گنجینۀ عرفان ایرانیاسلامی، میراثی بینظیر از فرهنگ و اندیشه و تجربۀ زیستۀ ایرانیان سدههای گذشته است. گوهرهای این میراث برجسته بیشتر در قالب شعر فارسی عرضه شده است. در میان این گوهرهای باارزش، مثنوی درخشش خاصی دارد.
مولانا با بهرهمندی از میراث عرفانی مکتوب چهار قرن قبل از خویش که خود حاصل تجربۀ زیستۀ انسانهای معنوی قرون گذشته است، اثری آفریده که به قرون بعدی نورافشانی میکند. او حماسۀ انسانی و معنوی بیهمتایی خلق کرده است که میتواند به بخش عمدهای از نیازهای معنوی و روحانی انسان امروز نیز پاسخهای درخوری ارائه کند.
سماعِ جان؛ تبیین و تحلیل داستانهای مثنوی کتابی است برای خوانندگانی که علاقهمند به فرهنگ گرانسنگِ عرفان ایرانیاند اما چندان با دنیای شعر و شاعری آشنا نیستند و به ظرافتهای آن آشنایی ندارند و مایلاند که گوهرهای سخن را روشن و بیابهام و به نثر امروزی دریابند و از راز گوهرهای معرفتی و اخلاقی و معنوی آن بیپردۀ آرایههای ادبی بهرهمند شوند.
مولانا راوی داستانهای دیگران است؛ روایت داستانهای عاشقانۀ دیگران به سخن مولانا شور خاصی بخشیده و طراوتی ویژه خلق کرده است. مولانا آن داستانها را در قالبی نو و اندیشهای تازه بازآفرینی کرده است. داستان مثنوی داستان نو شدن هموارۀ انسان است و نماندن و حرکت دائمی وپیوسته، و در مسیر کمال گام برداشتن است.
مولانا هم به ظاهر و قالب داستان توجه دارد و هم به محتوا و باطن آن اهمیت میدهد. او اندیشههای بینظیر و معارف معنوی خویش را در قالب داستانها ریخته و به خواننده عرضه داشته است. پس شناخت قصه و داستان مثنوی، مقدمۀ شناخت اندیشههای او و کلید بازگشایی راز و رمزهای اوست.