رشد اقتصادی، در عین حالی که هدف اصلی تمامی برنامههای توسعهای است، خود نیز عامل خلق و بهبود بسیاری دیگر از شاخصهای توسعهای است. افزایش صادرات، افزایش درآمد سرانه، افزایش درآمدهای دولت، افزایش اشتغال و بسیاری از شاخصهای توسعهای دیگر، در گروی رشد اقتصادی است. همچنین، رشد اقتصادی در مکاتب مختلف فکری مرتبط با صنعتی شدن، همواره نقش کلیدی را ایفاء کرده است. در سیاستهای مختلف صنعتیشدن، این امید وجود دارد که به واسطه رشد بخش صنعت، پیوندهای اقتصادی بین بخشها تقویت شده و نیز صادرات صنعتی افزایش یابد. نیل به رشد بیشتر هر فعالیت تولیدی، از جمله فعالیتهای صنعتی، مستلزم رشد عوامل تولید و افزایش بهرهوری آنهاست.
با توجه به اهمیت رشد صنعت و رشد اقتصادی برای کشورمان به عنوان یک کشور در حال توسعه، مقوله رشد اقتصادی حداقل باید به اندازه سایر اهداف مورد انتظار از استراتژی صنعتی شدن، مورد توجه قرار گیرد. از آنجا که منابع تولید محدود است و یا اینکه به کارگیری منابع تولید بیکار، نیازمند صرف منابع مالی است، اولویتبندی صنایع برای رشد اقتصادی باید بر این اساس صورت گیرد که رشد منابع تولید در کدام صنایع به رشد بیشتر صنعت کشور منجر خواهد شد.
کتاب حاضر به این امر میپردازد که افزایش منابع تولید در کدام فعالیتهای صنعتی کشور، بیشتر به رشد تولید صنعتی منجر خواهد شد.