حوادث، بسیار پرشتاب بر سرمان آوار میشود. پیش از آنکه بتوانیم آنها را بهخاطر بسپاریم میآیند و از سرمان میگذرند. در روزگار پر شتاب، چگونه میتوان حوادث را به خاطر سپرد؟ یا از آن سخن گفت؟ میتوان چون سالها و قرنهای گذشته سالی را با حادثهای نامگذاری کرد؟ سال عامالفیل، سال وبا، سال قحطی و سالی را سال سیل مینامیدند. حالا اینقدر حوادث رخ میدهد که نمیدانیم سال را به کدام حادثه بنامیم!
این مجموعه در پی آن است این حجم از آوارِ اطلاعات بر ذهن را ثبت کند پیش از آن که در شلوغی خاطر روزگار، فراموش شود.
امّا این حوادث را چگونه میتوان نوشت؟ چه کسانی آن را روایت کنند؟ تاریخنگاران بیشتر به حوادث رسمی با وجهۀ سیاسی آن نگاه میکنند. آنچه بر سر مردم کوی و برزن رفته است، آن لحظه که روح و روان فردی در کورۀ واقعهای گداخته شده است را چه کسی روایت میکند؟ اهل ادبیات آن ناگفتههایی را روایت میکنند که هر لحظه ممکن است فراموش شود. این، دیگر کار تاریخنگار نیست. روایت آن لحظهای که کودکی در پیشدبستانی، زندانی شده و همۀ آرزویش آغوش مادری است که از او دور مانده کار کیست؟ بیان واقعیّت از طریق روایتِ جذاب و پر کشش و با مکاشفۀ مبتنی بر واقعیت، کار ادبیات است. این ناداستانهای خلّاق شخصی و عمومی است که جاذبه دارد و جمعآوری این روایتها در این کتاب، حرکت ارزشمندی است که با فاصلۀ کمی از زمان وقوع حادثه آماده شده است. از حوادث چندان نگذشته نویسندهها که بهقول نباکف بخواهد بگوید: «حرف بزن حافظه.»