در صورتی که از فیدیبو کد هدیه دریافت کرده‌اید، اینجا را کلیک کنید.


پابلو اسکوبار درسال ۱۹۴۹ در ریونگرو کلمبیا به دنیا آمد. پدرش کشاورز و مادرش معلم بودند. اسکوبار قبل از اینکه وارد تجارت مواد مخدر بشه ، سنگر قبر و ماشین دزدی خرید و فروش می‌کرد. اما وقتی شروع به قاچاق کوکائین به آمریکا کرد تبدیل به بزرگ‌ترین قاچاقچی تاریخ شد!
در سال ۱۹۸۰ اسکوبار ۸۰ درصد از کوکائین‌های قاچاق شده به آمریکا رو تامین می‌کرد. وزن مواد قاچاق شده به آمریکا در این زمان به چیزی حدود ۱۵ تن در روز می‌رسید و روزانه در حدود پانصد هزار دلار از این راه درآمد داشت.
صد و چهل و دو هواپیما، ۲۰ هلی کوپتر، ۳۲ قایق و ۱۴۱ ملک شخصی، تنها بخشی از دارایی‌های اسکوبار بود. اسکوبار از نگاه مجله فوربز، هفت سال پشت سر هم به عنوان ثروتمندترین شخصیت جهان شناخته شده بود.
اسکوبار برای فرستادن کوکائین به آمریکا از هواپیماهای اختصاصی، زیردریایی، چرخ‌هواپیماهای مسافربری، هلی کوپتر و ... استفاده می‌کرد.
ثروت اسکوبار چیزی حدود سی میلیارد دلار بود! بخش زیادی از این ثروت رو به صورت نقد و داخل بشکه و در زیرزمین منازلش نگهداری می‌کرد. حدود ده درصد از این پول‌ها توسط موش‌ها جویده شدند!!!
اسکوبار برای اینکه پول‌های نقدش رو بتونه بسته بندی کنه ماهانه حدود ۲۵۰۰ دلار هزینه می‌کرد! وقتی اسکوبار به همراه خانوادش از دست پلیس فراری بود، دخترش مائولا مریض شد. پابلو برای گرم نگه داشتن دخترش مجبور شد ۲ میلیون دلار از پول‌هاش رو آتش بزنه!
اسکوبار مسئول مرگ ۴۰۰۰ نفر شناخته میشه. نزدیک به ۲۰۰ قاضی، هزار پلیس و روزنامه نگار و مسئولین دولتی از این دست هستند.
پابلو با ثروتی که داشت قدرت باورنردنی‌ای در کلمبیا به دست آورده بود و دولت کلمبیا عملا قدرت رویارویی با اون رو نداشت. اما کلمبیا از طرف آمریکا هم تحت فشار بود و مجبور بود تا هرطور شده پابلو رو دستگیر کنه. پابلو برای اینکه دولت رو راضی کنه تا به نوعی با اون کنار بیاد، پیشنهاد داده بود تا کل بدهی‌های خارجی کلمبیا که مبلغ ده میلیارد دلار بود رو پرداخت کنه.
اسکوبار وقتی راضی شد تا به زندان بره، زندان اختصاصی خودش رو ساخت، در یک منطقه خوش آب و هوا با چند زمین ورزش، کازینو، فرودگاه اختصاصی و هرچیزی که برای تفریح لازم بود!
اسکوبار علاقه زیادی به خانوادش داشت و دختر و همسرش رو خیلی دوست داشت. دختر پابلو همیشه دوست داشت اسب شاخدار داشته باشه، چیزی که فقط توی قصه‌ها وجود داشت. اما پابلو این آرزو رو برآورده کرد! برای اون یک اسب خرید و سفارش داد تا اسب رو عمل کنن و یک شاخ روی سرش بذارن و اون رو به دخترش هدیه داد!!! اما اون اسب بدشانس خیلی زنده نموند و بر اثر عفونت مرد.
علیرغم کارهای وحشتناکی که اسکوبار انجام داده بود، اما علاقه زیادی به فقرا و حل مشکلاتشون داشت. تعداد زیادی مدرسه و بیمارستان و ورزشگاه و .. با پول پابلو و برای فقرا ساخته شد. به دلیل همین حمایت ها مردم کلمبیا به اون لقب رابین هود داده بودند. روز خاکسپاری پابلو بیست و پنج هزار نفر از همین فقرا حضور داشتند و با احترام اون رو به خاک سپردند.

کتاب کشتن پابلو داستان جذابی از زندگی بزرگترین تبهکار دنیا رو روایت می‌کنه.


کتاب کشتن پابلو  رو از اینجا دریافت کنید.