من، آندریاس بوسکوگل، زمانی یک انسان عصبی و بیچاره بودم. من یک فرد دائمالخمر و سیگاری قهار بودم که امرار معاشم از طریق موسسه حمایت از بینوایان بود. نامزدم چاق، زشت، پرخاشگر، گنگ و بیاصل و نصب بود. او به من وفادار نبود و پشت سر من بدگویی میکرد. زندگی من یک جهنم بود. سپس ۵۰ سال پیش کتابی به نام قانون جذب به دست من رسید. من هنوز بسیار شاکرم که این کتاب را اینقدر سریع درک کردم.