یکی از پدیدههایی که بشر از دیر باز به آن توجه زیادی کرده یادگیری است، تحقیق درباره عوامل مؤثر بر یادگیری همواره موضوع مورد توجه روانشناسان و همه افرادی که به نحوی با آموزش سر و کار دارند به خصوص مربیان ورزش بوده است. در این زمینه ابتدا تحقیقات مربوط به یادگیریهای کلامی و بهطورکلی ذهنی صورت گرفته و در اواخر قرن بیستم مطالعات زیادی درباره یادگیری مهارتهای حرکتی صورت گرفته است. یکی از موضوعات مورد مطالعه در یادگیری مهارتهای حرکتی شرایط تمرین بهویژه سازماندهی جلسات کار و استراحت است. (مگیل، ۱۹۹۳ ص ۳۷۱).
بدیهی است که برای سازماندهی تمرین، روشهای مختلفی وجود دارد، درک طریقه تأثیر متقابل این راهها بر یکدیگر و اثر آنها بر یادگیری، امر پیچیدهای است؛ با این حال جنبههای متعددی از تمرین، در متون علمی مورد مطالعه قرار گرفتهاند. اگر چگونگی تأثیر این متغیرهای یادگیری را درک کنیم، گام بزرگی در جهت طراحی تمرینات کارآمد برداشتهایم.
در اکثر موقعیتهای آموزشی و توانبخشی، برنامهریزی جلسات تمرین یکی از مسائل مهم میباشد. اگر چه بعضی از این موقعیتها دارای محدودیتهای زمانی تعریف شدهای میباشند، با این حال این وظیفه مربی یا درمانگر است که برنامهریزی تمرین را انجام دهد. دورههای کار و استراحت را میتوان در یک جلسه کوتاه، یا در زمان طولانیتر مثل چند جلسه در هفته برنامهریزی کرد. در برنامهریزی تمرین دو مسئله کمیت و کیفیت مورد توجه قرار میگیرد، یکی از مسائل مهم در کیفیت تمرین، فاصلهدهی بین دورههای کار و استراحت است که باید در سازماندهی تمرین مورد توجه قرار گیرد و به دو صورت فاصلهدهی زمانی بین کوششها و فاصلهدهی بین جلسات تمرین برنامهریزی میشود. اثرات فاصلهدهی زمانی بین کوششها در ابتدا در یادگیری مهارتهای کلامی مورد مطالعه قرار گرفت و مدت زمان زیادی توجهها را به خود جلب نموده بود.