فیدیبو نماینده قانونی نشر چشمه و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب می‌ميرم به جرم آن‌که هنوز زنده بودم

کتاب می‌ميرم به جرم آن‌که هنوز زنده بودم
مجموعه شعر

نسخه الکترونیک کتاب می‌ميرم به جرم آن‌که هنوز زنده بودم به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب می‌ميرم به جرم آن‌که هنوز زنده بودم

من که مثل جرقه از آتش گریخته بودم در هوای آزاد خاکستر می‌شوم.

  • ناشر نشر چشمه
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 0.18 مگابایت
  • تعداد صفحات ۶۳ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب می‌ميرم به جرم آن‌که هنوز زنده بودم

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

۱

سخت است آدم برفی
سخت است
روشنایی روز را دوست داری
دل دل می کنی نکند بیاید.

۲

من که مثل جرقه
از آتش گریخته بودم
در هوای آزاد
خاکستر می شوم.

۳

خداوندا!
زیبایی این دریا از کجاست
یعنی میان این همه رویا غرق می شوم
و دوباره نمی بینمش؟

۴

زیر سایه ی پرسش ها خانه دارم
و زمانی که باد می وزد
مرا می سوزاند
چیزی که پشت درخت ها پنهان است
و به پرسش من روشنی می بخشد.

۵

دکان ها همان اند
دغدغه ها همان
رهگذران همان اند که نمی شناسم
زیبایی امروز از کجا می آید شمس من!

۶

ــ وقت آن است درها را بکوبم
و شما
پشت در خانه ها بمانید.
تفریح امشب باد هم همین است.

۷

سگ ماهی ــ
نامی عجیب تر از این نشنیدم
سگ ها چگونه حمله نمی برند
به بخش ماهی شان
در وقت گرسنگی.

۸

آبشار
سررشته ی سخن از کف داده است
بن هر سنگی سخنی روان است.
آرام باش باد بهاری
آرام باش ببینم که چه می شود کرد.

۹

ژرفاژرف و سرد است
دریا
چگونه نمی ترسد از خود
در این تاریکی.

۱۰

به مشکلات جوانان پاسخ می گوید
استاد
مرگ
بالای سرش ایستاده
و لبخند می زند.

۳۱

در آبم و از تشنگی می میرم
لطفاً خم شوید
از قلاب سوالی که بر لبم آویخته نجاتم دهید
می خواهم به خواب روم
در گوش ماهی دربسته ای
که کلیدش آب شد.

۳۲

بخت یار شما بود کرم ها!
چکه نور گم شده ای بر زمین ریخت
و با دُم تان درآمیخت
و این گونه که اکنون می بینم
شب تاب
نام گرامی تان است.

۳۳

دریا
بقچه ای است
که هوا زیر بغل می زند
و به آفتاب می سپارد
تا ما فراموش کرده
و ابرش بنامیم.

۳۴

ای شن
تکرار همین چیزهاست زندگی
که تو رسم می کنی
تکرار همین قصه هاست.
قصه که تمام می شود
آدم ها به کجا می روند.

۳۵

کاش واژه ها در شعرم روشن می شدند
تا هر کسی که از برابر من می گذشت
چراغی برمی داشت
و سیاهی را
آرام تر
به سحر می رساند.

۳۶

چه روزگار خوشی!
شهریاری بودم
خرگاه، خیمه ها،...
سرزمینم را تلاطم جوبی ویران کرد.
در شهریاری خود غرق بودم
مسافت آب تا خیمه ی مور را ندیدم.

۳۷

قاتلان
مقتولان
قاضیان
همه از همین خیابان گذشتند.

۳۸

اشاره اش اکنون به چیست
انگشت اشاره ام
در مشتم.

۳۹

از خواب شبانه ام
نگهبانی می دهند
رویاهای من
از این سر خانه ام تا آن سو.

۴۰

ابر
با تمام پیکر خود حرف می زند
باد
با خط بریلش بر گل ها
ما با واژه سخن می گوییم
تا پنهان کنیم
حرف را
در سایه ی لبخندمان.

۴۱

انبوه انبوه تاریکی
لشگری از برف ــ
چه فایده
صدای شان که به جایی نمی رسد.

۴۲

به یمن حضور تو زیباست ماه
بگذار استعاره ای از ظلماتت بخوانند ای شب
نمی دانم برای چه ماه ساکت است.

۴۳

موریانه ای که به خوردن خانه اش مشغول است
نامش انزواست.

۴۴

ای رود
سنگ باش و به سایه ی خود تکیه کن
دریا را دیده اند
سایه ی دیگری در میان نیست.

۴۵

چه نیازی به ستایش شاعران داشت
همه مرده اند
کاری نکرد زندگی.

۴۶

بین من و تو
چهل زندان بود
حیاط به حیاط زندان
با پرچم صلحی در دست آمدم
تو نبودی.

۴۷

از گلی که نچیده ام
عطری به سرانگشتم نیست
خاری در دل است.

۴۸

گنجشک شامگاه!
که سکوت کرده ای
و به لانه ات می روی
سبدم را
از ترانه ی شیرینت پر کن
به میهمانی او می روم
چیزی ندارم.

۴۹

شعرم
همهمه های پنهان توست
گل شب بوی من!
می خواهم تو را
در عبور عطر شبانه ام بشناسند.

۵۰

از پیشت که برمی گردم
حس گاو نری زخمی با من است
وقتی از میدان
به سوی مرتع خود می دود
با نیزه های مُرصّعت در پشتم.

نظرات کاربران درباره کتاب می‌ميرم به جرم آن‌که هنوز زنده بودم

بین من و تو چهل زندان بود حیاط به حیاط زندان با پرچم صلحی در دست امدم تو نبودی.
در 6 ماه پیش توسط
عالی
در 3 سال پیش توسط
سنجاقکی که از صدای تو شکل می گیردبر خاک تری می نشیندکه شعرم از آن می رویدصدایم کن.(توی کتابفروشی فرهنگ زنجان اینو خوندم. انقدر فضاش خوب و بزرگ و صمیمیه که میتونی همون جا بشینی -یا وایسی - و شعر بخونی :) )
در 4 سال پیش توسط
یکی دو تا شعر خیلی خوب داشت اما به خاطر اسم قشنگشم که شده باید تو کتابخونه ت باشه.
در 6 سال پیش توسط
غمگین مشو عزیز دلممثل هوا کنار توامنه جای کسی را تنگ میکنم نه کسی مرا می بیند نه صدایم را میشنوددوری مکنتو نخواهی بودمن اگر نباشماز متن کتاب
در 6 سال پیش توسط