کتاب-