درباره نگاشته هایی در باب تاریخ، زبان و فرهنگ ایران زمین
هنگامی که در مدرسهی متوسطه حزبی در شهر دوشنبه آموزشِ دو سالهای میدید، در بالای تختخوابش در خوابگاه محصلین، عکسی از میرجعفر باقراُف دژخیم آذربایجان روسیه که خون سید جعفر پیشهوری هم به گردن اوست و در دوران خروشچف به جرم قتل و جعل اسناد و جاسوسی برای انگلستان محاکمه و تیرباران شد - نصب کرده بود که مقامات مدرسهی حزبی آن عکس را از خوابگاه کندند و یادآور شدند که در امکنهی دولتی در اتحاد شوروی نصب عکس رهبران شوروی آزاد است، نه هر کسی در ردیف میرجعفر باقراُف. سپس او از تاجیکستان به بادکوبه رفت که قبلهگاه عوامل پانترکیستهای «ایرانی!» بود. روزگاری هم او را به بغداد به خدمت بعثیها فرستاده بودند و پس از بازگشت و انقلاب در ایران، نوشتههایی زیر بغلش زدند که دربارهی «تاریخ آذربایجان» چاپ کند. این «ترک» هم آنها را برای کسانی که ترکتر از خودش هستند، به دست انتشاراتی که گردانندگانش پانترکیستها بودند، چاپ و پخش کرد. از ترهات این کتاب یکی «ترک بودن» تورانیهاست که اندیشهی بیسوادان ترک است برای نادانترها. توران جمع فارسی تور است که آریاییهای بسیار باستانی هستند و از بیابانگردان سکایی بودند. سپس هنگامی که در شرقِ آریاییهایِ ایرانی همنژاد خود استقرار یافتند، نام خطهی زندگی آنان که در اساس بخشی از بلوچستان امروزی پاکستان و ولایت سرحد (= پشتونستان) با مرکزیت پیشاور است، «توران» گردید. تا پایان دوران ساسانیان این خطه از ایرانشهر آن روزگار، توران نام داشت و سیاحان عرب هم در دوران اسلامی آنجاها را طوران و طواران نوشتهاند. این تورانیان، خویشاوندان نزدیک ما هستند که نیاکان مردم پشتون افغانستان و پاکستان، یعنی افغانهایند.