Loading

چند لحظه ...
جاده‌ای به نا کجا

جاده‌ای به نا کجا

نسخه الکترونیک جاده‌ای به نا کجا به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۷,۵۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

نقد و بررسی جاده‌ای به نا کجا

درباره کتاب جاده‌ای به نا کجا

کتاب «جاده‌ای به نا کجا» The Parade نوشته‌ی «دیو ایگرز» در مارچ سال 2019 منتشر شد. داستان این کتاب درباره‌ی کشوری درگیر با جنگ است که نامش در طول داستان ذکر نشده است. دولت این کشور برای بزرگداشت آتش‌بس تصمیم می‌گیرد راه جدیدی را میان دو منطقه احداث کند. برای این کار دو مرد که پیمانکار خارجی هستند برای اتمام بزرگراه اعزام می‌شوند. یکی از آن‌ها ماجراجو و اهل هیجان است و می‌خواهد زندگی شبانه و مردم آن منطقه‌ را تجربه کند در حالی که دیگری فقط می‌خواهد کار را انجام دهد و زودتر به خانه‌ی خود بازگردد. اتفاقات پیش روی این مرد و درک آن‌ها از محیطی جنگ‌زده داستان کتاب «جاده‌ای به نا کجا» نوشته‌ی «دیو ایگرز» را شکل می‌دهد. «دیو ایگرز» نویسنده‌ی آمریکایی در این کتاب این سؤال را مطرح می‌کند که آیا فردی خارجی امکان دارد جنگ میان دو منطقه را درک کند و برای صلح میان آن‌ها قدم بردارد؟ این نویسنده‌ی باهوش و برجسته به زیبایی شخصیت‌های این کتاب را درگیر اثرات ناشی از جنگ کرده و با نگاهی جدید وضعیت اجتماعی مردم پس از جنگ را نشان داده است.

خلاصه داستان کتاب جاده‌ای به نا کجا

داستان کتاب «جاده‌ای به نا کجا» نوشته‌ی «دیو ایگرز» در یک روز آفتابی آغاز می‌شود. مردی بی‌نام‌ونشان به سراغ همکار خود در آن‌سوی هتل می‌رود و بر در کرکره‌ای فولادی می‌کوبد. او خود را شماره‌ی چهار معرفی می‌کند و از مرد دیگر اسمش را می‌پرسد. مرد غریبه هم خود را شماره‌ی نه معرفی می‌کند. آن‌ها در شرکتی کار می‌کنند که بنا به دلایل امنیتی تأکید زیادی بر استفاده از اسامی مستعار ساده مانند عدد دارد. آن‌ها بدون گذرنامه به این منطقه آمده‌اند تا در احداث راهی جدید مشارکت کنند. این کشور بعد از سال‌ها جنگ داخلی تازه داشت بازسازی می‌شد. حضور این دو مرد ناشناس در این کشور با ده‌ها مشکل و معضل اجتماعی و اقتصادی داستان کتاب «جاده‌ای به نا کجا» را شکل داده است که مطالعه‌ی آن به علاقه‌مندان به رمان توصیه می‌شود.

درباره دیو ایگرز

«دیو ایگرز» Dave Eggers نویسنده، ویراستار و ناشر آمریکایی در تاریخ 12 مارس 1970 در بوستون، ماساچوست، یکی از چهار خواهر و برادر، به دنیا آمد. او در خانواده‌ای تحصیل کرده کودکی‌اش را گذراند و در جوانی باهدف گرفتن مدرک روزنامه‌نگاری در دانشگاه ایلینوی در اوربانا شامپاین به دانشگاه رفت که با مرگ هر دو والدینش آن را رها کرد. او با الهام از این دوران نوشتن را آغاز کرد و کتاب A Heartbreaking Work of Staggering Genius را به چاپ رساند. او در آن دوران  بیست و یک ساله بود و دانشگاه ایلینوی را ترک و به همراه دوست دخترش کرستن و برادرش به برکلی، کالیفرنیا نقل مکان کرد. او پس از این دوران به کار در یک روزنامه مشغول شد و به طور جدی وارد عرصه‌ی روزنامه‌نگاری شد.

«دیو ایگرز» در دو دهه‌ی اخیر چندین رمان، داستان بلند و مجموعه داستان کوتاه نوشته است. او یکی از پرافتخارترین نویسندگان معاصر آمریکا است. او در سال 2008 یکی از سه دریافت‌کننده جایزه TED بود، همچنین در همان سال توسط یوتن ریدر به‌عنوان یکی از "50 فرد خلاق و آرمان‌گرا که جهان را تغییر می‌دهند" معرفی شد. برخلاف شهرت بسیار این نویسنده در جهان تعداد کمی از آثار او به فارسی ترجمه شده‌اند.

ترجمه کتاب جاده‌ای به نا کجا به زبان فارسی  

کتاب «جاده‌ای به نا کجا» نوشته‌ی «دیو ایگرز» با ترجمه‌ی «ایمان مختار» از سوی انتشارات خوب در سال 1399 منتشر شد که نسخه‌ی الکترونیک آن در همین صفحه از فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است. «ایمان مختار» مترجم این اثر متولد سال 1361 است و در زمینه‌ی ترجمه‌ی آثار انگلیسی فعالیت می‌کند.  

در بخش‌هایی از کتاب جاده‌ای به نا کجا می‌خوانیم

باز هم چهار ناهارش را بدون توقف و داخل ماشین خورد. سرتاسر روزنه نه را دیده بود و نه با مانعی برخورد کرده بود. روزی آرام و خلسه‌آور، کنار جاده هم خالی بود و لخت. وقتی آخرین قطره‌های آب بطری را نوشید، صفحه نمایش نشان داد که ماشین دارد به تنها پلی نزدیک می‌شود که در مسیرش تا پایتخت وجود دارد. به دوردست چشم دوخت و کمی بعد توانست خطوط محو پلی فولادی را ببیند که از رودخانه‌ای با دهانه‌ای به عرض تقریبی چهل متر می‌گذشت. می‌دانست که این پل را واحد دیگری در شرکت، طراحی و ساخته است؛ در نتیجه، بابت گذر از روی آن با ماشینی سی و چهار تنی نگرانی نداشت. در کشورها و مأموریت‌های دیگر، از روی پل‌هایی عبور کرده بود که محلی‌ها ساخته بودند؛ بنابراین هنگام عبور از آن‌ها دلهره شدیدی به سراغش می‌آمد. در چنین جاهایی از جهان، مهارت‌های مهندسی چندان پیشرفته نبود.

همان‌طور که به پل نزدیک می‌شد، تلألؤ جریان کند آب رودخانه هم نمایان شد. آب وسط رودخانه حدود یک متر عمق داشت. دو سمت رودخانه را پشته‌های کوچک خاک در خود گرفته بود و زنان روی آن‌ها چمباتمه زده بودند و داشتند روی تخته‌های رخت‌شویی آلومینیومی، رخت چرک‌هایشان را می‌شستند. وقتی آر. اس. ۸۰ به سر پل رسید، چهار گروهی از پسران را دید که در قسمت کم عمق رودخانه، مشغول آب بازی بودند. به هم آب می‌پاشیدند، لگد می‌پراندند و قطرات آب همچون جرقه‌های آتش‌بازی می‌درخشیدند و می‌افتادند.

چهار یادش آمد که خطر بیماری تیفوس در آن منطقه زیاد است و دوست نداشت به این فکر کند که یکی از آن پسرها به دلیل بازی در آبی چنین آلوده و پاشیدن بی‌ملاحظه آب به دهان دیگری، ناقل این بیماری شود. اگر یکی از آن‌ها آلوده بود، دیگر کاری از دست کسی برنمی‌آمد. از آنجا تا پایتخت هیچ پزشکی نبود.

یکی از پسرها که از دیگران قدبلندتر بود، به سمت پل دست تکان داد. چهار دقیق‌تر که نگاه کرد فهمید پسربچه نیست، بلکه مردی است که دارد دست تکان می‌دهد. مردی باریک اندام با موی بلند. نه بود. او داشت همراه پسران محلی، در آب بازی و شادی می‌کرد. چهار نگاهی به بالا و پایین رودخانه انداخت و کواد را سمت مقابل، در کنار رودخانه دید که به‌صورت خطرناکی روی شیب پارک شده بود. نه یکریز دست تکان می‌داد. انگار تا واکنشی از چهار نمی‌دید، دست بردار نبود.

مشخصات جاده‌ای به نا کجا

  • ناشر نشر خوب
  • تاریخ نشر ۱۳۹۹/۰۹/۱۵
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.91 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۳۹ صفحه
  • شابک

نظرات کاربران درباره جاده‌ای به نا کجا