عادل فردوسی‌پور - پیگیر اخبار نباشید
Loading

چند لحظه ...
کتاب صوتی کالسکه کتاب صوتی

کتاب صوتی کالسکه

نسخه الکترونیک کتاب صوتی کالسکه به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

نسخه نمونه کتاب صوتی کالسکه را رایگان بشنوید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۴,۰۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

درباره کتاب صوتی کالسکه

- درباره کتاب: کتاب حاضر، داستانی است که با زبانی ساده و بیان جزئیات لازم نگاشته شده است. نویسنده داستان را با پرداخت مناسب شخصیت‌ها و توصیف عمیق‌ترین احساسات و افکار آن‌ها و همچنین با بیان دقیق جزئیات صحنه‌ها نگاشته تا خواننده را از ابتدا تا انتهای کتاب با خود همراه سازد. در داستان می‌خوانیم: شهر کوچک زمانی که هنگ سواره‌نظام در آن مستقرشده بود شورونشاطی پیدا کرده بود. پیش از آن، شهر خیلی سوت‌وکور بود. پیش از آن وقتی‌که سوار بر کالسکه و درشکه از شهر می‌گذشتی، همه بهت‌زده نگاه می‌کردند. - درباره نویسنده: نیکلای واسیلیِویچ گوگول ۱۸۰۹–۱۸۵۲ نویسنده‌ی بزرگ روس بود. گوگول بنیان‌گذار سبک رئالیسم انتقادی در ادبیات روسی و یکی از بزرگترین طنزپردازان جهان است. گوگول در روستای بالشیِه ساروچینتسی در ایالت پولتاوا (واقع در اوکراین) به دنیا آمد. کودکی او در املاک خانوادگیشان در دهکده‌ی واسیلیِفکا سپری شد. در ۱۸۱۸ وارد مدرسه‌ی شهرستان شد و سپس در دبیرستان علوم عالی شهر نیژین به تحصیل ادامه داد. پس از پایان دبیرستان به پترزبورگ رفت و امیدوار بود بتواند در آنجا شغل دولتی نان‌وآب‌داری به دست آورد، ولی پترزبورگ این امید را برآورده نساخت و گوگول مقامی بیش از یک کارمند ساده به دست نیاورد. در ۱۸۲۹ منظومه‌ی هانس کوشِل‌گارتِن را به چاپ رساند. این کتاب با موفقیتی روبه‌رو نشد و تقریباً تمام نسخه‌های آن را خود گوگول خرید و آتش زد. این ناکامی، نویسنده‌ی نوپا را نسبت به ادبیات دلسرد کرد، ولی سرخوردگی او طولانی نبود. در سالهای ۱۸۳۱-۱۸۳۲ داستان‌های منثور شب‌هایی در قصبه‌ی نزدیک دیانکا منتشر شد و تحسین الکساندر پوشکین را برانگیخت. رمانتیسم این داستان‌ها در مضمون‌های افسانه‌ای و قصه‌وار آنها و نیز در به تصویر کشیدن زندگی خوش و بی‌غم مردم نمود می‌یافت. این اثر گویای عشق و علاقه ی نویسنده به زادگاهش، اوکراین، و مردم آن است و در آن هنوز از خنده‌ی تلخ و آمیخته به گریه که در مجموعه ی بعدی داستان‌های او با عنوان میرگورود (۱۸۳۵) احساس می‌شود خبری نیست. گوگول در میرگورود به نمایش زندگی پیش‌پاافتاده و مبتذل مردم عامی روی آورد. این نخستین بار بود که در ادبیات روس نیروی هولناک زندگیِ فاقد معنویت نمایان می‌شد و ریشه‌های اجتماعی آن آشکار می‌گشت. گوگول از سال ۱۸۳۵ تا ۱۸۴۲ مشغول نگارش مجموعه ی داستانهای پترزبورگی (شامل داستان‌های دماغ، پرتره، کالسکه، بلوار نفسکی، یادداشت‌های یک دیوانه و شنل) بود که در آنها استادیِ نویسنده در قلمروهای جدیدی جلوه می‌یافت: گوگول در این داستان‌ها در مقام روایتگر شهرها رخ می‌نماید که عمق تضادهای اجتماعی موجود در شهر را به چشم دیده و دریافته است. - بخشی از کتاب: پشت بام خانه‌ها، مثل اکثر شهرهای جنوب کشورمان، گالی پوش بود. و سال‌ها پیش یکی از شهردارهای شهر دستور داده بود باغچه‌های جلوی خانه ها را از هرچه گل و گیاه بود پاک کنند تا شهر هرچه نظیف‌تر شود. وقتی که از خیابان می‌گذشتی احدی را نمی‌دیدی، مگر شاید خروسی را که برای خودش قدم می زد. خیابانِ خاکی مثل بالشی نرم بود و خاک اش چنان که با کم‌ترین بارانی گل وشل می شد. وقتی که باران می‌گرفت، چارپایان چاق وچله‌ئی که شهردار دوست داشت فرانسوی‌ها خطاب شان کند همه به خیابان می‌ریختند، حمام گِل می‌گرفتند، پوزه‌های گنده‌شان را از تُو گل ولای بیرون می‌کردند، و چنان نعره‌های بلندی می‌کشیدند که توی مسافر چاره‌ئی نداشتی جز آن که اسبت را هِی کنی و چهارنعل دور شوی و پشت سرت را هم نگاه نکنی. اما در آن زمان فی الواقع مسافری هم از شهر نمی‌گذشت. به ندرت، بسا به ندرت، مالکی صاحب یازده سرف در ملک اش، پوستینی بر دوش، سوار بر چیزی که نه درشکه بود و نه کالسکه و چیزی مابین آن دو بود، تلق وتلق از روی سنگ‌های گِرد و قلمبه می‌گذشت و از لای کیسه‌های آرد این طرف و آن طرف را نگاه می‌کرد و ماچه خر قهوه ای‌اش را که جفت اش اسب نرِ جوانی بود، هِی می‌کرد. حتی بازار شهر هم دل گیر بود. مغازه‌ی خیاطی، ابلهانه است اما، به جای آن که برِ خیابان باشد، اریب قرار گرفته بود. آن طرف، ساختمانی سنگی بود، با دو پنجره، که پانزده سال بود در دست احداث بود. کمی آن طرف‌تر دکه‌ای چوبی بود که خاکستری رنگش کرده بودند تا به گل ولای خیابان بیاید. اصل اش این دکه را برای این ساخته بودند که بقیه از آن الگو بر دارند. ساختن دکه از ابتکارهای شهردار در دوره‌ی جوانی اش بود، آن وقت‌ها که هنوز به چرت بعدازظهر و خوردن شراب مخلوط عصرانه با چند انگور فرنگیِ خشک عادت نکرده بود.

ادامه...

مشخصات کتاب صوتی کالسکه

نظرات کاربران درباره کتاب صوتی کالسکه