در دیماه سال ۱۳۶۴ از طرف قرارگاه کربلا در جنوب، به نیروهای واحد اطّلاعات عملیّات تیپ ۱۵ امام حسن (ع) مأموریت داده شد که برای شرکت در عملیّات آینده، به شهر بستان اعزام شده و در شمال هورالعظیم، کار شناسایی جوّ، زمین و دشمن را در اسرع وقت با همکاری قرارگاه سرّی نصرت، شروع کنند.
این کتاب، کار شناسایی دو ماهه در منطقۀ شمال هور العظیم و روش کار بچّههای اطّلاعات و لحظات سخت آنها را در نیزارهای غربت به تصویر کشیده است؛ خواننده را با خود به دل حوادث میبرد و با لحظات سخت و نفسگیر شناسایی مواضع دشمن آشنا میکند. برای تهیه و جمعآوری این کتاب، علاوه بر اینکه از خاطراتی که از آن روزها به یاد دارم، بهره بردم، با عزیزان رزمندهای که در آن شناساییها حضور داشتند و خالق آن حماسهها بودند، تماس گرفتم و تمام خاطراتشان را بهصورت مصاحبه، ثبت و ضبط کردم. با گذشت بیش از سی سال از آن روزهای سرنوشتساز، بحمدالله، خاطرات با کمترین خطا جمعآوری شده و در اختیار خوانندگان قرار گرفته است. نیروهای مخلص و خداجوی واحد اطّلاعات تیپ امام حسن مجتبی (ع) در شناسایی شمال هورالعظیم، بعد از اینکه در شهر بستان مستقر شدند، محلّ مأموریت خود را به دو محور اصلی «نهر محیره» و «نهر ابو جاموسی» تقسیم کردند. از آنجا که آبراههای منتهی به مواضع و خطوط دشمن محدود بود، هر تیم برای مأموریت شناسایی مواضع دشمن، از این دو محور استفاده میکرد.
کتاب حاضر به سه فصل تقسیم شده است؛ فصل اوّل: روایتی از حضور در منطقۀ عمومی شهر بستان و محور شناسایی «نهر محیره»، فصل دوم: شناسایی و شهادت تعدادی از بچّهها در محور «ابو جاموسی» و فصل سوم: خاطراتی از رزمندگانی که در این مأموریت و بعد از آن، به مدّت کوتاهی به شهادت رسیدند.