در ابتدای کار در استودیوی هنرمندان، بخشی از گروه تئاتر را به تئاتر آمریکایی اختصاص داد. آنها اولین مؤسسۀ آمریکایی بودند که تربیت شدند تا گروهی را تشکیل دهند و چنانکه بعدها کلارمن دربارۀ اولین کارشان نوشت، آنها موفق شدند عوامل تکنیکی حرفۀ خود را با مسائل معنوی و احساسی همراه کنند.
آنها به انجام این کار موفق شدند، زیرا صرفنظر از خصوصیات و عادتهای بومی خود برای کار با یکدیگر در هنگام نمایش و پیش از آن پرورش یافتند. جدا از امتیاز گروه، از نظر نمایشنامهنویسان و هنرپیشههای بااستعداد، درک موفقیتآمیز هنر تئاتر که تنها توسط گروهی تربیتشده میسر میشود، موهبتی بود که نصیب این گروه شد.
این موفقیت به تئاتر آمریکایی، درکی از واقعیت و حقیقت را در نمایش و تهیۀ برنامههایی داد که تاکنون بهعنوان معیار داوری شناخته شدهاند.
دایرهالمعارف بریتانیکا ادعا کرد که گروه تئاتر با انتخاب کارگردان آمریکایی برای اولین بار، توانست در میان اغتشاش این سیستم و هرز رفتن آن، از هدفی خلاق بهره گیرد. این تجربه که درمورد تربیت و تعلیم جمعی از هنرپیشهها بود، تأثیر زیادی در تئاتر آمریکایی داشت، چراکه گروه تئاتر راهی را بهسوی پیشرفت جمعی مؤسسههایی گشود که تاکنون شناخته شدهاند.