امروزه حفاظت از محیط زیست یکی از مهمترین دغدغههای جامعۀ بین الملی محسوب میشود. تنوع اسناد زیست محیطی در سطح ملی، منطقهای و بین المللی گویای اهمیت حفاظت از آن است. صرفنظر از مباحث فلسفی و اخلاقی مرتبط با محیط زیست از دو دیدگاه زیست محوری و انسان محوری،چگونه میتوان از محیط زیست حفاظت مؤثرتری به عمل آورد؟ نقش حقوق بین الملل محیط زیست چیست؟ آیا مقررات این رشته از حقوق بین الملل به پاسخگویی به مشکلات کنونی محیط زیست قادر است؟ آیا باید همچنان مثل گذشته از سنت وستفالیایی پیروی کرد و افراد و نهادهای جامعۀ مدنی را در حـاشیۀ حـقوق بـین الملل قرار داد یا برعکس به ایشان نقش داد و از مشارکت آنها در حل مشکلات جامعۀ بین المللی استفاده کرد؟ آیا برای حفاظت از محیط زیست میتوان از مشارکت بازیگران غیر دولتی در حقوق بین الملل محیط زیست بـهره برد؟ تمام این پرسـشها بـه سبب ماهیت بین الدولی بودن حقوق بین الملل است؛زیرا حقوق بین المـلل از آغـاز پیدایش،همواره بر مدار اراده دولتها گردیده و تار و پود اصلی حقوق موضوعۀ بین المللی با ارادۀ دولتها به ویژه دولتهای قـدرتمند تـنیده شـده است. به دیگر سخن، در حقوق بین الملل سنتی و مدرن، دموکراسی (ارادۀ اکثریت دولتها و ارادۀ اکثریت مردم کرۀ زمین) سهم بایستهای را در شکلگیری و نظارت بر اجرای قواعد نداشته و این حقوق بهندرت در زمینهی عـبارت آغـازین مـنشور ملل متحد گام برداشته است.در واقع این منشور ضمن پرهیز از به کار بردن واژۀ«طرفین معظم مـتعاهد»که در غـالب معاهدات بین المللی مرسوم است، واژه«ما، مردم ملل متحد...» را اختیار کرده است. چگونگی نـگارش مـزبور گـویای ترسیم القائات دموکراتیک و بلند پروازانهای است که تدوینکنندگان منشور مدنظر قرار داده بودند. حقوق بین الملل یا بـهتر اسـت بگوییم حقوق بین الدول، حقوقی است که در اصل به وسیلۀ دولتها و برای دولتها تنظیم شـده اسـت.مـاهیت این حقوق بهگونهای است که آن را از حقوق داخلی منفک میسازد.حقوق داخلی مبتنی بر رابطۀ تبعیت اسـت؛ یعـنی اینکه در این نظام واضعان و تابعان مقررات مختلف هستند و در صورت وضع یک قانون تـوسط پارلمـان باید در جامعه به مرحلۀ اجرا گذاشته شود و در این صورت هیچکس نمیتواند از مقررات تصویبشده سرپیچی کند،امـا در حـقوق بـین الملل به این صورت نیست زیرا در این نظام، واضعان و تابعان مقررات مشترک هستند و اجـرای مـؤثر مقررات بین المللی منوط به همکاری میان دولتهاست بخاطر اینکه در این حقوق اصل بر برابری دولت هاست و رضـایت ایشان نقشی تعیینکننده در متعهد شدن آنان نسبت به اسناد بین المللی و حـضور در پیشـگاه مراجع بین المللی دارد.با این اوصاف مـا بـا دو نـظام کاملا متفاوت که در یکی رابطۀ طولی وجود دارد و در دیگـری رابـطۀ عرضی حکم فرماست روبرو هستیم. پس حقوق بین الملل فاقد مراجع قانونگذاری، اجرایی و قضائی شبیه به حـقوق داخـلی است. در وضعیت کنونی در خصوص حفظ محیط زیست و پیوند آن با حقوق بشر صاحبان اندیشههای حقوقی در جهان مباحث زیادی در این باب مطرح نموده اند. از آنجایی که محیط زیست، محلی است که انسان در آن رشد و نمو میکند، لذا باید به گونه ای با آن رابطه برقرار کند که ضمن برخوردار شدن از مواهب آن در حفظ آن نیز بکوشد؛ زیرا انسان بدون داشتن محیط زیست سالم نمیتواند به حیات طبیعی خود ادامه دهد. به همین جهت حمایت و حفاظت از محیط زیست مهمترین نیاز اساسی برای ادامه حیات است؛ زیرا حق انسانها در داشتن محیط زیستی امن و سالم به عنوان یک حق بشری شناخته شده است. در خصوص حفظ محیط زیست برای زمان حاضر و آینده نه تنها کلیه دولتها و افراد ذینفع هستند، بلکه همه آنها در عین حال مکلف به رعایت و تضمین اجرای حق مذکورند.