دسته‌ بندی
Loading

چند لحظه ...
خاطرات کلاویس

خاطرات کلاویس
(جلد اول)

نسخه الکترونیک خاطرات کلاویس به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با «۶۰٪ تخفیف» بخرید!

درباره خاطرات کلاویس

کِلاویس گفت: «بیش‌تر قصه‌های شکار شبیه حکایات باغ‌بونی هستن.» بارونِس رو کرد به‌ش و گفت: «ولی قصه شکار من یه ذره هم شبیه چیزایی که تا حالا شنیده‌ی نیست. ماجرا مال مدت‌ها پیشه؛ مال اون وقتا که تقریباً بیست‌وسه سالم بودم. اون روزا مث الان این قد از هم‌سرم دور نبودم. می‌دونی که اون موقعا هیچ کدوم‌مون نمی‌تونستیم هزینه زندگی خودمونو تنهایی دربیاریم. با وجود این همه ضرب‌المثل و حرف‌وحدیث، فقر بیش‌تر از اون که آدما رو از هم دور کنه، به هم گره‌شون می‌زنه. ما همیشه عادت داشتیم با گروه‌های مختلفی بریم شکار. اما خب هیچ‌کدوم از این چیزا به قصه‌م مربوط نمی‌شه.» «هنوز نرسیده‌یم. ولی فِک کنم قرارمداری تو کاره.» «خب معلومه.» آدم‌های همیشگی، آن‌جا جمع بودند، بین‌شان حتی کانستِنس بِرادِل هم بود. کانستِنس از آن دسته زنان جوان گُل‌گون و بزرگ‌اندامی بود که ریختش خیلی به مناظر پاییزی یا دکوراسیون کلیسا می‌خورد. تا چشمش به‌م افتاد گفت: «به دلم برات شده که اتفاق خیلی بدی قراره بیفته. رنگ‌وروم پریده. نه؟!» انگار که خبر خیلی ناگواری شنیده بود و رنگش مثل گچ دیوار سفید شده بود. اما خب با این حال به‌ش گفتم: «ولی از همیشه هم به‌تر شده‌ید. هرچند واسه شما که دیگه عادیه.» پیش از این که به خودش بیاید و بفهمد من به‌ش چی گفته‌ام، ما دیگر مشغول کارمان شده بودیم. سگ‌ها جایی دورتر و میان بوته‌زارهای سرو کوهی، روباهی پیدا کرده بودند که درازبه‌دراز افتاده بود. کِلاویس در همین حین گفت: «می‌دونستم. تو همه‌ی قصه‌های شکار، همیشه پای بوته سرو کوهی و روباه در میونه.» بارونِس به آرامی حرفش را ادامه داد: «من و کانستِنس سوار اسب بودیم و رسیدن به صحنه برامون خیلی سخت نبود؛ هرچند سواریِ توی مسیر چندان راحت نبود.

ادامه...

مشخصات خاطرات کلاویس

  • ناشر گیومه
  • قیمت نسخه چاپی قیمت نسخه چاپی ۲۵,۰۰۰ تومان
  • تاریخ نشر ۱۳۹۷/۰۶/۲۴
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.99 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۵۲ صفحه
  • شابک

نظرات کاربران درباره خاطرات کلاویس