Loading

چند لحظه ...
رها می‌کنم

رها می‌کنم

نسخه الکترونیک رها می‌کنم به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۱۲,۰۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

نقد و بررسی رها می‌کنم

درباره کتاب رها می‌کنم

کتاب «رها می‌کنم» J'abandonne نوشته‌ی «فیلیپ کلودل» در سال 2000 منتشر شد. این اثر درباره‌ی گروهی از افراد است که باوجود انجام کار درست و به جا معمولاً مورد غضب و خشونت افراد دیگر قرار می‌گیرند. داستان اصلی این کتاب درباره‌ی افرادی است که در بیمارستان‌ها مشغول به کار و مسئول بیان پیشنهاد اهدای عضو به خانواده‌های داغدار هستند. این افراد خود را کفتار نامیده‌اند که هرگز عجله ندارند. آن‌ها ساعت‌ها دور طعمه‌های خود حلقه می‌زنند و منتظر ضعیف شدن و مرگ هستند. آن‌ها تنها زمانی درخواست خود را پیشنهاد می‌دهند که خانواده‌ی آن فرد تا انتهای مسیر رفته‌اند و هیچ راه برگشتی ندارند. شخصیت اصلی این کتاب خود را این‌گونه معرفی می‌کند: «ما کفتار هستیم. این لقبی است که آن‌ها در حلقه‌ی کوچکی که کار می‌کنیم به ما داده‌اند. از این اسم بیزارم. روز و شب حالم را بد می‌کند. کار ما این است که خانواده‌هایی را که یکی از اعضایشان به‌تازگی از دست رفته برای پذیرفتن پیشنهادی خاص آماده کنیم. ما مرگش را به آن‌ها اطلاع می‌دهیم و در همان موقع، درست در همان زمان یا کمی بالاتر، تلاش می‌کنیم اجازه‌ی اهدای اعضای مختلفش را بگیریم.... شغلم حالم را بد می‌کند. خیلی چیزها حالم را بد می‌کند.»

کتاب «رها می‌کنم» نوشته‌ی «فیلیپ کلودل» اثری خاص و تأمل‌برانگیز است. خیلی از افراد اهدای عضو را کاری پسندیده و خوب می‌دانند ولی هیچ‌کس نمی‌داند فردی که بخواهد پیشنهاد آن را در تلخ‌ترین لحظات زندگی به خانواده‌ی آن فرد بدهد چقدر نقش سختی دارد. «فیلیپ کلودل» در این کتاب به سراغ موضوعی دست نخورده رفته است و تصویری متفاوت از زندگی گروهی از مردم نشان داده است. این کتاب، روایتی کوتاه است و مطالعه‌ی آن زمان کوتاهی می‌خواهد ولی احتمالاً از آن کتاب‌هایی است که تا آخر عمر هیچ‌گاه از یاد نمی‌رود.

درباره فیلیپ کلودل

«فیلیپ کلودل» Philippe Claudel نویسنده و کارگردان فرانسوی در تاریخ 2 فوریه 1962 است. در دومباسل سور مورته، مورته و موزله متولد شد. او پس از تحصیل در نانسی، در آنجا ماند و یازده سال به‌عنوان معلم در زندان‌ها کار کرد، تماس با شاگردانش الهام‌بخش داستان‌های کوتاه، رمان‌ها و سپس فیلم‌نامه‌هایش بود. او در مصاحبه‌ای عنوان کرده است تجربیاتش در آن سال‌ها باعث شده است که او از نظرات ساده و بدون پشتوانه‌ی خود درباره‌ی افراد و کارهایشان صرف‌نظر کند و قضاوت بی‌جا نکند. مشهورترین اثر این نویسنده رمان «روح‌های خاکستری» است که برنده‌ی جایزه Renaudot فرانسه شد و در لیست کوتاه جایزهی Gumshoe آمریکا قرار گرفت و همچنین برنده‌ی جایزهی مارتین بک سوئد شد. کتاب نوه‌ی آقای لین یکی دیگر از آثار این نویسنده است که با دو ترجمه‌ی مختلف در ایران منتشر شده است، هر دو نسخه‌ ترجمه‌ی این اثر در سایت و اپلیکیشن فیدیبو برای خرید و دانلود موجود هستند.

«فیلیپ کلودل» علاوه بر نویسندگی، استاد ادبیات دانشگاه نانسی است و تاکنون چندین جایزه دریافت کرده است. او کارگردان فیلم من خیلی دوست داشتم I've Loved You So Long در سال 2008 بود که تحسین بسیاری از بینندگان و افراد صاحب نظر را به دنبال داشت. این فیلم در سال 2009 موفق به دریافت جایزه‌ی BAFTA برای فیلم غیر انگلیسی شد و توجه رسانه‌ها را به خود جلب کرد.

ترجمه کتاب رها می‌کنم به زبان فارسی

کتاب «رها می‌کنم» نوشته‌ی «فیلیپ کلودل» با ترجمه‌ی «فهیمه باطنی» از سوی انتشارات خوب در سال 1398 منتشر شد که نسخه‌ی الکترونیک آن در همین صفحه از فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است. «فهیمه باطنی» مترجم این اثر متولد سال 1366 است، او به‌تازگی وارد حرفه‌ی مترجمی‌شده است. او در ابتدای کتاب «رها می‌کنم» اطلاعات خواندنی درباره‌ی نویسنده، افتخاراتش و فعالیت‌های ادبی‌اش نوشته است که مطالعه‌ی آن‌ها خالی از لطف نیست.

در بخشی از کتاب رها می‌کنم می‌خوانیم

من هر دوی‌مان را تصور کردم، در خیابان، روی آسفالت، تو در حال خواب و مرگ، من چشم‌هایت را می‌بندم، در حالی که رهگذران را صدا می‌زنم، سرشان داد می‌زنم که بایستند. بعد در مقابل بی‌تفاوتی آن‌ها، با تو به خواب می‌روم و می‌میرم. چون امروزه مردم فقط برای لذت بردن از بدبختی‌های دیگران می‌ایستند، برای تماشای آخرین ناله‌های سگ‌های در حال مرگ، برای اجساد متلاشی شده لای ورقه‌های ماشین. آن‌ها به پیشروی‌شان ادامه می‌دهند تا جایی که به التماسشان بیفتی. اما وقتی که سرشان داد می‌زنی که بایستند و به کمک بیایند، نمی‌ایستند. کمی قبل، این اتفاق در محله ما افتاد، یعنی وقتی یک دختر جوان شانزده ساله، نادژ. ف، در روز روشن نزدیک یک ساختمان مورد آزار قرار گرفت، در حالی که در دو قدمی‌اش رهگذران می‌گذشتند و او انتظارشان را می‌کشید و می‌دیدشان که نگاهی به او می‌اندازند و فرار می‌کنند. دو مرد به او چندین بار تجاوز و بعد فرار کردند. او را با ضربه‌های پیچ گوشتی - پنج تا در قفسه سینه، سه تا در شکم - از پا درآوردند و با یک چاقوی ضامن‌دار دیافراگمش را دریدند و رهایش کردند تا بمیرد.

بارانی‌ام به پشتم چسبیده بود. ضربه‌های زنان یوگسلاو محکم‌تر می‌شد. آب دهانشان را به سمتم می‌انداختند. بچه‌هایشان هنوز بی‌جان بودند. بلند شدم. از مقابل نگاه‌هایی که قضاوتم می‌کردند گذشتم. شیشه ایستگاه اتوبوسی تصویر صورتم را منعکس می‌کرد که به‌سختی شناختمش. خون خشک شده، شکل پوسته درازی به خود گرفته بود که به لكه ننگی شباهت داشت. مردم از اطرافم گریختند. دوباره داشتم دیر به محل کارم می‌رسیدم و این موضوع آن‌قدر زیاد شده بود که به زودی من را به تأخیرهایم می‌شناختند. بعد دیگر هیچ. از آنجا رفتم. به راهم ادامه دادم.

زن حلقه‌ای به دست دارد. تازه متوجه آن شده‌ام. آن را در انگشتش می‌چرخاند.

تلفن همین الان اسم، سن و محل کارش را به ما اعلام کرد و توضیح داد که فقط یک بچه داشته، یعنی همین دختر جوانی که تازه فوت کرده است. او همچنین به ما گفت که زن شش سال است که بیوه شده. از شش سال پیش حلقه‌اش را نگه داشته است. من که فردای مرگ مادرت انداختمش در سین. می‌توانستم هرجایی بیندازمش. دنبال جای خاصی نمی‌گشتم، فقط می‌خواستم از شرش خلاص شوم. داشت خفه‌ام می‌کرد. تحمل نوازشش غیرممکن بود.

زن از کیف دستی‌اش که هنوز دارد آن را محکم به خودش می‌فشارد، یک بسته دستمال کاغذی برمی‌دارد.

مشخصات رها می‌کنم

  • ناشر نشر خوب
  • تاریخ نشر ۱۳۹۸/۰۸/۲۰
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.6 مگابایت
  • تعداد صفحات ۷۷ صفحه
  • شابک

نظرات کاربران درباره رها می‌کنم