دسته‌ بندی
Loading

چند لحظه ...
زنان محلۀ استپفورد

زنان محلۀ استپفورد

نسخه الکترونیک زنان محلۀ استپفورد به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف salam این کتاب را در اولین خریدتان با «۹۰٪ تخفیف» بخرید!

نقد و بررسی زنان محلۀ استپفورد

با تمام شعارهای برابری حقوق زنان و مردان، همچنان ناعدالتی بسیاری در جهان دیده می‌شود. در تمامی ادوار تاریخ زنان بسیاری از جان و مال خود برای حقوق برابر گذشته‌اند. در جریان تلاش‌های این زنان جنبش فمنیسیم شکل گرفته‌است. برخلاف تصور بسیاری از افراد این جنش ضد مردان نیست، بلکه ضد تمامی نابرابری‌ها و ظلم‌ها است.

نقد و بررسی کتاب زنان محله استپفورد

کتاب زنان محله استپفورد The Stepford Wives به قلم آیرا لوین Ira Levin نوشته شده‌است. این کتاب در سپتامبر سال 1972 در آمریکا به چاپ رسید. کتاب زنان محله استپفورد رمانی هجوآمیز است. داستان این کتاب کاملا معطوف به حقوق زنان و فمنیسم می‌شود. این کتاب داستان خود را در سه فصل روایت می‌کند. ژانر این کتاب طعنه‌آمیز به شرایط زنان و هیجان‌انگیز است.

داستان کتاب زنان محله استپفورد از نقل مکان یک خانواده جوان آغاز می‌شود. شخصیت اصلی داستان جوآنا Joanna ، زن عکاس و طرفدار فمنیسم است. بعد از گذشت مدتی از اقامت این خانواده، جوآنا متوجه چیز عجیبی در این محله می‌شود. زنان این محله همانند ربات‌هایی برای همسرانشان بدون هیچ اراده‌ای و مطیع هستند. با پیشرفت داستان، جوآنا متوجه می‌شود که همسرش توسط مردان محله شستشوی مغزی داده شده‌است. در این محله مردان یک انجمن محلی دارند. در این انجمن اتفاقات عجیبی رخ می‌دهد. این مردان از همسرانشان عروسک‌های کوکی ساخته‌اند، که تنها به خانه‌داری و ظاهرشان فکر می‌کنند. این زنان بالاترین لذت زندگی را رضایت همسرانشان می‌دانند.

جوآنا همانند این زنان نیست. به همین دلیل زندگی کردن در این محیط برایش سخت است. مخصوصا که شوهر او نیز به کلوپ مردان این منطقه پیوسته است. جوآنا به دنبال راهی برای خلاصی از این شرایط، به کتابخانه محله می‌رسد. او با مراجعه به کتابخانه و تحقیق درمورد گذشته محله استپفورد، کشف کرد، که برخی از زنان زمانی از موفق‌ترین و فعال‌ترین زنان دنیا بوده‌اند. اما چه اتفاقی افتاده است؟

جوآنا در بین این زنان دوستی به نام بابی پیدا می‌کند. او نیز برخلاف دیگر زنان به استقلال و زندگی آزادانه علاقه دارد. با این حال، سرانجام بابی نیز به یک زن خانه‌دار و مطیع تبدیل می‌شود. برخلاف تمامی تلاش‌های جوآنا، او تصمیم به فرار از این محله می‌گیرد. اما همسرش کلیدهای ماشین و خانه را از او گرفته و به همین دلیل جوآنا مجبور می‌شود با پای پیاده فرار کند. او از خانه فرار می‌کند اما چند نفر از باشگاه مردان او را ردیابی می‌کنند. آن‌ها با حیله به جوآنا می‌گویند که بابی در حال مرگ است. اما بابی تله‌ای برای برگرداندن جوآنا است.

در آخر داستان جوآنا نیز تبدیل به یکی از زنان استپفورد شده‌است. او عکاسی را رها کرده و مطیع همسرش است. این درحالی است که به نظر می‌رسد، زن جدیدی به نام روتان قربانی بعدی ماجرای مرموز این محله است. این کتاب در فرای داستان خود، حقوق به زور گرفته شده زنان را یادآوری می‌کند. جوآنا نماد تمامی زنانی است که برای ساده‌ترین حقوقشان جنگیده‌اند.

نویسنده این کتاب لوین بعدا اشاره کرد که نام درست این محله استمفورد است. اما او این واژه را به کلمه استپ Step ترکیب کرده است. استپفورد امروزه در لفظ عامیانه به معنای همسران مطیع است. این واژه برای تفکرات فمنیسم واژه‌ای توهین آمیز به شمار می‌رود. زیرا همسر مطیع کسی است که بدون فکر هرچه به او بگویند را انجام می‌دهد.

اقتباس‌های سینمایی از کتاب زنان محله استپفورد

با اقتباس از رمان زنان محله استپفورد دو فیلم سینمایی ساخته شده‌است. اولین فیلم در سال 1975 توسط کارگردان برایان فوربز Bryan Forbes انگلیسی ساخته شد. در این ورژن بازیگرانی بسیاری از جمله کاترین رز Katharine Ross، پیتر مسترسون Peter Masterson و ... به هنرنمایی پرداخته‌اند. دومین فیلم سینمایی نیز با همان عنوان در سال 2004 ساخته شد. کارگردان این فیلم فرانک اوز Frank Oz است. به علاوه ستارگانی همچون نیکول کیدمن Nicole Kidman، بت میدلر Bette Midler و فیث هیل Faith Hill در این فیلم حضور دارند.

ترجمه کتاب زنان محله استپفورد به زبان فارسی

کتاب زنان محله استپفورد توسط شیما طیبی جزایری ترجمه شده‌است. این کتاب در سال 1398 توسط انتشارات نشر خوب به چاپ رسید. خانم جزایری آثار بسیاری را از زبان‌های انگلیسی و اسپانیایی به زبان فارسی بازگردانده است. در کارنامه هنری این مترجم آثار بسیاری در زمینه ادبیات و کتاب‌های آموزشی وجود دارد. از آثار این مترجم می‌توان به رومئو و ژولیت، هملت، شب دوازدهم، کتاب اصطلاحات زبان اسپانیایی، رویا در شب نیمه‌ی تابستان و توفان اشاره کرد. کتاب الکترونیکی تمام آثادر ذکر شده در فیدیبو موجود است. به علاوه شما می‌توانید کتاب الکترونیکی زنان محله استپفورد به قلم آیرا لوین و ترجمه شیما طیبی جزایری و انتشارات نشر خوب را از همین صفحه در فیدیبو دانلود و تهیه نمایید.

درباره‌ی نویسنده کتاب زنان محله استپفورد، آیرا لوین

آیرا ماروین لوین Ira Marvin Levin زاده 27 اکتبر سال 1929 است. وی در منهتن آمریکا چشم به جهان گشود. پدر لوین یکی از بزرگ‌ترین واردکنندگان اسباب باز بود. به همین دلیل او در شرایط اقتصادی بسیار خوبی بزرگ شد. لوین فارغ التحصیل رشته فلسفه و زبان انگلیسی از دانشگاه نیویورک است. بعد از اتمام تحصیل لوین به مدت 2 سال در ارتش خدمت کرد. اولین اثر او در سال 1951 با نام «پرتره لدا» بعد از اتمام دانشگاه منتشر شد.. این اثر به صورت یک فیلم‌نامه بود که از رادیو پخش شد. سرانجام اولین رمان خود را به نام «آخرین بوسه قبل از مرگ» در سال 1953 منتشر ساخت. این رمان جایزه ادگار را در سال 1954 بدست آورد. با اقتباس از آثار او فیلم‌های بسیاری ساخته شده‌است. از آثار این نویسنده بزرگ می‌توان به نقره، این روزگار محشر، پسر رزماری، بوسه‌ای پیش از مرگ و ... اشاره کرد. لوین در سال 2007 در حالی تنها 78 سال داشت درگذشت.

بخشی از کتاب زنان محله استپفورد

پارکینگ فروشگاه تقریباً پر بود، ولی توانست جایی نزدیک ورودی فروشگاه پیدا کند. این موضوع، به همراه گرمای خورشید و بوی شیرین و رطوبت هوا به هنگام بیرون آمدن از ماشین، حالش را بهتر کرد و باعث شد کمتر از اینکه باید خرید کند، ناراحت باشد. به هرحال، کمی ناراحتی‌اش کمتر شد.

خانم اوستریان، لنگ لنگان و عصازنان از ورودی فروشگاه به سمتش آمد. کیسة کوچکی در دستش بود و -باورش نمی‌شد - لبخندی دوستانه برچهره سفید سلطان قلب‌ها بود. برای او؟ خانم اوستریان گفت:«صبح به خیر خانم هندری.»

شما چه می‌دانید، سیاه‌ها غیرقابل تحمل هستند. گفت:«صبح به خیر.»

«مارس مثل بره‌ای آروم داره می‌ره این طور نیست؟»

گفت:«بله، همین طوره. اول شبیه به شیری دوسر بود.» خانم اوستریان ایستاد و نگاهش کرد. گفت:«چند ماهه به کتابخونه نمی‌آین. امیدوارم تلویزیون شما رو از ما نگرفته باشه.»

لبخندی زد و گفت:«آهان نه، من نه. مشغول کار بودم.»

«روی کتاب دیگه ای؟»

«بله»

«خوبه. من رو خبر کنین که کی قراره چاپ بشه؛ یه نسخه سفارش می‌دیم.»

گفت:«خبر می‌کنم و به زودی به کتابخونه هم می‌آم. کارم تقریبا تموم شده.»

خانم اوستریان با لبخند گفت:«روز خوبی داشته باشین.»و عصازنان دور شد.

«متشکرم. شما هم همین طور.»

خب. این هم یک فروش. شاید زیادی حساس شده بود. شاید خانم اوستریان با سفید پوست‌ها هم در اول آشنایی زیاد نمی‌جوشید.

 

 

 

 

مشخصات زنان محلۀ استپفورد

  • ناشر نشر خوب
  • قیمت نسخه چاپی قیمت نسخه چاپی ۳۵,۰۰۰ تومان
  • تاریخ نشر ۱۳۹۸/۱۰/۰۱
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.02 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۴۰ صفحه
  • شابک

نظرات کاربران درباره زنان محلۀ استپفورد