دسته‌ بندی
Loading

چند لحظه ...
کتاب صوتی خیال‌باف کتاب صوتی

کتاب صوتی خیال‌باف

نسخه الکترونیک کتاب صوتی خیال‌باف به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

نسخه نمونه کتاب صوتی خیال‌باف را رایگان بشنوید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با «۶۰٪ تخفیف» بخرید!

درباره کتاب صوتی خیال‌باف

بخشی از کتاب: در قاره‌ی ترانه‌ها، در کشوری به شکل بازوی بلند یک گیتاریست، باران تندی در شهر تموکو می‌بارید. نِفتالی رِی‍ز در حالی که روی تخت به بالشش تکیه داده بود، به تکالیف مدرسه‌اش نگاه می‌کرد. معلمش می‌گفت که جمع و تفریق کار راحتی است، اما برای نفتالی هیچ وقت ساده نبود. آخ که چه قدر آرزو می‌کرد عددها ناپدید شوند! چشم‌هایش را به هم فشار داد و دوباره بازشان کرد. عددهای دو و سه از روی کاغذ بلند شدند و برای بقیه عددها دست تکان دادند تا به طرف شان بروند. اول از همه پنج‌ها و هفت‌ها بالا پریدند و بالاخره، بعد از کلی سیخونک زدن، چهارها و یک‌ها و شش‌ها هم دنبال بقیه راه افتادند. اما نُه‌ها و صفرها از جای شان تکان نخوردند، و بقیه تنهایشان گذاشتند. عددها در یک صف طولانی از اشکال ریزه میزه، دست‌های همدیگر را گرفتند، دور اتاق پرواز کردند و از شکاف پنجره فرار کردند. نفتالی کتابش را بست و لبخند زد. می‌دانست که نمی تواند تکلیفش را فقط با نُه‌ها و صفرهای تنبل که روی کاغذ لم داده بودند، تمام کند. آرام از تختش بیرون آمد و به طرف پنجره رفت؛ پیشانی‌اش را به شیشه تکیه داد و به حیاط پشتی خیره شد. نفتالی می‌دانست برای این که بیماری‌اش خوب شود باید استراحت کند؛ می‌دانست وقت‌هایی هم که استراحت نمی‌کند باید به درس و مشقش برسد. اما کلی چیز بود که حواسش را پرت می‌کرد. بیرون، دنیای زمستانی خاکستری و خیس بود. زمین گِل آلود بود و نهر کوچکی از سوراخِ پرچینِ تق ولق می‌گذشت. در خانه‌ی بغلی کسی زندگی نمی‌کرد، اما نفتالی همیشه خیال می‌کرد آن طرف دیوار یک دوست انتظارش را می‌کشد: کسی که از تماشای چیزهایی که آب رودخانه با خودش می‌آورد لذت می‌برد، کسی که تکه چوب‌های پیچ خورده جمع می‌کرد، کتاب خواندن را دوست داشت و مثل نفتالی ریاضی‌اش خوب نبود. صدای پا شنید. یعنی پدر بود؟

ادامه...

مشخصات کتاب صوتی خیال‌باف

نظرات کاربران درباره کتاب صوتی خیال‌باف