انسانها، اهل هر زمان و مکانی که باشند گاهی با خود شعر یا ترانهای را زمزمه میکنند. این حالت، در شادی و غم اتفاق میافتد و نتیجهای دو سویه دارد. آن را که غمگین است آرام میکند و کسی را که از روی شادی برای خود آواز میخواند به سر ذوق میآورد. این حالتها برای هر انسانی رخ داده است و به راحتی خاطراتی را در ذهن او زنده میکند. شاید اگر بخواهم از تصنیفها و ترانههایی که در روزهای متفاوت زندگیام زمزمه کردهام و برایم خاطرهساز شدهاند حرف بزنم یک یادداشت چندینصفحهای بنویسم. از سوی دیگر، این ترانهها سهم ارزشمندی در تاریخ و فرهنگ ما دارند. با شناختن ترانهها با حرفهها و پیشههای سنتی آشنا میشویم و اطلاعاتی از وقایع تاریخی به دست میآوریم. میتوانیم دیدگاه مردم دو منطقه را در یک موضوع خاص با هم مقایسه کنیم. از همه مهمتر، این آموختهها را با کمک شعر و آهنگ میآموزیم. شاید برای همین خصوصیات است که در سالهای اخیر توجه خاصی به این مقوله شده است.
یکی از اولین افرادی که در مورد ترانههای عامیانه تحقیق کرد، صادق هدایت بود. هدایت علاوه بر چاپ یک کتاب مستقل، در سالهای حکومت رضاشاه پهلوی و در مجلات ادبی آن روزگار نیز مقالات ارزشمندی منتشر کرد. حسینعلی ملاح و محمود تفضلی هم در این سالها و در این زمینه فعالیت کردند. مقولهی ترانهشناسی زیرمجموعهی شناخت فرهنگ عامه و فولکلور است. در سالهای بعد، تلاشهای ارزشمند سید ابوالقاسم انجوی شیرازی، محمدجعفر محجوب، احمد شاملو، مرتضی احمدی، حسن ذوالفقاری، محمد جعفری قنواتی و... و نیز انتشار مجلاتی با موضوع فرهنگ عامه توسط احمد وکیلیان، حسن ذوالفقاری، جلیل نظری و دیگران، تحقیقات در این عرصه را وارد مرحلهی جدیدی کرد. همین فعالیتها باعث شد که ترانهپژوهی هم به صورت شاخهای مستقل شناخته شود. احمد پناهی سمنانی از فعالان این عرصه است که نقش ارزشمندی در تدوین ترانههای عامیانه دارد. ایرج دیهیمی و سعید کریمی نیز با رویکردهای مبتنی بر تصنیف و موسیقی نتیجهی تحقیقات خود را منتشر کردند. در زمینهی مطالعات بومی و منطقهای هم کتابهایی از ابراهیم شکورزاده، ابوالقاسم فقیری، علیاشرف درویشیان، عبدالمجید زنگویی و... انتشار یافت. همهی اینها و آثار متعدد و ارزشمندی که ذکر نامشان در این مقدمه نمیگنجد گنجینهی ارزشمند فرهنگ عامیانهی ایران را از دستبرد حوادث روزگار مصون کرده است. آنچه باعث شد که صاحب این قلم هم در این عرصه فعالیت کند نگارش کتابی به زبان ساده برای جوانان و نوجوان و مخاطبان عام بود. سعی کردم از تحقیقات ارزشمند پژوهشگران قبلی نهایت استفاده را ببرم. در همهی موارد به آنها ارجاع دادم تا فضل تقدّم آنها و وظیفهی امانتداری خود را رعایت کرده باشم که بدون این پیشینهی تحقیق، مطالعه در این زمینه بسیار دشوار و حتی ناممکن بود.