در پس وهم و خیال اولین کتاب پیام پاکباطن به شمار میرود، اما او اولین گام را در سپهر نوشتن، محکم و جدی برداشته است. داستان «در پس وهم و خیال» که عنوانش را به کل مجموعه داده، قابلیت تبدیل شدن به یک رمان را دارد و نشاندهندهی توانایی نویسنده در خلق موقعیتهای دراماتیک است. سایر داستانهای کتاب هم روایتهایی جذاب و گاهی طنزی زیرپوستی دارند که بیانگر شاخکهای تیز نویسنده نسبت به اتفاقات روز و جهان پرآشوب اطراف ماست.
من از وقتی مأمور قبض روح شدم، دقیقا از همان لحظهای که جان هابیل را گرفتم تا الساعه، چنین چیزی به چشم ندیده بودم! جان کلی آدم جانی و قسی القلب را گرفته ام، اما هیچ یک فکر کاری که این زن با من کرد، حتی در خلیه شان هم نگنجیده! البته، البته... چرا یک نفر بود! هرچند بازهم کاری که او کرد در مقابل عمل این زن هیچ بود! چارلز بوکوفسکی که معرف حضورتان هست؟ موقع قبض روحش صاف ژل زد تو چشمهای من و انگشت میانی دست راستش را، آن هم با هزار بدبختی، آورد بالا و نشانم داد! اما، اما... این زن...