عصر پاییزی باران زدهای باشد و باز
تو خرامان، منِ دیوانهی تو، عاشق و مست
مست یک شاخه غزل
دست در دست تو ای جان چه هوایی، چه صفایی دارد!
بهتر از این؟نه مگر میشود اینگونه دگر بهتر از این؟
گاهگاهی بوزد عطر ملایم نفسی، خش خش برگ نوازش کند احساس تو را
کوچهای پهن به اندازهی آرامش مهر،
پیش رویت باشد
کوچهای ژرف به اندازه نارن جی آبان زیبا،
پیش رویت باشد